اختلافات داخلی و شکست و ریز ادارهء اجیر کابل

موفق افغان
اختلافات شدید در ادارهء اجیر کابل باعث شکست و ریخت بنیادهای این اداره گردیده است. اگرچه ادارهء اجیر کابل قبل از تشکیل آن دچار اختلافات شدید بود اما اکنون این اختلافات به اوج خود رسیده ورویهمرفته دامنگیر تمامی ارگان های این اداره گردیده است. اختلافات این اداره در حقیقت از پارچه شدن اتحاد بدنام شمال سرچشمه گرفت آنگاه که این اتحاد مذموم به این گمان به تمام مطالبات امریکا لبیک گفت که گویا نیروهای امریکایی افغانستان را بعد از اشغال تسلیم آنان می کنند. بزرگان اتحاد شمال غرق در نشهء قدرت وقتی به خود آمدند که دریافتند امریکا افغانستان را برای آنان اشغال نکرده بلکه به منظور اینکه در جنگ علیه مجاهدین تلفات جانی بیشتر نداشته باشد از اتحاد بدنام شمال در مقابل دالرهای تادیه شده استفاده کرده و آنان را منحیث چوب سوخت استخدام کرده است و قبلا اشخاص دیگری که تربیه شدهء غرب اند برای نشستن در اریکهء قدرت انتخاب شده اند. کنفرانس “بن” آغاز درک این حقیقت بود آنگاه که کوچکان اتحادیهء شمال در تلاش احراز کرسی و منصب برای خود، رهبران خودرا فراموش کرده و آنان را بدون هیچ دست آوردی از قربانی ها و جان نثاری ها که برای امریکا تقدیم کرده بودند ترک کردند.
اتحادیهء شمال جزء حکومت دست نشانده امریکا شد اما اختلافات داخلی آن که منحصر به تنظیم های شریک در اتحاد بود نماند بلکه این اختلافات که خانواده ها و اشخاص مرتبط به این تنظیم ها نیز از آن متأثر شده بودند به ادارهء اجیر کابل نیز سرایت کرد. اختلافات میان تنظیم های موجود در اتحاد شمال همچو جمعیت، اتحاد، شورای نظار، حزب وحدت، جنبش وغیره برای احراز پست ها و کرسی های بیشتر در ادارهء اجیر از یکسو و اختلافات داخلی در این تنظیم ها مانند فروپاشی شورای نظار و جمعیت و منقسم شدن آنان به گروههای مختلف همچو گروه ربانی، فهیم، قانونی، عبد الله وغیره باعث شد بنیاد ادارهء کابل نیز ضعیف و سست گذاشته شود.
با گذشت زمان دامنهء این اختلافات وسیع تر شد تا اینکه اعضای خانواده های این تنظیم ها همچو خانوادهء مسعود و خانوادهء ربانی برای قدرت با هم دست و گریبان شدند و هر یک مسیر جداگانه یی را که گمان می بردند از آن طریق به قدرت می رسند اختیار کردند و در نتیجه کسی در دامن روس افتید و کسی در دامن امریکا و مسابقه بر قدرت به همین نحو تا کنون به پیش می رود.
کرزی با نظرداشت این اوضاع ناگوار استفاده اعظمی را از این اختلافات کرده و با دست کشیدن بر یک گروه اتحاد شمال، گروه مقابل را مورد فشار قرار می داد و هرگاه احساس می کرد که جانب حمایت شده در راستای رسیدن به قدرت بیشتر حدود تعیین شده خودرا تجاوز می کند و خود را آزاد و مستقل گمان می کند جانب مقابل را حمایه کرده و جانب اولی را از دربار می راند. همین سیاست کرزی بود که گاهی ربانی و گروه او را با اختیار فهیم به عنوان معاون اول خود خارج از صحنه ساخت و گاهی هم با اختیار احمد ضیا مسعود گروه فهیم و دوستان او را گوشمال کرد.
سیاف، حزب وحدت و جنبش که از سمت های مناسبی تقریبا مطابق به توقعات خود در ادارهء کابل دست یافته بودند در این جنجال ها تلاش بر افزایش قدرت بیشتر در ادارهء مذکور کردند و دیری نگذشت که این تنظیم ها پست های مهم بیشتری را در مقابل خدمات مختلفی که باید ارائه می کردند احراز کردند.
بالاخره این اختلافات بیشتر شد تا اینکه غربی ها و اعضای اتحادیهء بدنام شمال به جان هم افتادند زیرا به زعم افراد اتحاد شمال، غربی ها با حمایت امریکا مانع رسیدن آنان به قدرت گردیده بودند و همین بود که با اتفاق موقت و محدود یکتن را در مقابل کرزی انتخاب کرده و به میدان های انتخاباتی شتافتند. غربی ها و در رأس آنان کرزی با هوشیاری تمام توانستند در این اتفاق شان نیز رخنه وارد کرده و تعدادی را با وعده های چرپ و دروغین یکبار دیگر در اطراف خود جمع کنند و در حقیقت در این برنامه خود کامیاب هم شدند و اتحادیهء شمال را یکبار دیگر مواجه به شکست فضیحانه ساختند.
