معرفی امیر المؤمنین مولوی هبة الله آخندزاده حفظه الله زعیم امارت اسلامی افغانستان

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمين، والعاقبة للمتقين، والصلاة والسلام على اشرف الأنبياء والمرسلين وعلى آله واصحابه ومن اهتدى بهديه وسار على نهجه اجمعين وبعد!

(مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ماعاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا ۲۳ لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ إِن شَاء أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً ۲۴) الاحزاب .

افغانستان قبرستان اشغالگران، منارهء عزت، شهامت و افتخارات، خانهء قهرمانان و حماسه آفرینان، و مدرسهء جهاد، شهادت و جان نثاری است.

در همین کشور در پهلوی غازی ها و مجاهدین تاریخ ساز، علمای متبحر، فقهاء، محدثین و مفسرین نیز به نوبهء خویش کارنامه ها  و خدمات تاریخی انجام داده اند.

اگر محمود غزنوی، شهاب الدین غوری و احمدشاه ابدالی از افغانستان بر شبه قارهء هند حکومت کرده اند و مسلمانان آنجا را از شر ظالمان نجات داده اند، فقهاء، محدثین و مفسرین آن مانند امام ابو داود سجستانی، شیخ الاسلام محمد بن محمد بن بکر الخلمی، امام ابو اللیث السمرقندی البلخی، و امام ابن حبان البستی نیز گوشه های مختلف جهان را به چراغ علم، فقاهت و درایت روشن کرده اند.

خانواده های بسیاری ستاره های درخشان فقاهت، علمیت و درایت جهان اسلامی از مناطق مختلف افغانستان مانند کابل، هلمند، هرات و بلخ بسوی مراکز خلافت اسلامی همچو مکه مکرمه، بغداد و دمشق رحلت نموده و خدمات بزرگی در فقه، احادیث و تفسیر برای مسلمانان انجام داده اند.

انتساب اصلی هسته های علمی همچو امام بزرگ فقه اسلامی، حضرت امام اعظم ابو حنیفه رحمه الله و محدث و راوی مشهور احادیث نبوی مکحول شامی رحمه  الله نیز به افغانستان بود.

این علمای متبحر در افغانستان برای تعلیم و تعلم علوم اسلامی مراکز مشهور را ایجاد کرده اند که در آنجا در جریان تاریخ صدها هزار عالمان را تربیت کرده و برای خدمات علمی به جامعه تقدیم کرده اند.

سلسلهء تعلیم و تعلم علوم اسلامی از سال ۲۰۲ هجری در افغانستان آغاز و تا کنون ادامه دارد.

سلسلهء مذکور در احیاء و ترویج علوم دینی در افغانستان نقش قابل ملاحظه یی داشته است و در بخش های فقه، اصول الفقه، حدیث، اصول حدیث، تفسیر، بلاغت، معانی، صرف و نحو عالمان خوبی تربیت کرده است.

امتیاز علمای این سلسله در افغانستان بر سایر علمای جهان اسلام اینست که آنان توسط استادان مجاهد در پهلوی تحصیل علم دین، درس دفاع از دین نیز آموختانده می شوند، و غازیان افغانی که تا کنون در داخل کشور و یا هم خارج از کشور جنگ هایی که در مقابل کفارانجام داده اند، در آنهمه نقش علمای مجاهد نسبت به همه بیشتر و آشکار بوده است.

بگونهء مثال سلطان محمود غزنوی در سال ۳۸۸ فتح بزرگ هند را به هدایت و رهنمایی همین علماء انجام داد.

در سال ۵۵۹ هـ ق در زمان حاکمیت سلطان شهاب الدین غوری بر شبه قارهء هند همین علما در مناسب علیای حکومت غوری مسئولیت های مهم داشتند.

در سال ۱۱۶۰ هـ ق هنگامی که حکمران بزرگ افغانستان، احمد شاه ابدالی، جهت مساعدت مسلمانان هندی، عساکر خودرا به هند فرستاد، سبب آن توجیهات و رهنمایی همین علماء بود که نامبرده را به کمک برادران مسلمان خویش تشویق کردند.

در سال ۱۲۵۴ هـ ق در مقابل اشغال انگلیس بر افغانستان، مسئولیت مجاهدین مقاومت کننده بدوش همین علمای جهادی بود.

