تازه ترین ها

نگاهی به شخصیت و زندگی شهید مولوی عزت الله عارف (رح)

نگاهی به شخصیت و زندگی شهید مولوی عزت الله عارف (رح)

نوشته : حبیبی سمنگانی

شخصیت که در غم اسلام غمگین بود و به درد مسلمان ها دردمند ، شب و روز همچون سید جمال الدین افغانی و مولانا عبیدالله سندهی ( رحمهما الله ) برای وحدت و یکپارچگی مسلمان ها می کوشید ، قهرمان صحنه های علمی ، سیاسی و جهادی بود ، به اخلاق نبوی ( صلی الله علیه وسلم ) آراسته بود ، همواره تبسم بر لب ، پیشانی سنگین و نورانی ، آه ، انسانی بیش بهای بود که در تکالیف و مصائب جز شکیبایی و بردباری چیزی در چهرهء وی مشاهده نمی شد ، در سطور ذیل یادی می کنیم از سیرت و خدمات این شخصیت افتخار آفرین .

 

این ستارهء درخشان علم ، عمل ، سیاست و جهاد بیش از نام خود به تخلص اش « عارف » شهرت داشت ، مرحوم مولوی عزت الله عارف نورالله مرقده پسر شخصیت نامدار جهادی و علمی ننگرهار مرحوم مولوی عبدالکافی در سال ۱۳۶۶ ه ش در روستای چهاردهی ولایت ننگرهار چشم به جهان چند روزی گشود ، آموزشهای ابتدایی را در مسجد و مکتب روستای خود فرا گرفت ، سپس برای دورهء متوسطه شامل مکتب فارم غازی آباد ( ولسوالی بتی کوت ) شد .

 

خداوند تعالی شهید عارف (رح) را در همان آوان خوردسالی به اوصاف و مزایای زیبابی آراسته بود و چنان مشاهده می شد که این کودک در آینده آرمان خدمت و لیاقت رهبری جامعه را خواهد داشت ، در صنف ۹ مکتب به عنوان اول نمره کامیاب شد و سپس برای فراگیری علوم دینی به مدرسهء مشهور جلال آباد « نجم المدارس » رفت ، عارف (رح) هنوز یک سال درین مرکز علمی درس خوانده بود که وحشت و جنایات رژیم مزدور کمیونستی بر ضد عالمان حق پرور کشور آغاز گردید ، استاد جید نجم المدارس « مولوی غلام سبحانی » که از اقارب عارف (رح) بود با چند تن مدرسین دیگر از سوی رژیم دین ستیز گرفتار شدند ، از سوی دیگر وضعیت زندگی پدر عارف (رح) که عالم ، مجاهد و چهرهء مشهور ننگرهار بود با گذشت هر روز تلخ تر گردید و بالاخره در سال ۱۳۵۸ ه ش مجبور شد با خانواده اش به کشور هم جوار پاکستان هجرت بکند ، خانوادهء عارف (رح) در دیار هجرت در منطقهء مته مغل خیل ( ایالت فعلی خیبر پختونخواه ) با سایر قوم خود یکجا سکونت اختیار کرد .

 

آموزشهای دینی :

 

مرحوم مولوی عبدالکافی کوچک ترین پسر خود عزت الله را برای آموزش علوم و فنون اسلامی در سال ۱۳۵۹ ه ش شامل دارالعلوم احناف ( امیرزی ) نمود ، عارف (رح) کتاب های درجهء اول را دران مدرسه تکمیل نمود و سپس درجهء دوم را در دارالعلوم تنگی ، درجهء سوم را بازهم در دارالعلوم احناف ، درجهء چهارم را در دارالعلوم هدایت الاسلام ( تخت آباد ) ، درجهء پنجم را نزد اساتید مشهور عصر سید قریش بابا و قاضی محمد امین (رحمهما الله ) در دارالعلوم هاشمیه ( باره ، پشاور ) خواند و همان سال به اساس شوق فراوان جهادی با ده ها تن طالبان مدرسه ( و به حیث مسئول آن ها ) به جبهات فرمانده نامدار جهادی مولوی جلال الدین حقانی صاحب رفت ، عارف (رح) و همراهانش در ستو کندو ( پکتیا ) مستقر شدند .

