تازه ترین ها

نگاهی به زندگی و شخصیت شهید مولوی محمد جان رح

نگاهی به زندگی و شخصیت شهید مولوی محمد جان رح

ولادت و نخستین مراحل زندگی :

شهید مولوی محمد جان ( مخلص ) که به مولوی احمدجان نیز شهرت داشت پسر حاجی عبدالرؤف در سال ۱۳۹۲ ه ق مصادف با ۱۳۴۹ ه ش در روستای برله در مربوطات ولسوالی قره باغ ولایت غزنی در یک خانوادهء متدین و مجاهد پرور چشم به گیتی گشود .

شهید مولوی محمدجان رح چون در خانوادهء دیندار  چشم گشوده بود  از خوردسالی به آموزشهای دینی سوق داده شد و تعلیمات ابتدایی دینی را در روستای پدری اش نزد امام مسجد آغاز نمود .سپس کتاب های ابتدایی را نزد مولوی عبدالحی یزدانی فرا گرفت و در سن پانزده سالگی برای تحصیلات بیشتر به منطقهء قبایلی پاکستان رفت و روند آموزشی خود را چند مدت در مدرسهء تعلیم القرآن در روستای کریکوت ( وزیرستان جنوبی ) ادامه داد ، سپس در مدرسهء شهید قاری آقا محمد غزنوی که « دارالعلوم المجاهد » نام داشت و در اعظم ورسک ( وزیرستان جنوبی) موقعیت داشت زانوی تلمذ نهاد ،  در سال ۱۳۶۶ ه ش شامل مدرسهء مظهرالعلوم ( دیره اسماعیل خان ) و ازان جا وارد مدرسهء تعلیم القرآن ( توره وره ، هنگو) شد  ، در سال ۱۳۶۷ ه ش به مدرسهء فرمانده نامدار جهاد و مقاومت مولوی جلال الدین حقانی صاحب جامعهء منبع العلوم ( وزیرستان شمالی ) رفت و زندگی جهادی خود را از همان جا آغاز کرد .

جهاد بر ضد کمیونزم :

شهید مولوی جان محمد رح که در دوران جهاد بر ضد شوروی ها تازه به جوانی رسیده بود  بار نخست در تعرضات جهادی ولایت خوست سهم گرفت ، وی با گروهی از مجاهدین و طلباء از مدرسهء حقانی صاحب به جبهات مختلف ولایت خوست می رفت و در عملیات های جهادی آن ولایت سهم می گرفت و پس از پایان عملیات در غند مشهور جهادی حقانی صاحب در منطقهء بری ( خوست ) مستقر می شد ،

شهید مولوی محمدجان رح در نبرد هفده روزهء فتح ولایت خوست که به سرکردگی حقانی صاحب صورت گرفت و از معرکه های مهم جهاد بر ضد شوروی ها شرده می شود  نیز سهم  گرفت ، هرگاه شهر خوست فتح شد و حقانی صاحب گردیز (مرکز پکتیا) را آماج عملیات های تهاجمی قرار داد شهید مولوی صاحب در منطقهء میلن در نزدیکی شهر گردیز در قرارگاه جهادی حقانی صاحب جا به جا شد  ، وی تا زمانی شکست کمیونزم و فروپاشی رژیم کمیونستی در تشکیلات جهادی حقانی صاحب به جهاد ادامه داد .

دورهء تنظیم ها و دفاع از بیت المال :

قاری ضعیف ، یکتن از دوستان نزدیکی شهید مولوی محمدجان رح می گوید : شهید مولوی صاحب پس از فتح گردیز در ریاست ادارهء برق شهر گردیز جا گرفته بود ، دزدان مسلح غیر مسئول و چپاولگران تنظیم ها بر تاسیسات عام المنفعه یورش بردند و امکانات دولتی را به یغما بردند ، افراد مسلح خودسر چنان جرات گرفته بودند که هیچ کسی نمی توانیست جلو آن ها را بگیرد ، اما شهید مولوی محمدجان رح با جرات و دلاوری کامل توانست امنیت ساحات و ساختمان های را که در کنترول داشت تامین بکند و از چور و چپاول مصئون نگهدارد .

قاری ضعیف می گوید : در نزدیکی ریاست ما ریاست فوائد عامه قرار داشت ، شمار زیادی وسایط دولتی دران ریاست ایستاده بود و هنوز از دست چپاولگران محفوظ مانده بود ، یکروز یکتن از گروه های مسلح غیر مسئول به آن ریاست آمد و خواست که ساختمان ریاست را تصرف نموده وسایط  دولتی را به تاراج ببرد ، شهید مولوی محمد جان رح آن شخص را دید و به تعقیب وی رفت ، اما آن شخص فرار کرد .