و در سال ۱۳۵۷ هـ ش هنگامی که کمونستان داخلی با تحریک روس ها کودتا کردند، و بعد از آن نیروهای شوروی بر افغانستان تجاوز کردند، فرماندهی و قیادت مقاومت اسلامی مردم مجاهدافغانستان در مقابل آنان در دست همین علماء بود. سپس افتخار قیام امارت اسلامی در افغانستان نیز نصیب همین علمای کرام گردید که اولین زعیم آن امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد رحمه الله و به تعقیب وی شهید امیرالمؤمنین ملا اختر محمد منصور رحمه الله بود و بعد از وی مسئولیت زعامت امارت اسلامی به عالم توانمند و پذیرفته شدهء معاصر و استاد حدیث شیخ الحدیث  مولوي هبة الله اخندزاده صاحب سپرده شد که می خواهیم در سطور ذیل تعارف و زندگینامهء وی را همرای تان شریک سازیم.

ولادت و نشأت ایشان:

شیخ الحدیث مولوي هبة الله اخند زاده فرزند شیخ مولوی محمد خان و نواسهء مولانا خدای رحیم صاحب در سال ۱۳۸۷ هـ ق به تاریخ ۱۵ ماه رجب المرجب در قریهء ناخونی ولسوالی پنجوایی ولایت کندهار در یک خانوادهء علمی متدین چشم به جهان گشود و مرحلهء ابتدایی زندگی را تحت تعلیم و تربیت علمی والد صاحب خود سپری کرد.

خانوادهء ایشان:

خانوادهء علمی شیخ صاحب از قرن ها به اینسو به سطح منطقه در علم، فضیلت و تقوا شهرت دارد.

مسکن اصلی خانوادهء علمی مذکور ولسوالی تخت پل در جنوب غرب ولایت کندهار می باشد، که سپس به ولسوالی پنجوایی ولایت کندهار انتقال یافته اند و تولد شیخ هبة الله آخندزاده نیز در قریهء ناخونی ولسوالی پنجوایی صورت گرفته است.

والد صاحب وی، شیخ مولوی محمد خان، در میان علمای هم عصر خود از لحاظ علمی و فقهی مشهورترین شخصیت علمی و در مجتمع خود از اعتبار خاص علمی و اجتماعی برخوردار بوده است.

نامبرده به حیث یک عالم دینی در تربیت علمی و اصلاح  مردم منطقه نقش خاصی داشت. در محیط خود وظیفهء تدریس، تبلیغ، دعوت و اصلاح را به پیش می برد، و شاگردان علمی زیادی را برای خدمت و دفاع از دین تربیت کرده است.

در سال ۱۳۵۷ هـ ش هنگامی که کمونستان به رهبری نور محمد ترکی کودتا کردند و اقتدار سیاسی کشور را در دست گرفتند، شیخ مولوی محمد خان صاحب در سطح منطقهء خود از جملهء اولین علمای جهادی بود که در مقابل کمونستان و حاکمیت الحادی شان قیام کرد، و باشندگان مسلمان منطقه که در گذشته از تربیت اسلامی و دعوت شیخ صاحب متأثر بودند در این قیام جهادی از وی حمایت کردند.

همان بود که کمونست های ملحد این کار را تهدیدی بر خلاف حکمرانی جدید خود دانسته  و در فکر از بین بردن شیخ صاحب محمد خان صاحب محرک اصلی قیام جهادی در منطقه شدند.

نیروهای امنیتی حکومت الحادی جهت اسارت و دستگیری شیخ صاحب به خانه و مدرسهء او یورش بردند، مگر شیخ صاحب را الله متعال نجات داد و قبل از اینکه آنان اقدام به اسارت وی کنند شیخ صاحب به منطقهء ریگ ولایت کندهار مهاجر شده و در آنجا به همکاری سایر مجاهدین مبارزه علیه کمونستان را آغاز کرد.

با گسترش و موفقیت های تدریجی مقاومت جهادی در کندهار، شیخ مولوی محمد خان صاحب دوباره به مناطق مسکونی برگشت و تا آخر عمر خود، خدمت جهادی و علمی خودرا جاری نگهداشت.

شیخ هبة الله آخندزاده بعد از وفات والد صاحب خود، به سبب مظالم وحشیانهء شوروی های اشغالگر در جمع صدها هزار هموطنان مجبور به ترک خانه و قریهء خود شد و به پاکستان، کشور همسایه، مهاجر شد و در آنجا در ایالت سرحدی بلوچستان در کمپ مهاجرین واقع جنگل پیر علی زی در پهلوی سایر هموطنان خود، به غرض آزادی کشور خود و قیام حاکمیت اسلامی در آنجا متحمل لحظات تلخ هجرت گردید.

