گُلی که قبل از شکفتن، پَر پَر شد!…

بمناسبت شهادت زنده یاد شهید بشیراحمد ریان

امروز صبح همزمان با باز کردن صفحهء فیسبوک چشمم بر این خبر شیر شده از جانب برادر محترم عبدالواحد ریان برخورد کرد، که نوشته شده بود:” شهادت بشیر احمد ریان این مبارز خستگی ناپذیر و صاحب زبان قلم را به همهء راهروان راه حق تبریک می گویم”.  مراسم جنازه امروز دوشنبه بتاریخ 3 عصر 28 مارچ در قبرستان بای پاس در دیار هجرت انجام میشود…”

 

علی الرغم اینکه ما همه روزه در کشور عزیزمان افغانستان از جانب اشغالگران وحشی و دوستان بی مروت داخلی آنان با مصائب، رویداد ها و ناگوارهایی فراوانی مواجه هستیم، و همه روزه اخبار شهادت، اسارت، زخمی شدن، و شکنجه شدن برادران ، دوستان نزدیک و ملت عزیز خود را میشنویم، اما از شنیدن خبر شهادت شهادت بشیر احمد ریان سخت متاثر شدم.

 

با شنیدن این خبر، خاطرات معصومانه و کودکانهء شهید جوانمرگ و آواز تلاوت شیرین او در حلقهء قرآن کریم در سکرین حافظه ام نمایان گردید…

 

تا جائیکه من شهید بشیر احمد ریان را میشناختم، ایشان علی الرغم اینکه از لحاظ سن بسیار خوردسال بود اما از نگاه تعامل با محیط اطراف ، صاحب افکار بلند و اخلاق عالی بود، جوانی با وقار، متدین و زاهد بود، تمام اعمال وافعال زندگی اش تمثیل کنندهء اخلاق، رشادت و مبارزات والد شان انجینر عبدالله گل ریان بود.

نامبرده در خانواده، قریه، مکتب و پوهنتون خود یک انسان محبوب القلوب بود.

 

شهید بشیراحمد آرزوی یک مستقبل صلح آمیز برای ملت رنجدیده و ستمکشیده اش داشت، نامبرده بخاطر همین آرزو اش تعلیماتش در لیسهء شهید حبیب الرحمن را به اتمام رسانده و پس از آن در پوهنزی زبان و ادبیات در پوهنتون قندهار شامل گردید، در هنگام تحصیل تمام ذوق و شوقش با مطالعه، نگارش و تحقیق بود.

 

شهید بشیر محبت بسیار با نوشتار، تلاش های ادبی و خبرنگاری داشت.

نامبرده در همین سن کم ، تعداد زیادی کتب و اثار علمی، تاریخی و تحقیقی را ترجمه و چاپ کرده است.

همچنین در دوران تحصیلی اش همراه با دیگر دوستان پوهنتونش در بسیاری از نشاطات ژورنالیستیکی و فرهنگی ادبی مشغول بود. اگر زندگی با ایشان وفا مینمود، ایشان نیز گلی شکفتهء باغ و بوستان ادب و هنر مثل گل پاچا الفت، رشاد بابا و علامه حبیبی می شد…

 

اما برطبق سخن علامه اقبال که ملت در ضمیر شاعران و دوستداران ادب متولد میشوند و بدستان سیاستمداران می میرند…، شهید بشیر نیز بجای تقدیر علمی از جانب سیاستمداران مزدور و بیگانه پرست با وحشت و بی رحمی تمام به شکل مظلومانه به شهادت رسانده شد.

 

ایشان محصل برجسته و دارای اخلاق بسیار نیکو در پوهنزی زبان و ادبیان پوهنتون قندهار بود، که در هنگام آخرین دور امتحان سال سوم بود که بعد از فراغت از امتحان از سوی نیروهای امنیتی از صحن پوهنتون دستگیر گردیده و بعد از سه ماه اسارت به شکل وحشیانه به شهادت رسانده شد.

 

اینگونه رفتار و اعمال مقامات بی مروت و جاهل با محصل، ژورنالیست، نویسنده در یک موسسهء اکادیمیک در شهر فرهنگ پرور قندهار بیانگر آنست که این جاهلان ارزشهای علمی و اکادیمیکی را نمی شناسند، و نه اهمیتی به آن قائل هستند، و نمیخواهند که در این موسسه کدرهای بیدار و علمی همانند شهید بشیر پرورش یافته و تربیه شوند.

 

در هرصورت:

خون ناحق دست از دامان قاتل برنداشت

دیده باشی لکه های دامن قصاب را

من درحالیکه به خانوادهء علمی و محترم شهید بشیر احمد ریان در مورد شهادت مظلومانهء این جوان گمنام مبارکباد می گویم، و خود را در این غم با آنان شریک میدانم، و از دربار الله متعال خواهان قبولیت شهادت این جوان و جنت فردوس هستم، برای بازماندگان او صبر جمیل و نعم البدل میخواهم.

خداوند متعال روی قاتلان شهید بشیر احمد ریان را سیاه و آنها را در دنیا و آخرت ذلیل گرداند.

 

مطالب مرتبط