نگاهی کوتاه به زندگی شهید نامدار و پرآوازه قهرمان مولوی سنگین فاتح تقبله الله

 

حبیبی سمنگانی

شهید نامدار و پرآوازه مولوی سنگین فاتح (رح) فرزند حاجی مرسلین ، به قوم زدران و اهل قریۂ تنگی ولسوالی زیروک ولایت پکتیکا بود ، نامبرده در سال ۱۹۷۴م در دیار هجرت در منطقۂ دته خیل وزیرستان شمالی چشم به جهان هست و بود گشود ، وی درمیان هر ۵ برادر و خواهر از همه بزرگ تر بود .

آموزش ابتدایی و تحصیلات عالی :

مولوی سنگین فاتح (رح) آموزش های ابتدایی خود را در قریۂ همزونی وزیرستان شمالی نزد مولوی حبیب الرحمن صاحب آغاز نمود ، سپس برای فراگیری تحصیلات عالی به مدرسۂ مجاهد کبیر مولوی جلال الدین حقانی حفظه الله جامعۂ منبع العلوم رفت ، وی دران زمان خورد سال بود و لیکن عشق فراوان با جهاد و وطن داشت ، از همین بود که در آوان رژیم امارت اسلامی افغانستان با استفاده از تعطیلات درسی در مبارزه با اشرار و مفسدین سهم می گرفت .

وی دوره های خورد و بزرگ را در جامعۃ العلوم الاسلامیه زرگری نزد شیخ الحدیث مولوی عبدالستارجان رحمه الله و شیخ الحدیث مولوی سیف الله صاحب به پایان رسانید و در سال ۲۰۰۵م سند فراغت را به دست آورد .

مبارزه با صلیبی ها :

زمانی نیروهای وحشی صلیبی ها بر کشور عزیز هجوم آوردند و خاک این مرز و بوم را لگدمال نمودند ، مردم از تیکنالوژی ، توانایی و زندان های صلیبی های غرب به شدت مرعوب و هراسان بودند ، مولوی سنگین فاتح (رح) دران زمان حساس و پرخطر از سوی امارت اسلامی افغانستان به حیث مسئول نظامی جبهات مولوی جلال الدین حقانی حفظه الله در پکتیکا انتخاب گردید ، مولوی صاحب (رح) از نخستین کسانی بود که با اسباب و وسایل ضعیف بر کاروان های اکمالاتی و مراکز نظامی اشغالگران در ولایات خوست و پکتیکا بارها حملات کوبنده و مرگبار انجام داد .

کلان قوم و قومندان محبوب مردم :

مولوی سنگین فاتح (رح) در کنار چیره دستی و توانایی نظامی در حل و فصل منازعات و قضایای مردمی نیز مهارت زیادی داشت . وی در صحنه های درگیری یک فرمانده دلیر و با شهامت بود ، اما با مردم ملکی و همسنگران اش همچون دوست راستین و برادر همدل و غمخوار برخورد می نمود ، نیز در بخش اعداد نظامی و تربیۂ اخلاقی مجاهدین خیلی ها می کوشید و در هنگام عملیات های نظامی در مورد حفاظت جان و مال مردم بسیار محتاط بود .

صفات و ویژگی ها :

تقوی ، دیانت و تمسک به سنت های نبوی صلی الله علیه و سلم در طبعیت و فطرت مولوی سنگین فاتح (رح) جا داشت ، از ریا کاری ، خودستای و خودنمای کراهت داشت و نه تنها همسنگرانش بلکه عساکر دشمن نیز به شخصیت وزین و ستودنی مولوی سنگین (رح) بسیار احترام قایل بودند .