تعليم دینی ایشان:

شیخ هبة الله صاحب اولاد دوم در میان فرزندان پدر خود بود که آغاز تعلیم علوم دینی را از والد صاحب خود کرد. قرائت قرآن کریم، اولیات فقهی، صرف، نحو، ادب عربی، معانی و اصول الفقه را تا دورهء متوسطه از نزد والد صاحب خود آموخت.

بعد از آن، بخاطر حصول تحصیلات عالی شرعی به مدارس و جامعات مشهور در منطقه رخ کرد.

در آنجا همهء فنون علمی را مکمل کرده و در سال ۱۴۱۱ هـ ق دورهء نهایی احادیث را نزد شیخ الحدیث مولوی محمد جان آغا صاحب و شیخ الحدیث مولوی حبیب الله صاحب که به سطح منطقه از علمای مشهور بودند به پایان رسانید و به غرض اکمال تحصیلات عالی شرعی دستار فضیلت را بر سر کرد.

جهاد و مبارزهء سیاسی ابشان:

هنگامی که شیخ صاحب در آخرین مراحل تحصیلات دینی خود بود، سنگر های مقاومت مسلحانه علیه شوروی های اشغالگر در کشور خیلی گرم بود. این زمانی بود که هر افغان بخصوص نوجوانان مرتبط به خانواده ها و حلقات علمی در شوق زیاد بودند که در جبهات جهادی علیه شوروی های اشغالگر و کمونست های داخلی جهاد کنند.

شیخ هبة الله صاحب که در اصل به یک خانوادهء علمی و جهادی تعلق داشت، از همه بیشتر در شوق مقابلهء جهادی و فکری علیه شوروی های اشغالگر و کمونستان داخلی بود، تا آنجا که وی در جریان تعلیم و تحصیل خود نیز بخاطر رفتن به جبهه تقسیم اوقات تعیین کرده بود.

نامبرده در رخصتی های سالانهء مدارس به جبههء ملا حاجی محمد آخند، قوماندان جهادی مشهور در کندهار، می رفت و در آنجا عملا در مقاومت جهادی علیه شوروی های اشغالگر سهم می گرفت.

جبهه جهادی ملا حاجی محمد آخند، جبههء مشهور در سطح جنوب غرب کشور بود که در آن بشمول امیر المؤمنین شهید ملا اختر محمد (منصور)، مسئولین زیاد دیگر طالبان همچو معاون ریاست الوزراء امارت اسلامی، الحاج محمد حسن آخوند، و مسئولین دیگری شمولیت داشتند.

جبههء مذکور در اوائل جهاد به تنظیم حرکت انقلاب اسلامی به رهبری مرحوم مولوی محمد نبی (محمدی) ارتباط داشت، سپس به حزب اسلامی به رهبری مرحوم مولوی محمد یونس (خالص) مربوط شد.

شیخ هبة الله صاحب در جملهء اعضای مهم این جبهه، شخصیتی بود که در میان اعضای جبهه و مجاهدین از حیثیت خوب جهادی و علمی برخوردار بود.

نامبرده در زمان مقابله با شوروی های اشغالگر با هر دو رهبر امارت اسلامی، امیر المؤمنین ملا محمد عمر(مجاهد) و امیر المؤمنین شهید ملا اختر محمد (منصور)، عملا در مرکز های نظامی مشترک مجاهدین سهم گرفته اند و یکبار زخم نیز برداشته است.

زمانی که مجاهدین در حوزهء جنوب غرب، بخصوص ولایت کندهار، برای مراکز گروپ های مربوط به سنگرها و جبهات جهادی خود اصطلاح”اطاق” را استفاده می کردند، شیخ صاحب گاهگاهی سرپرستی اطاق را نیز به عهده می گرفت، مگر اکثر اوقات وی در امور جهادی و بعد از آن در تعلیم و تربیهء علمی مجاهدین سپری می گردید.