شکست های پیهم در صفوف اتحاد شمال اگرچه این اتحاد را کاملا از پا در آورد اما در عین حال اثرات خود را بر ادارهء اجیر کابل نیز گذاشت و افراد داخل اتحادیهء شمال از یکسو غربی های داخل حکومت را رقیب خود می دانستند و از سوی دیگر رقابت را با دوستان سابقهء خود نیز آغاز کردند که در نتیجهء متضرر اصلی ادارهء اجیر کابل بود. اختلافات شدید میان جمعیت و شورای نظار از یکسو و جمعیت و جنبش از سوی دیگر را میتوان بگونه مثال در اینجا ذکر کرد.
اختلافات داخل ادارهء اجیر آهسته آهسته به میدان نبرد و جنگ کشیده شد. شهر کابل چندین بار شاهد جنگ های گروهی میان افراد شورای نظار و افراد دوستم گردید. این اختلافات تنها منجر به این نبرد ها نشد بلکه بارها باعث شد بعضی از افراد داخل در معرکه با وجود قوت و نیروی نظامی و سیاسی خود در ادارهء اجیر پا به فرار نهد چنانچه دوستم در حالی به ترکیه فرار کرد که لوی درستیز نیروهای مسلح کشور بود. انفجاری که در جریان تبلیغات انتخاباتی داکتر عبد الله صورت گرفت نیز گفته می شود که ناشی از اختلافات داخلی میان این گروه بوده است و حتی بعضی ها در آن زمان ادعا داشتند که هدف اصلی این انفجار از بین بردن معاون وی بود تا در صورت کشته شدن او، این مقام به گروه سیاف تعلق گیرد. کشته شدن پسر جنرال جرأت همراه با محافظین او توسط افراد گروه دیگر شورای نظار چند روز بعد از انتخابات نشان دیگری از اختلاف شدید در میان این گروهها می باشد. علاوه بر این، شمال کشور نیز شاهد جنگ ها و لشکرکشی ها میان افراد معلم عطا و دوستم شد و چندین تن در این جنگ ها کشته و زخمی شدند بلکه خانه ها و قریه جات در اثر این جنگ ها به ویرانه مبدل گردیدند.
اختلافات موجود در ادارهء اجیر بارها باعث شد که بعضی از افراد بلند رتبهء ادارهء اجیر دربارهء این اختلافات به رسانه ها صحبت کنند و یکی دیگر را متهم به جنایات و دزدی و فساد کنند. گاهی این اختلافات برای بعضی از قدرت طلبان مانند معلم عطا فرصت داد تا نه تنها از اوامر ادارهء مرکزی سرزنی کند بلکه این اداره را به چالش بگیرد.
از جمله بزرگترین اختلافاتی که اثرات سلبی قابل ملاحظه یی بر ادارهء لرزان کابل داشت تنش های شدید میان دو گروه انتخاباتی داکتر عبد الله و اشرف غنی بود که گروه داکتر عبد الله برای نمایش نیرو و قدرت خود دست به توزیع اسلحه در بعضی از ولایات کشور نیز زد که این امر به نوبهء خویش باعث سردردی برای ادارات ولایتی گردید که تا کنون بعضی از مقام های این ولایات قادر به جمع آوری اسلحه توزیع شده توسط افراد عبد الله نشده و گروههای مسلح غیر مسئول تا کنون تحت کنترول آنان قرار نگرفته اند. اختلافات دورهء انتخابات باعث نابسامانی های بیشتر در ادارهء اجیر شد و در اثر آن بعضی از گروههای ذیدخل مانند گروه سیاف از جمله بازنده های این لعبه بودند. سیاف که مشهور به زیرکی و چالاکی می باشد در این بازی گمان می کرد که علنا از یک گروه پشتیبانی کرده و بطور مخفیانه گروه دیگر را حمایت می کند و در هر دو صورت برنده خواهد بود، مگر اینبار وی افشا گردید و از اعتماد هر گروه بی بهره ماند و همان بود که اکنون در ادارهء کابل سهم قابل ملاحظه یی ندارد و برای رسیدن به قدرت دست به تشکیل گروه دیگری زده است تا باشد از این راه به لقمه نانی دست یابد.
اختلاف دیگر میان داکتر عبد الله و حامیان وی رخ داد که به سبب آن داکتر عبد الله نسبت ناتوانی و بی صلاحیتی خود در ادارهء اجیر در انزوا قرار گرفته و دوستان قریب وی اورا نه تنها ترک گفته بلکه متهم به خیانت به آرای خود و مردم کردند. این اختلاف از یک طرف درزهای عمیق بیشتری بر هیکل ضعیف و بیجان جمعیت و شورای نظار وارد کرد و از سوی دیگر از اعتماد ناچیزی که ادارهء اجیر کابل در مجامع بین المللی داشت کاست و این درزها تا کنون با وجود تلاش های گستردهء زیاد التیام نیافته است و رنجش های زیادی در میان این افراد مشاهده می گردد.