اسارت نخستین عسکر امریکای :

شهید مولوی سنگین فاتح (رح) یک فرمانده توانا و سالارِ پر دست آورد بود ، وی زمانی که مسئول مجاهدین در ولایت پکتیکا بود مجاهدین دلگی قاری اسماعیل به فرماندهی وی یک تن افسر امریکایی بوبریگدال را به همرای سلاح که در دست داشت در چند متری قرارگاه امریکای ها در ولایت پکتیکا به اسارت گرفتند ، گرفتاری و نگهداری بوبریگدال ( که بالاخره منجر به یک تبادلۂ تاریخی زندانیان درمیان امارت اسلامی افغانستان و امریکا شد ) یک واقعۂ افتخار آفرین و فراموش ناشدنی در تاریخ پکتیکا است ، نویسنده و تحلیلگر مشهور امور سیاسی وحید مژده در یکی از مقاله های خود داستان اسارت این افسر امریکایی را چنین می نویسد :

” برگدال به تاریخ ۳۰ جون ۲۰۰۹م زمانی در ولسوالی یوسف خیل ولایت پکتیکا از قرارگاه خود بیرون شد از سوی طالبان گرفتار شد ، وی در اثنای گرفتاری یک تفنگ m۱۶ نیز با خود داشت ( اما اگر ازین تفنگ کار می گرفت حتماً کشته می شد ) ، امریکایی ها برای بازیابی و رهایی برگدال عملیات های وسیعی را در ولایات پکتیا ، پکتیکا و ولسوالی اندر غزنی به راه انداختند ، نیز برای کسانی که در مورد محل نگهداری بریگدال خبر بدهند اعلان جائزه نمودند ، اما طالبان وی را در جای نگه داشته بودند که از دسترسی امریکایی ها دور بود .

به روایت طالبان : مولوی سنگین زدران دران زمان مسئول نظامی پکتیکا بود ، وی بریگدال را به خانۂ یک مرد موسفید برد و به آن موسفید گفت : کاکا ! متوجه باش که این شخص فرار نکند ، من برای خیلی وقت مصروف هستم ، تا آن زمان این شخص را برای تو می سپارم .

موسفید با خود فکر کرد که این شخص راه فرار ندارد ، اگر از خانه فرار کند کجا خواهد رفت ؟ لهذا نه دست های وی را زولانه زد و نه هم پاهای وی را بست ، از سوی بریگدال در هراس بود که طالبان وی را به زودی تعذیب و اذیت خواهند کرد ، یا سرش را می برند و ویدیو اش را نشر می کنند ، در حالی که طالبان ارزش این اسیر را می دانستند و هرگز اینچنین تصمیم نداشتند ، به هر حال بریگدال در جستجوی راه گریز بود ، هرگاه موسفید غذا می آورد بریگدال یک اندازهء آن را ذخیره می کرد ، یک روز موسفید برای وضوء از خانه بیرون رفت ، بریگدال نیز از خانه بیرون شد و فرار کرد ، بریگدال که لباس نظامی خود را دور انداخته بود و لباس محلی را بر تن داشت بدون اینکه از سوی مردم شناسای و متوقف شود به زودی از بازار قریه بیرون شد و دور تر از قریه به یک جنگل و کوه پناه برد ، آن موسفید هرگاه از فرار بریگدال خبر شد طالبان را آگاه ساخت ، طالبان پس از سه روز تلاش های پیهم بالاخره بریگدال را در ساحات نزدیکی قریه پیدا نمودند .

حالا بریگدال دریافته بود که راه فرار وجود ندارد ، بالاخره در تبادله با همین افسر امریکای ۵ تن فرماندهان طالبان پس از ده و دوازده سال حبس از زندان گوانتانامو رهایی یافتند ” .

عملیات های کوبنده بر ضد دشمن :

در سال ۲۰۰۶م ُ مجاهدین تحت فرماندهی مولوی سنگین فاتح (رح) بر ولسوالی نکی ولایت پکتیکا یورش بردند و ولسوالی را به گونۂ کامل فتح نمودند ، امریکایی ها و مزدوران آنان بارها کوشیدند که ولسوالی را دوباره به تصرف خود بیاورند ، اما هربار با واکنش شدید و تند همسنگران مولوی سنگین (رح) مواجه شدند و شکست خوردند ، این ولسوالی تا به امروز در کنترول مجاهدین امارت اسلامی افغانستان قرار دارد .