شیخ صاحب هنگام مشارکت در جبهات جهادی نیز بر این امر خیلی ترکیز می کرد که باید مجاهدین در مقابل الحاد و سایر مفکوره های باطل، از لحاظ علمی و فکری تربیت شوند. زیرا که کمونست های ملحد و شوروی های حامی آنان در پهلوی اشغال نظامی بر کشور ما، اشغال فکری نیز کرده بودند، و در حالات زیادی مقابله با اشغال فکری نسبت به اشغال نظامی خیلی مهم و ضروری می باشد.

همین سبب بود که شیخ صاحب هم در جبهه و هم در مدرسه به تربیت فکری مجاهدین خیلی اهتمام داشت و در زمان خود، در این ارتباط، فعالیت های قابل ملاحظه یی نیز انجام داده است.

تفوق درسی وی در علوم شرعی:

شیخ صاحب هبة الله در تدریس علوم شرعی بخصوص در فقه، اصول الفقه، تفسیر و حدیث مهارت و استعداد خاص دارد.

از زمان فراغت در سال ۱۴۱۱ هـ ق تا کنون با وجود همه مصروفیت های دیگر جهادی و وظیفوی تدریس علوم مذکور را ادامه داده است و در این بخش شاگردان زیادی را تربیت کرده است.

سبب لقب دادن شیخ به وی اینست که وی در تدریس صحاح سته و اصول الحدیث دست بالا دارد و سند تدریس احادیث وی از طریق شیخ الحدیث مولوی محمد جان آغا صاحب و شیخ الحدیث مولوی حبیب الله صاحب به سند متصل به رسول اکرم صلی الله علیه وسلم می رسد.

نقش تأسیسی او در تحریک اسلامی طالبان:

هنگامی که بعد از خروج شوروی های اشغالگر از افغانستان و فروپاشی نظام کمونستی، جنگ های تنظیمی در کشور آغاز گردید، شیخ هبة الله مانند سایر اعضای جبههء خود به دور از جنگ و جنجال ها مصروف فعالیت های علمی و اصلاحی خود گردید.

با وجود اینکه ولایت کندهار میدان جنگ تنظیمی بود و خیلی فرماندهان تنظیم های سابقه در آن دخیل شدند مگر شیخ صاحب به حیث استاد علمی و مربی یک جبههء جهادی در این جنگ های تنظیمی دخیل نشده و بسوی فعالیت های علمی و اصلاحی خود رو آورد.

وقتی که تحریک اسلامی طالبان به رهبری مرحوم ملا محمد عمر مجاهد در واکنش به فساد و جنگ های تنظیمی بوجود آمد، شیخ صاحب هبة الله به حیث دوست جهادی مؤسس این تحریک از آغاز تحریک در پهلوی او قرار گرفت.

با پیشرفت تحریک اسلامی طالبان در حوزهء جنوب غرب، به سلسلهء تشکیلات اداری، ادارهء محکمهء نظامی در ولایت کندهار از طرف رهبری تحریک در حوزهء نامبرده ایجاد شد.

در این محکمه اشخاص مشهور علمی و مسلکی به سطح کشور جمع شد که از جملهء آنان شیخ صاحب هبة الله نیز بود که رهبریت تحریک، وی را در زمان جهاد به علمیت خوب، فقاهت و تقوا می شناخت.

به حیث رئیس محکمهء نظامی:

در سال ۱۹۹۶ م وقتی که کابل تحت تسلط نیروهای امارت اسلامی قرار گرفت، شیخ صاحب بر اساس فرمان خاص مرحوم امیر المؤ منین  ملا محمد عمر (مجاهد)به حیث رئیس محکمهء نظامی در کابل تعیین شد.

بعد از تنظیم محکمهء نظامی در کابل و آوردن اصلاحات مطلوب در آن، مسئولیت محکمهء نظامی زون شرق به وی سپرده شد.

در زون شرق بخصوص ولایت ننگرهار، بعد از ترتیب محکمهء نظامی و دو سال فعالیت در آنجا، دوباره به حکم امیر المؤ منین  ملا محمد عمر (مجاهد) به کابل آمد و در آنجا تا آخر حاکمیت امارت اسلامی به حیث مسئول محکمهء نظامی باقی ماند.

چرا مسئولیت محکمهء نظامی؟

یکی از خصوصیات بزرگ حاکمیت امارت اسلامی در افغانستان تأمین امنیت بود. تأمین امنیت مثالی در زمان حاکمیت امارت اسلامی حقیقت آشکاری است که دشمن نیز به آن اعتراف می کند.

