معضله ء خونین برما و بی چارگی سازمان همکاری اسلامی

نویسنده : حبیبی سمنگانی
” سازمان همکاری اسلامی ” در سنه ء نوزده صد و شصت ونه میلادی یعنی چهل و شش سال قبل از امروز به صفت بزرگ ترین نمائنده ء کشور های اسلامی بنیان گذاری شد ، این سازمان با داستن پنجاه و هفت عضو در چهر قاره ء جهان دومین بزرگ ترین سازمان بین المللی در جهان پنداشته می شود ، این سازمان که در واکنش به حمله ء یهودیان بر مسجد بیت المقدس تاسیس شد ادعا دارد که برای دفاع از یک و نیم ملیارد مسلمانان جهان می کوشد ، دفتر مرکزی این سازمان در شهر ساحلی ” جده ” در عربستان سعودی قرار دارد .
نام این سازمان در زبان انگلیسی ” آرگنائزیشن آف اسلامک کوآپریشن ” است که مخفف آن در الفبای انگلیسی ” او آی سی ” میگردد ، عجیب یک اتفاق است که ” او آی سی ” یک جمله ء مستقل در زبان انگلیسی نیز است که به معنای ” اوه ، من می بینم ” می باشد ، و این جمله در هنگام یک حادثه از روی تعجب گفته می شود و یا هم در دوران خشم از روی تهدید استعمال می گردد ، چنانکه در زبان دری نیز در حالت غضب گفته می شود ” من ترا خواهد دیدم ” ، امروز بدون شک ” او آی سی ” یعنی مخفف ” سازمان همکاری اسلامی ” نیز جز همان دو معنای جمله ء انگلیسی دیگر مفهومی ندارد ، حاصل اینکه اگر امروز واژه ء ” او آی سی ” را به زبان آورده شود هیچ کسی معنای ” سازمان همکاری اسلامی ” را اخذ نمی کند بلکه لازم این معنی را که صرف تعجب کردن و نگریستن است درک می کند ، زیرا از روز نخست تا اکنون این سازمان جز ” تعجب کردن و نگریستن ” هیچ گامی در صحنه ء عمل نبرداشته است .
مثلا در طی پانزده سال گذشته یعنی از آغاز قرن بست و یک میلادی تا این ساعت چه روزهای تلخی نبوده است که در کشورهای مسلمان نشین نگذشته باشد ، از فلسطین ، افغانستان ، عراق ، شام ، سودان ، لیبیا تا یمن تحولات خونین و سنگین رخ داد که باعث قتل و معلول و آواره شدن ملیون ها مسلمان شد و و لیکن این سازمان درین مدت روح فرسا ساکت بماند ، بیش از صد ملیون مسلمان در کشورهای غیر اسلامی همچون چین ، روسیه و هند و کشورهای اروپای و امریکای بی جا تعزیر شدند و از انجام دهی فرامین بنیادی دین اسلام منع کرده شدند و این سازمان همچنان سکوت بر لب بماند ، امروز صد ها هزار مسلمانان روهنگیای در برما نه صرف اینکه حق شهروندی محروم میگردند بلکه با اجبار از کشور رانده می شوند و آن ها برای سر پناه آشیانه ئ ندارند ، حتی اگر به امید کشور مسلمان نشین بنگلا دیش و یا اندونیزیا در بحر سفر می کنند رژیم های مستبد این دو کشور نمی گذارند این آوارگان بی خاک و وطن از کشتی های کوچک و پر خطر فرود آمده در سواحل بنگلا دیش و اندونیزیا سکونت بکنند ، لهذا نا گزیر اند هر نوع شکنجه ء وحشیانه ء بودای ها را متقبل شده تا آخرین رمق حیات درمیان شعله های آتش بسوزند و لیکن این بار نیز ” سازمان همکاری اسلامی ” جز نگریستن دیگر کاری انجام نداد .
سازمان فوق الذکر معمولاً هر سه سال بعد نشست سربراهان کشورهای مسلمان نشین را دائر میکند و می تواند قبل از سه سال نیز نشست اضطراری برپا بکند ، چنانکه در سالهای ” نوزده صد و نود و هفت میلادی ” ، ” دو هزار سه میلادی ” و ” دو هزار و پنج میلادی ” سه نشست اضطراری برگزار نمود ، آیا این سازمان نمی تواند برای حل یابی معضله ء مسلمانان روهنگیای یک تجمع اضطراری تشکیل بدهد ؟ و لیکن سوال اینست آیا آخرین نشست اضطراری که ده سال قبل درباره ء حل بحران فلسطین و عراق صورت گرفته بود مثمر و منتج واقع شد ؟ هرگز نه …………. پس چگونه توقع داشته باشیم که اگر ( فرضاً ) یک نشست سربراهان صورت پذیر گردد در زندگانی مسلمانان برما یک تحول مثبت و حیات بخش خواهد آورد ، به همگان عیان است به دلیل بی اعتمادی و نا باوری بزرگ که درمیان اعضاء این سازمان وجود دارد هرگز به یک اتفاق نمی رسند ، بلی اتفاق که درد های مسلمانان روهنگیای را مداوای شافی بکند .
بدون تردد ، چنانکه دولت مردان رژیم کشورهای مسلمان نشین از سرمایه ء دین پروری و مسلمان دوستی محروم اند همچنان زمام داران این سازمان نیز از درد های بیکران مسلمانان جهان نابلد اند ، بلکه واشگاف باید گفت این سازمان جز چند ساختمان مجلل ، چند دانشگاه ، یک اندازه پول خیراتی و صد ها دیپلمات آسوده خاطر دیگر چه در اختیار دارد ؟ بلی ، این اختیار را نیز دارد که کشوری را به عضویت سازمان سرفراز بکند و عضویت کشوری دیگری را معطل بکند ، و لیکن در برابر کشور ” برما ” که نه خواهان شمولیت در این سازمان است و نه هم هراس از معطل شدن دارد این ” سازمان بی چاره ” چه کرده می تواند ؟

برگرفته از مجله حقیقت شماره نهم

Related posts