 

عارف (رح) درجهء تکمله را نزد مولوی غلام محبوب (رح) در دارالعلوم سعادت خان ( مردان ) با شوق و ذوق زیادی تکمیل نمود ، برای فراگیری علوم ریاضی و فلسفه نزد عالم مشهور مولوی محمد مستقیم غزنوی زانوی تلمذ نهاد ، فن میراث را در روستای بخشالی ( مردان ) از میراثی بابا آموخت و برای دورهء موقوف علیه بار دیگر به دارالعلوم هدایت الاسلام رفت و از شیخ الحدیث مولانا عنایت الله ( فاضل دیوبند ) و شیخ الحدیث مولانا مطلع الانوار ( فاضل دیوبند ) کسب فیض نمود ، دورهء حدیث را در سال ۱۹۸۹م در دارالعلوم حقانیه به پایان رسانید ، وی درمیان صدها تن شاگردان دورهء حدیث به حیث قاری صحیح مسلم شریف و سنن ترمذی شریف انتخاب شد و نیز در هر سه امتحان دورهء حدیث به نمرات امتیازی نائل گردید و مقام دوم را از آن خود کرد .

 

عارف (رح) در بخش ترجمه و تفسیر قرآن از فیوضات شیخ القرآن شاه منصور بابا (رح) در صوابی فیضیاب گردید ، حفظ قرآن را نزد قاری سید غنی به توفیق و عنایت خداوندی در ظرف سه ماه تکمیل نمود .

 

تدریس :

 

مولوی عزت الله عارف (رح) در نخستین سال تدریس کتاب های درجات دوم ، سوم و چهارم را در مدرسهء رشیدیه ( پشاور ) درس گفت و در پایان آن سال به ارادهء حج و عمره به عربستان سعودی رفت ، در سال دوم به لطف و خواهش استاد کل شیخ الحدیث شهید مولانا حسن جان مدنی (رح) در زمرهء اساتید و جید و ممتاز دارالعلوم امداد العلوم ( پشاور ) قرار گرفت و در سال سوم در حالی که شاگردان زیادی وی را همراهی می کردند در دارالقراء ( نمکمندی ، پشاور ) به حیث مدرس انتخاب شد .

 

زندگی سیاسی و جهادی :

 

شهید عارف (رح) خادم بی ریاء ، سرشار از مفکورهء جهادی و سیاسی و شهسوار میدان های علم و عمل بود ، گاهی به سنگرهای داغ جهاد و مقاومت بر ضد شوروی ها می شتافت و گاهی در تلاش وحدت و یکپارچگی مسلمان ها بود ، بلکه والا ترین هدف وی این بود که مسلمان ها با هم متحد شوند و یک شعار و یک هدف داشته باشند ، هرگاه جنگهای داخلی تنظیم ها در افغانستان آغاز شد شهید عارف (رح) یکبار با مولوی عبدالله ذاکری رح ( رییس اتحاد علماء افغانستان ) و بار دیگر با مولوی جلال الدین حقانی صاحب به نیت مصالحت و آشتی درمیان احزاب جهادی سفر نمود و رهبران تنظیم ها را به تامین صلح و پایان دادن جنگهای داخلی دعوت داد .

 

هرگاه دورهء جهاد بر ضد شوروی طولانی شد و یکعده فسادها در کمپ های مهاجرین ریشه کرد ، عارف (رح) به مشورهء استادان و همکاری دوستان خود نشست های دعوتی و اصلاحی را که مشتمل بر علماء ، طلباء و مسلمان های مخلص و متدین بود بنیاد گذاشت و وظیفهء امر بالمعروف و نهی عن المنکر را به شکل نشست های دعوتی در مسجدهای کمپ ها انجام می داد .

 

در نتیجهء این کاوشهای اصلاحی تنظیم های اهل سنت و الجماعت در سطح هر ولایت افغانستان به وجود آمد و علماء و طلباء هر ولایت مشغول برنامه های دعوتی و اصلاحی برای محو فساد و فتنه های مختلف شدند و گردهمای های علمی دائر نمودند ، بالاخره خداوند تعالی همین تنظیم های دعوتگر و اصلاحی را که با اخلاص کامل وارد جادهء عمل شده بودند توفیق و توانایی بخشید تا حرکت جهادی سراسری را در کشور به راه بیاندازند .

 

شهید عارف (رح) در تاسیس اتحادیهء اهل سنت و الجماعت در سطح افغانستان نقش ویژه و سهم فعال داشت ، این اتحادیه برای حل مشکلات و منازعات مسلمان ها و به ویژه مجاهدین نقش بزرگی را ایفاء نمود ، شهید عارف (رح) تا اخیر مسئول و رییس شورای مرکزی این اتحادیه بود .