در تأمین امنیت، در پهلوی اصلاحات دیگر، تنفیذ حدود الله اثر ویژه یی داشت.

زمانی که همهء نظام امارت اسلامی و مسئولین اداری، امنیتی، قضایی و عدلی آن از لحاظ کار و تجربه همه جدید بودند و امکانات امنیتی آن نیز با نیست برابر بود، مگر تنها برکت همین تنفیذ حدود شرعی بود که در کشوری که در آن دو دهه جنگ و نا امنی گذشته بود این چنین امنیت تأمین کند که دوست و دشمن همه بر آن اعتراف کنند.

در زمین خداوند تنفیذ حدود شرعی آنگاه باعث تأمین امنیت می گردد که تنفیذ آن مطابق احکام شریعت صورت گیرد. به همین سبب ترکیز زیاد امارت اسلامی بر این بود که در رأس ادارات قضائی و عدلی چنان اشخاص اهل و خبیر در امور شرعی تعیین گردند که با تنفیذ حدود شرعی در روشنی قرآن و حدیث و علوم شرعی آشنا و از فلسفهء آن با خبر باشند.

در امارت اسلامی تمامی مسئولیت تنفیذ حدود به محاکم شرعی سپرده شده بود و به شکل خصوصی مسئولیت اصلاح و مواخذهء نیروهای نظامی و امنیتی در جبهات و سنگرهای جهادی به محکمهء نظامی سپرده شده بود.

ازینرو مسؤلیت محکمه نظامی ایجاب میکرد که برای آن شخصی انتخاب گردد که هم از لحاظ شرعی وهم از لحاظ مسلکی صلاحیت این مسؤلیت تنفیذی را دارا باشد.

از جانب دیگر، دو چیز برای تعینات در وظائف مهم تنفیذی مهم است:

سابقهء جهادی و علمیت.

شیخ هبة الله صاحب به اعتراف هم مسلکان معاصر خود از هر دوی این خصوصیات برخوردار بود.

همین سبب بود که نامبرده از جانب امير المؤمنین برای مسئولیت مهم و حساس همچو محکمهء نظامی انتخاب شد.

در این انتخاب امیر المؤمنین مرحوم بعضی مصلحت ها نهفته بود که ذیلا به آن اشاره صورت می گیرد:

محکمهء نظامی مهمترین اداره در کابل پایتخت بود که صلاحیت تنفیذ حدود برای آن داده شده بود.

تنفیذ حدود به همان مقداری که مهم بوده و باعث اصلاح مجتمع می گردد، به همان مقدار ضرورت به علمیت، فقاهت، سنجیدگی و دقت جانب تنفیذ کننده ضرورت دارد.

همچنان شخص تنفیذ کنندهء حدود باید در پهلوی صفات فوق از عاطفهء کامل انسانی و شفقت نیز برخوردار باشد.

امیر المؤمنین مرحوم این مشخصات امتیازی را قبلا در شخصیت شیخ صاحب احساس کرده بود، لذا این مسئولیت مهم را برای او سپرد. همین سبب بود که هرگاه بر بعضی محکومین در محکمهء نظامی توسط قاضی ها و مفتی های مسلکی حکم قصاص صادر می گردید اولتر از همه شیخ صاحب هبة الله شخصا از وارثین مقتول خواهش می کرد تا قاتل را عفو کنند. برای آنان دربارهء عفو کردن قاتل در شریعت اسلامی ارشادات الهی و احادیث نبوی را ذکر می کرد، و با الحاح زیاد از آنان می خواست تا قاتل را ببخشند.

در این کار، از بزرگان و محاسن سفیدانی که در صحنهء قصاص حاضر می بودند نیز طلب همکاری می کرد و آنان را به غرض شفاعت نزد وارثین مقتول می برد تا قاتل را عفو کنند.

نامبرده، با وارثین مقتول به حیث یک مسئول حکومتی نه، بلکه به حیث یک عالم و شخصیت با نفوذ طلب عفو قاتل را می کرد، که بارها به برکت همین تلاش های عاطفی محکومین به قصاص توسط خانواده های مقتولین عفو و صاحب زندگی جدید شده اند.

همچنین دربارهء کسانیکه در جرم های جنایی دخیل می بودند وقتی قاضی های مربوطه حکمی صادر می کردند، پس در اثبات آن حکم تمام نیروی بشری خودرا برای رعایت مقررات و اصول فقهی به کار می برد و بر اساس قاعدهء شرعی “الحدود تدرأ بالشبهات” تا به حد امکان، برای راههای عدم تنفیذ آن حدود زمینه سازی می کرد.