چند لحظه پس ، شمار زیادی تفنگ داران که در دزدی و چپاولگری شهرت داشتند پیش روی ریاست برق آمدند و خواستند مدعای خود را بیان بکنند ، من هرگاه از ریاست بیرون شدم دیدم که شهید مولوی محمدجان رح در حالیکه راکت را بر شانه دارد با گروه تفنگ داران مشغول جنجال است و می گوید : اگر شما برنگردید با خطر مواجه می شوید ، قومندان آن گروه گفت : مردم برای ما گفتند که درین ریاست طالبان جا گرفته اند ، طالبان بسیار مردم خوب اند و بروید و با نرمی با آن ها حرف بزنید ،  اما مولوی محمدجان رح به درشتی گفت : کسی گفته است که طالبان مردم خوب هستند بد کرده است ، ما در موضوع پاسداری از بیت المال مردم بسیار بی لحاظ هستیم و برای هیچ کسی اجازه نمی دهیم که دارای های عامه را به تاراج ببرند .

گروه تفنگ داران که از هویت ظاهری شان دزدان و چپاولگران معلوم می شدند گفتند : ما به تنظیم محاذ ملی وابسته هستیم و می خواهیم در ریاست فوائد عامه پوسته ایجاد بکنیم ، شهید مولوی محمد جان رح گفت : از هر راهی که آمده اید از همان راه پس بروید ، برای شما اجازه نمی دهیم که همچون دیگر مناطق این جا را نیز چور و چپاول بکنید ، آن ها هرگاه جدیت و قاطعیت شهید مولوی صاحب را دیدند از تصمیم خود منصرف شدند و برگشتند .

مصاحبت دائمی با رهبر و مقتدای جهادی اش مولوی جلال الدین حقانی صاحب :

خداوند تعالی شهید مولوی محمدجان رح را به این افتخار نیز اعزاز بخشید ه بودکه مدت زیادی با رهبر جهادی خود مولوی جلال الدین حقانی مصاحبت و رفاقت داشت ، وی پس از فتح خوست و گردیز با حقانی صاحب یکجا بود و در همه مجالس حقانی صاحب به حیث امین السر حضور می داشت .

وی در همه تلاش ها و کاوشهای که حقانی صاحب در دوران هرج و مرج تنظیم های جهادی برای مصالحت و آشتی رهبران تنظیم ها ( ربانی ، سیاف ، حکمتیار و مزاری ) انجام می داد با حقانی صاحب همراه بود ، همچنان در مجالس که با رهبران بعضی از کشورهای عربی صورت می گرفت در کنار حقانی صاحب حضور می داشت .

شهید مولوی محمدجان رح شخصیت معتمد حقانی صاحب بود ، حقانی صاحب به تربیهء سیاسی شهید مولوی صاحب نیز می کوشید و از همین سبب شهید مولوی صاحب را در همه مجالس مهم جا می داد ، تا در آینده با استفاده از مصاحبت و هم نشینی حقانی صاحب نقش مؤثر و مفید در قضایای مهم کشور داشته باشد ، همان بود که شهید مولوی صاحب از برکت تربیهء نیک حقانی صاحب بسیار منازعات لا ینحل مردمی و قومی را در اثر مساعی مصلحانهء خود در جنوب کشور حل نمود و مردم و اقوام که با هم درگیر بودند در اثر تلاشهای وی متحد  و هم دست شدند و به یکدیگر دست برادری دادند .

شهید مولوی محمدجان رح واقعهء را در مورد مصاحبت حقانی صاحب و نشست ویژهء که حقانی صاحب با یک هیئت عربی داشت چنین بیان کرده است :

یک هیئت عالی رتبهء امارات متحدهء عربی در اوائل سال ۲۰۰۱م برای ملاقات نزد حقانی صاحب آمده بود ، یک مقام بلند پایهء آن کشور که عضو خانوادهء شاهی نیز بود  رهبری هیئت را به دوش داشت ، هیئت مذکور مؤظف بود تا به نمایندگی غیر مستقیم امریکا شماری از مطالبات امریکا را با حقانی صاحب شریک بکند و از حقانی صاحب بخواهد تا آن مطالبات را به مقام رهبری امارت اسلامی افغانستان برساند .

حقانی صاحب با شنیدن حرفهای هیئت بسیار متاثر شد و در پاسخ به آن ها گفت : موقف امارت اسلامی افغانستان درین موضوع مبنی بر یک اصل شرعی است و آن حدیثی است که صحابی جلیل القدر حضرت ابن عمر (رضی الله عنهما ) از رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) روایت کرده است : عن ابن عمر رضی الله عنهما ان رسول الله صلی الله علیه وسلم قال : المسلم اخو المسلم ، لا یظلمه و لا یسلمه ، من کان فی حاجة اخیه کان الله فی حاجته و من فرج عن مسلم کربة فرج الله عنه بها کربة من کرب یوم القیامة ، و من ستر مسلما ستره الله یوم القیامة ، متفق علیه .