بار دیگر ، مجاهدین به فرماندهی مولوی سنگین (رح) بر ساختمان ولسوالی گیان و کمپاین مشترک امریکایی ها و نیروهای ویژه تعرض نمودند و هر دو مرکز مهم دشمن را پس از درگیری شدید فتح نمودند ، چند مدت پس ، مجاهدین کمپاین امریکایی ها را در منطقۂ لواره در مربوطات ولسوالی گیان مورد حملات پیهم و کاروان های اکمالاتی آنان را هدف کمین های متواتر قرار دادند ، بالاخره امریکایی ها وادار شدند تا کمپاین لواره را ترک کنند ، لله الحمد ، ولسوالی گیان نیز تا اکنون از سوی مجاهدین اداره می شود .

مولوی سنگین (رح) و مجاهدین آرام نگرفتند و این بار بر ولسوالی چاربران ولایت پکتیکا هجوم بردند و ولسوالی را فتح نمودند ، پرچم سفید امارت اسلامی افغانستان تا به امروز درین ولسوالی حاکم است .

چندی پس تر ، ساختمان ولسوالی زیروک ( پکتیکا ) از روی یک پلان منظم به رهبری مولوی سنگین (رح) نخست مورد حملۂ موتر بمب ، سپس هدف یورش گستردهء مجاهدین قرار گرفت و در نتیجه شمار زیادی از عساکر امریکایی به قتل رسیدند ، مولوی سنگین رح عملیات های زیادی کوبنده و موفق را بر ضد نیروهای خارجی راه اندازی نمود ، اما از هر یکی آن درین مقالۂ کوتاه یادآوری نمود .

جراحت در سیر جهادی :

مولوی سنگین فاتح (رح) در جریان مبارزات جهادی دو بار مجروح گردید ، بار نخست زمانی امریکای ها در ولسوالی اورگون ولایت پکتیکا منطقۂ کندو را بمباران نمودند ۴۰ از مجاهدین مولوی سنگین فاتح (رح) به شهادت رسیدند و خود مولوی صاحب به شدت جراحت برداشت ( حالا این کندو به نام کندوی شهداء یاد می شود ) ، این یک سانحۂ دلخراش و بزرگی بود ، اما نتوانست عزم آهنین و فولادین مولوی صاحب را بشکند ، مولوی سنگین (رح) شفایاب شد و مبارزه های جهادی خود را در برابر اشغالگران بازهم به شد و مد ادامه نمود ، بار دوم زمانی عملیاتی را در بازار میرانشاه بر ضد دزدان و جنایتکاران رهبری می کرد و طبق معمول در صف مقدم می جنگید هدف یک مرمی قرار گرفت ، اما خداوند تعالی برای خدمت به دین زنده نگهداشت .

شهادت :

نیروهای امریکایی از عملیات های مرگبار مولوی سنگین (رح) به ستوه آمده بودند ، امریکایی ها در سال ۲۰۱۱م نام مولوی سنگین (رح) را در لست سیاه جا دادند ، این مجاهد سر بکف راه خدا و راهرو بزرگ جادهء استقلال و آزادی خواهی بالاخره به تاریخ ۹ ستمبر ۲۰۱۳م در مهمان خانۂ یکی از دوستان خود در وزیرستان شمالی هدف طیارهء بی پیلوت امریکای قرار گرفت و آن قاتل صلیبی ها ، شیرمرد کوه های پکتیکا ، فرمانده محبوب مجاهدین و مردم ، جوان دلیر ومبارز مولوی سنگین فاتح (رح) به شهادت رسید و این جهان فانی را الوداع گفت ، انا لله و انا الیه راجعون .

مولوی سنگین فاتح (رح) نه نخستین فرزند شهید پدرش بود و نه هم آخرین ، یک برادرش به نام عبدالوارث حیدری (رح) پیش از شهادت سنگین (رح) در ولسوالی زیروک ولایت پکتیکا در نبرد رویاروی با امریکایی ها جام حیات بخش شهادت را نوش جان نمود و برادر دیگرش به نام محمد فاروق (رح) پس از شهادت سنگین (رح) به دست نظامیان پاکستانی در وزیرستان جنوبی به مقام شهادت نائل گردید .

روحش شاد و یادش گرامی باد .

مطالب مرتبط