از حقیقت فوق، این معلوم می گردد که شیخ صاحب هبة الله هم در زمان حاکمیت امارت اسلامی در یک ارگان با صلاحیت قضایی در تطبیق احکام شرعی منحیث یک مسئول محتاط، سنجیده، با عاطفه و شفیق نقش خودرا ایفا کرده است و اکنون نیز با داشتن همان صفات بحیث امیر امارت اسلامی در پیشبرد امور جهادی و سایر امور شرعی در محدودهء مقررات شرعی متعهد و با وفا می باشد.

نقش مهم او در آغاز دوبارهء جهاد علیه اشغالگران:

در سال ۲۰۰۱ وقتی که اشغالگران امریکائی به همکاری ائتلافیان غربی خود بر افغانستان تجاوز کردند و رهبری امارت اسلامی بعد از یک وقفهء تکتیکی به تنظیم و انسجام دوبارهء مجاهدین در مقابل اشغالگران آغاز کرد، شیخ هبة الله آخندزاده صاحب به همکاری مسئولین دیگر در این مرحلهء حساس جهاد و اعداد نقش مخصوص و مؤثر خودرا داشت.

آن زمان بر اثر تعقیب و پیگرد زیات اشغالگران امریکایی انجام هر نوع فعالیت جهادی نا ممکن تلقی می شد، مگر شیخ صاحب هبة الله به همکاری چند تن شیوخ و علمای مجاهدین در این مرحلهء حساس کشور در تنظیم و ترتیب مجاهدین تلاش های خستگی ناپذیر انجام داد.

مرحوم شیخ صاحب غلام حیدر، شهید شیخ صاحب عبد السلام و محترم شیخ صاحب عبد الحکیم حفظه الله همراه با شیخ صاحب هبة الله در این خدمت تاریخی یکجا بودند که هموطنان مسلمان را به سنگرهای مقاومت جهادی در مقابل اشغالگران صلیبی دعوت می کردند و از لحاظ علمی با بیان ارشادات قرآنی و احادیث نبوی آنان را بخاطر اعلای کلمة الله و دفاع از دین و عقیده به جهاد تشویق می کردند.

در مقابل ائتلاف صلیبی به رهبری امریکا، بلند کردن و آماده کردن افغانان جنگ زده و دست تهی به جهاد سخن عادی نبود.

زیرا که همین افغان ها در زمان اشغال شوروی به نام جهاد و دفاع از اسلام یک و نیم ملیون شهید، هفت ملیون مهاجر، به ملیون ها اسیر، زخمی و معیوب دادند، مگر بدبختانه به اثر اختلافات و جنگ های بعض رهبران تنظیمی این همه قربانی نقش بر آب شد که بر اثر آن همه مردم مجاهد افغان با پریشانی و مایوسی شدیدی مواجه شدند.

مگر از برکت تلاش های خستگی ناپذیر، تقاریر عالمانه، استدلال بلیغ و فصیح شیخ صاحب هبة الله و دوستان با عزم او بود که با وجود اینهمه مایوسی ها و خستگی ها جذبهء جهاد در مقابل اشغالگران صلیبی یکبار دیگر در افغان ها زنده شد و به آنان مقاومت جهادی علیه ائتلاف کفری جهانی به سرپرستی امریکا را آغاز کردند.

در جریان این مقاومت مردم مسلمان افغان به مردم جهان این را نشان دادند که آنان به هر اندازه خسته، مانده و دست خالی باشند، مگر باز هم با اشغالگران جهاد می کنند و به این باور کامل می داشته باشند که کامیابی آخر در مقابل باطل هم در حق آنان خواهد بود … وکان حقا علینا نصر المؤمنین.

حمایت معنوی و تشویق علمای با عزم همچو شیخ صاحب هبة الله از مجاهدین مقاومت کننده بود که در جریان مقاومت با اشغالگران صلیبی، مجاهدین توانستند ائتلاف صلیبی جهانی به رهبری امریکا و ناتو بزرگترین پیمان نظامی را با دست خالی شکست تاریخی دهند.

د جریان مقاومت ۱۵ ساله شیخ صاحب هبة الله از مسئولیت دعوت و ارشاد گرفته تا ریاست عمومی تمییز و محاکم در وظایف مختلف کار نمود.