اختلافات اخیر جنرال دوستم، معاون اول ادارهء اجیر و رهبر گلم جم ها، بعد از مواجه شدن با شکست های پی در پی در صفحات شمال کشور به مثابهء ضربهء آهنین بر پیکر بی روح ادارهء مشترک کابل ثابت خواهد شد. کاسهء صبر جنرال دوستم که بارها حمایت بی قید و شرط خود را از اشرف غنی اعلان کرده بود لبریز گردید. او قبل از این از تقسیمات در ادارهء اجیر و نرسیدن سهم مناسب برای وی شکایت داشت و اکنون رئیس و ادارهء اجیر را که خود از مهمترین مقام های آن است متهم به نژاد پرستی و تعصب می کند. ادعاهای دوستم در همین جا به پایان نمی رسد بلکه او موجودیت بزرگترین و مهمترین افراد بلندپایهء این دولت، بشمول مشاور امنیت ملی، رئیس امنیت و رئیس دفتر رئیس ادارهء اجیر را، مانع پیشرفت دانسته و آنان را متهم به برنامه ریزی حادثهء حمله بر کاروان خود در ولایت فاریاب می کند.
این اختلافات به نوبهء خود آنقدر ریشه گرفته است که اکنون حتی برای باداران خارجی که گاهی مخالفت کنندگان را به پروازهای نمایشی B52 هشدار و بیم می دادند ممکن نیست که مانع بروز آن گردند. اثرات این اختلافات نه تنها در سطح ملکی بلکه در میدان های جنگی، لله الحمد، به آسانی مشاهده می گردد. شکست های پیهم اردوی اجیر و پولیس مرتزقه، فرار آنان از میادین جنگ، تسلیمی هزاران تن از منسوبین این اداره در ولایات مختلف کشور با تمام اسلحه و تجهیزات بدست داشته شان، محاصرهء مراکز ولایات، تصرف مناطق و ولسوالی های مهم کشور و غنیمت گرفتن وسایل و تجهیزات و اسلحه که میتوان آنرا به ملیون ها دالر تخمین کرد اینهمه را میتوان بعد از فضل خداوند متعال و نصرت الهی برای مجاهدین و تلاش های شبانه روز مجاهدین راه حق از اثرات این اختلافات گسترده در صف دشمن دانست.
دشمن اشغالگر و اجیران داخلی آنان که اکنون به سبب این اختلافات شدیدا دست و پاچه شده و در تلاش نجات از آن هستند راه تبلیغات را به پیش گرفته و با استخدام نغاره های تبلیغاتی و رسانه های خریداری شدهء خود برعکس حقایق موجود در میدان سیاست افواهات مبنی بر ضعف مورال مجاهدین و وجود اختلافات را در صف آنان به راه انداخته اند و چنان وانمود می کنند که جهت های شامل در ادارهء اجیر اختلاف جذری و اصولی در میان ندارند و آنچه رخ داده است گله های دوستانه خورد و کوچک میان آنان بوده و اثری بر مورال نیروهای آنان در میدان نبرد ندارد.
این تبلیغات دشمن میتواند که خود آنان را فریب داده و در خواب غفلت عمیق تر ببرد اما مجاهدین امارت اسلامی و هموطنان عزیز ما شاهد اتحاد و همپارچگی مجاهدین امارت اسلامی و در نتیجهء آن پیروزی ها و پیشرفت های چشمگیر آنان در سراسر کشور هستند. چنانچه مردم و جهان بطور روزانه شاهد تسلیمی عده یی از افراد دشمن و پیوستن آنان به صف مجاهدین می باشند که این خود دلیل محکم و قوی مبنی بر موجودیت اختلافات شدید در صف دشمن و ضعف و ناتوانی ساختار سیاسی و نظامی آن می باشد و از سوی دیگر حقانیت، اتحاد، نیرو و توانمندی مجاهدین امارت اسلامی را نشان می دهد که با وجود اینهمه مشکلات که از جهت های مختلف به آن مواجه می شوند، لله الحمد والمنة، نه تنها مانند کوه با قامت بلند و عریض خود در مقابل این همه اشغال، ظلم و استبداد جهانی ایستاده اند بلکه نصرت الهی شامل حال شان بوده و روزی نمی گذرد مگر اینکه صفحات جدیدی در تاریخ فتوحات آنان افزوده می شود و غنائم بیشماری بدست آنان می افتد که اینهمه به نوبهء خویش باعث بلند رفتن هرچه بیشتر همت والای مجاهدین شده و از سوی دیگر وسیله یی برای انجام عملیات بیشتر و فتوحات چشمگیر دیگر در آینده قریب خواهد بود. و ما ذلک علی الله بعزیز.
(برگرفته از مجله وزین حقیقت شماره ۱۸)

مطالب مرتبط