 

هرگاه تحریک اسلامی طالبان در اوائل سال ۱۴۱۵ ه ق به رهبری امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد (رح) در ولایت قندهار ظهور کرد و مبارزه بر ضد فساد و منکرات را آغاز کرد ، شهید عارف (رح) مجلس اتحادیه را در مدرسهء دارالقراء ( پشاور ) طلب کرد ، این مجلس صمیمانه تصمیم گرفت باید با تحریک یکجا شوند و کمک بکنند ، همان بود که عارف (رح) روند تدریس را ترک کرد و با بیش تر مسئولین ولایات اهل سنت و الجماعت به سوی قندهار حرکت کرد تا تحریک را از نزدیک ببیند ، وی دران جا نه تنها از نقش شرعی تحریک مطمئن شد بلکه همهء علماء کرام با رهبر تحریک ملا محمد عمر مجاهد (رح) اعلان بیعت کردند .

 

یکتن از دوستان نزدیکی عارف (رح) و رییس سازمان صلیب سرخ در زمان حکومت امارت اسلامی افغانستان « مولوی عصمت الله عاصم » می گوید : در اثنای که با امیرالمؤمنین (رح) به شکل گروهی بیعت کردیم بیش تر بزرگان ولایات مشرقی ( همچون مولانا برهانی ، مولوی نورجلال ، مولوی عزت الله ، مولوی نجیب الله ، مولوی رستم ، مولوی رحیم الله و مولوی رحم الدین ) موجود بودند ، مولوی عبدالباقی حقانی و مولوی عبدالقدیر صاحب به مشورهء دوستان برای تنظیم و تشکیلات طلباء در پشاور مانده بودند ، عاصم صاحب می افزاید : ما بسیار خورسند بودیم ، اما عارف (رح) بی حد متاثر بود و می گفت « افغان ها بالخصوص علماء و طلباء امیری را که تلاش داشتند خداوند تعالی موهبت نموده است .

 

آخرین روز زندگی : 

 

خداوند تعالی شهید عارف (رح) را به استعداد فوق العاده مجهز نموده بود ، وی از نعمت اطاعت نیز برخوردار بود ، امیرالمؤمنین (رح) و مرحوم ملا محمد ربانی (رح) و دیگر بزرگان تحریک با وی شفقت زیادی داشتند و خدمات گرانبهای وی را ارزش قایل بودند ، کارهای دعوت و جلب و جذب را توسط وی پیش می بردند ، در امور سیاسی و اداری از وی مشوره می گرفتند و به ویژه در مورد روابط با مردم مشرقی و گسترش دامنهء تحریک تا ولایات مشرقی نقش و اثر گذاری شهید عارف (رح) را اهمیت می دادند .

 

اما خواست و تقدیر خداوندی این بود که این ستارهء تابان بصیرت ، تقوی ، عرفان و کمال از دنیای فانی به جهان جاودانی رحلت بکند ، شهید عارف (رح) با چند تن از رفقایش به مشورهء امیرالمؤمنین و معاون صاحب (رحمهما الله ) پس از فتح ولایت نیمروز به آن ولایت رفتند تا امور جهادی و اداری آن ولایت را تنظیم نموده یک ادارهء فعال در نیمروز ایجاد بکنند ، اما چونکه هر فرد ملکی امارت نظامی و بالعکس هر فرد نظامی ملکی نیز می باشد و هر مسئول امارت احساس دارد چطور مصدر خدمت و اطاعت بگردد لهذا عارف (رح) در پهلوی متباقی امور ولایت در کارهای جهادی و نظامی ولایت نیز سهم فعال می گرفت ، همین بود که عارف (رح) پس از یک تعرض شدید دشمن در جریان درگیری روز چهارم عید الاضحی به تاریخ ۱۵ می ۱۹۹۵م به مقام سعادت بخش شهادت نائل گردید ، انا لله وانا الیه راجعون .

 

عارف (رح) در حالی شهید شده بود که طالبان از ولایت نیمروز عقب نشینی کرده بودند ، هرگاه نیمروز دوباره فتح شد جسد شهید عارف (رح) پیدا شد و نخست به قندهار و سپس به خواست پدر گرامی اش به روستای آبایی اش چهاردهی انتقال داده شد ، خداوند تعالی کارنامه های علمی و جهادی و خدمات سیاسی و اجتماعی این بزرگ مرد را به دربار خود قبول بکند ، راهش پر راه رو باد و جنت الفروس جایگاه اش باد ، آمین.

Related posts