به صفت معاون امارت اسلامی:

در سال ۱۳۹۴ هـ ش موافق با ۲۰۱۶م وقتی که وفات مرحوم امیر المؤمنین ملامحمد عمر(مجاهد) توسط شورای رهبری امارت اسلامی اعلان گردید و شهید ملا اختر محمد (منصور) به صفت امیر اختیار شد، شیخ صاحب هبة الله به صفت معاون وی تعیین گردید.

شهید امیر المؤمنین ملا محمد اختر منصور به اساس استعداد خدا داد خود در انتخاب و تعیین اشخاص و مسئولین مهارت خاصی داشت.

نامبرده در خطوط امارت تقریبا همهء مسئولین مهم را شخصا می شناخت و هر یک از آنان را مطابق به استعداد و فهم شان مسئولیت سپرده بود.

از جملهء این مسئولین، یکی هم شیخ صاحب هبة الله بود که شهید امیر المؤمنین صلاحیت علمی و کاری، و وجاهت اجتماعی نامبرده را در میان مجاهدین خیلی خوب درک کرده بود، همان بود که وی را در تشکیل اداری امارت، به مقام معاونیت انتخاب کرد تا در این منصب عالی اداری از صلاحیت،استعداد علمی و کاری وی استفادهء مناسب صورت گیرد.

شهید امیر المؤمنین با این انتخاب یک موفقیت خیلی مهم و اساسی را از آن خود کرد، و آن اینکه تعیین شیخ صاحب در مقام معاونیت امارت باعث تجمع همهء مسئولین نظامی و اداری امارت گردید.

شیخ صاحب هبة الله ده ماه مکمل به صفت معاون امارت اسلامی فعالیت کرد که در این وقت تهدیدات شدید از جانب امریکائی ها و حامیان آنان بود متوجه امارت اسلامی بود.

نقش شیخ صاحب هبة الله در اصلاح و قانع کردن علمی کسانیکه بعد از وفات رهبر تأسیسی امارت اسلامی علیه امیر جدید امارت اسلامی موقف گیری کردند خیلی قابل ملاحظه است.

شیخ صاحب هبة الله در این مرحلهء تاریخ ساز امارت اسلامی جد و جهد زیادی نمود، جهت وحدت و یکپارچگی مجاهدین با علماء، بزرگان ملی و اشخاص جهادی نشست های متعددی داشت، و در همهء این مجالس و نشست ها شیخ صاحب بر وحدت صف و اتفاق مجاهدین ترکیز زیاد داشت.

همان بود که به قیادت امیر المؤمنین شهید ملا محمد اختر منصور رحمه الله و به برکت تلاش ها و کوشش های شیخ صاحب و شیوخ و علمای دیگر که در پهلوی او قرار داشتند، الله متعال صف متحد امارت اسلامی را از تفرق و متلاشی شدن نجات داد. اعضای شورای رهبری امارت اسلامی به یک آواز در عقب امیر المؤمنین جدید شهید ملا محمد اختر منصور قرار گرفتند و والی های همه ۳۴ ولایت کشور، مسئولین نظامی، بزرگان قومی و همه گروههای مردمی با وی بر تداوم جهاد علیه اشغالگران امریکایی و حامیان آنان بیعت کردند.

به صفت زعیم امارت اسلامی و امیر المؤمنین:

به تاریخ ۱۴ ماه شعبان سال ۱۳۴۷ هـ ق وقتی که امیر المؤمنین ملا اختر محمد (منصور) رحمه الله به وسیلهء درون امریکایی به شهادت رسانیده شد، شورای رهبری امارت اسلامی به اتفاق آراء شیخ هبة الله صاحب را به حیث امیر امارت اسلامی، خلیفه صاحب ملاسراج الدین حقانی و مولوی محمد یعقوب (مجاهد) را به حیث معاونین وی اختیار کردند.

تعیین شیخ صاحب در رهبریت امارت اسلامی، بزرگترین وسیله و باعث برای تحقق مصالح جهاد، تداوم جهاد علیه اشغالگران امریکایی و حامیان آنان و محافظت از اتحاد صف جهادی امارت اسلامی می باشد.

با وجود اینکه در اعضای شورای رهبری امارت اسلامی اشخاص زیادی وجود داشتند که از شهرت زیاد نظامی و سیاسی برخوردار اند، مگر همهء آنان به اتفاق آراء، شیخ صاحب هبة الله را بخاطر استحقاق علمی و جهادی نامبرده و همچنان بخاطر متحد نگهداشتن صف جهادی، برای پیشبرد مسئولیت مستحق و مناسب دانستند.

زیرا که شیخ صاحب، از روی محبوبیت خاصی در قلب های همهء ارکان، مسئولین و مجاهدین عام امارت اسلامی برای همهء آنان شخص نهایت قابل قدر و قابل اعتماد پنداشته می شود، و الله تعالی برای او صلاحیت خاص جمع کردن همهء مسئولین و مجاهدین به اطراف خودرا داده است.

دیدگاه مذهبی و فکری شیخ صاحب:

شیخ صاحب هبة الله مانند سایر علمای افغانستان یک عالم مذهبی، و در گروه اهل السنة و الجماعت پیرو مذهب حنفی است. اتباع سنت و راه سلف صالح منهج فکری او است.

وی از هر نوع تعصبات مذهبی، فکری و تنظیمی در میان مسلمانان بیزار و شدیدا مخالف بدعات و خرافات است. یکپارچگی مسلمانان را راز اصلی کامیابی امت اسلامی و تفرق را عامل هر بدبختی می داند.

در بخش مطالعه با سیرت و زندگی جهادی رسول اکرم صلی الله علیه وسلم محبت خاص دارد، همین سبب بود که در سال ۱۹۹۹ جهت ادای فریضهء حج به بیت الله شریف رفت، آنجا بعد از ادای مناسک حج به دیدن جبل احد و جبل رماة و جاهای تاریخی دیگر در مدینهء منوره خیلی شوق داشت که حضرت محمد صلی الله علیه وسلم در آنجا در جریان غزوهء تاریخی احد در جریان مقابله با مشرکین زخمی شده بود و حضرت سید الشهداء حمزه رضی الله عنه در همان میدان شهید شده بود.

بعضی ویژگی های زندگی روزانهء ایشان:

شیخ هبة الله صاحب در زندگی علمی و اجتماعی خود بعضی مشخصات به ویژه دارد. همه مسئولین و افراد امارت اسلامی به وی به چشم یک شخصیت جامع و پذیرفته شده مشاهده می کنند.

همین سبب است که هنگام انتخاب امیر المؤمنین شهید، شیخ صاحب در یکپارچگی مجاهدین و بیعت کردن با او نقش اساسی داشت و همچنان بعد از شهادت امیر المؤمنین شهید هنگام تعیین خود شیخ صاحب به حیث رهبر امارت اسلامی، همه اعضاء و مجاهدین امارت اسلامی به اتفاق قاطع بر امارت او متفق و همه بدون استثنا با وی بیعت کردند.

شیخ صاحب از ده سال مسلسل احادیث نبوی و تفسیر قرآن کریم را تدریس می کند، و اکنون نیز علمای بیشماری در کشور شاگردان او هستند. نامبرده در پهلوی عملیت جامع خود از فصاحت خوب بیان نیز برخوردار است و به آسانی می تواند جانب مقابل را قناعت صحیح بدهد.

در تنفیذ فیصله ها و تصامیم خود خیلی قاطع، جدی و با عزم است. در مجلس اکثراً خاموش مگر در وقت ضرورت سخنان اش خیلی موثر و کاری می باشد.

با وجود اینکه اکنون در دههء پنجم عمر خود می باشد مگر به اعداد جهادی محبت خاص دارد.

سنگینی، وقار و شفقت اسلامی از مشخصات اساسی زندگی او می باشد.

زندگی او ساده و بی تکلف می باشد. در خوراک، نوشاک، لباس و مسکن او هیچ اثر ترفه دیده نمی شود.

در وقت ملاقات با وی انسان چنین احساس می کند که با برادر بزرگ مهربان خود یا با استاد مشفق خود روبرو می شود.

امور جهادی را به بسیار دقت واهتمام انجام میدهد، و اکنون وقت زیاد خودرا بجای مطالعه و تدریس در تنظیم، تنسیق و ترتیب امور جهادی سپری می کند.  پایان

ترتیب و گرد آورنده بخش تاریخ کمیسیون امور فرهنگی

۱۴۳۸/۳/۱۴هـ ق

۱۳۹۵/۹/۲۴هـ ش ـــ ۲۰۱۶/۱۲/۱۴م

 

مطالب مرتبط