پس شما به حیث اعضاء یک کشور اسلامی و با در نظرداشت این حدیث چه نظر دارید که ما در مورد وی چه موقف اختیار بکنیم ؟ ، اعضاء هیئت لا جواب ماندند و به مجلس خود پایان دادند .

خدمت در تحریک اسلامی طالبان :

شهید مولوی محمدجان رح پس از پایان جهاد بر ضد کمیونست ها روند تعلیمات دینی خود را از سر گرفت و زمانیکه طالبان به اطراف کابل رسیدند وی در جامعهء اسلامیهء زرگری ( هنگو ) مشغول دورهء حدیث بود ، وی همان سال سند اجازهء حدیث را از تلمیذ مولانا حسین احمد مدنی رح مرحوم شیخ الحدیث بهره مند رح به دست آورد .

مولوی محمدجان رح پس از فراغت چند مدت نظامت یک مدرسهء مشهور دینی را در منطقهء مته چینهء ولایت خوست به دوش داشت و سپس به صفوف جهادی تحریک اسلامی طالبان پیوست و در فتوحات کابل و شمال سهم گرفت ، پس از فتح ولایت بلخ چند مدت به حیث ولسوال ولسوالی بلخ وظیفه انجام داد و سپس به حیث کفیل ولایت لغمان ایفای وظیفه نمود ، در هنگام کفالت لغمان مدت زیادی در ولسوالی دولت شاه آن ولایت خدمات جهادی نیز انجام داد ، وی مقاومت تاریخی را درین منطقه به نمایش گذاشت و حملات زیادی دشمن را عقب راند .

شهید مولوی محمدجان رح چند مدت سرپرستی مجاهدین حقانی صاحب را در خطهای شمال کابل به دوش داشت ، وی تا هنگام تهاجم امریکایی ها همواره در عملیات های جهادی سهم می گرفت .

جهاد بر ضد امریکا :

هرگاه فرمان روای طالبان در پای تخت کشور پس از تهاجم امریکایی ها تمام شد ، شهید مولوی محمدجان رح نیز همچون سائر طالبان به منطقهء آبای خود قره باغ ( غزنی ) رفت ، شهید مولوی صاحب در حالیکه مدت زیادی از اشغال کشور نگذشته بود چندین بار به پکتیا و قندهار سفر کرد ، وی با رهبر بزرگ جهادی مولوی جلال الدین حقانی صاحب در تماس بود و از وی هدایت می گرفت ، یکبار پیام مهم حقانی صاحب را به مقامات رهبری امارت اسلامی افغانستان در قندهار رسانید .

ولسوالی قره باغ ( غزنی) نیز پس از عقب نشینی طالبان همچون دیگر مناطق کشور در کنترول تفنگ سالاران قرار گرفته بود ، شهید مولوی محمدجان رح در همان سال اول دوستان نزدیکی خود را طلب کرد و با آن ها در مورد ترتیب و طرح ریزی عملیات های جهادی مشوره کرد ، فردای آن روز یکتن از دوستان نزدیکی اش به نام حقمل از سوی تفنگ سالاران محلی گرفتار شد ، اما شهید مولوی محمدجان رح جراتمندانه به قرارگاه تفنگ سالاران رفت و حقمل را از چنگال آن ها رها نمود .

سپس مولوی صاحب منطقهء خود را ترک گفت و در تشکیلات جهادی حقانی صاحب مشغول خدمت شد ، وی در عملیات های زیادی در مناطق مرزی پکتیا ، پکتیکا و خوست سهم گرفت ، آن عملیات ها از نخستین فعالیت های جهاد کنونی به شمار می رود ، مجاهدین دران عملیات ها پایگاه های مرزی امریکایی ها را متکرراً آماج حملات سنگین قرار دادند و دشمن را با تلفات هنگفتی مواجه ساختند .

مولوی طلحه و مولوی نوید که در همان مراحل ابتدایی با شهید مولوی محمدجان رح همراه بودند می گویند : « در سالهای اول اشغال ما بست و پنج تن مجاهد بودیم و به سرکردگی مولوی محمدجان رح در منطقهء مرزی پین و سپس در ببره خولهء ولایت خوست مراکز مخفی داشتیم و از همان جا بر قرارگاه های امریکایی ها در مناطق مختلف ولایت خوست عملیات می کردیم ، عملیاتِ سکربیس از عملیات های قابل ذکر است که وقتا فوقتاً بر مرکز هوایی صحرا باغ صورت می گرفت ، همچنان مجاهدین به رهبری مولوی محمدجان رح پایگاه های امریکایی ها را در ترخوبی ، کاریزگی ، لواره ومناطق دیگر آماج حملات قرار می داند .

شهید مولوی محمدجان رح خدمات جهادی خود را تا هنگام شهادت به حیث یک مجاهد متعهد و خستگی ناپذیر در زون جنوب شرقی کشور ادامه داد ،  وی از مجاهدین بلند پایه و اعتمادی حقانی صاحب بود و نه تنها  کارهای نظامی بلکه در امور اداری ، دعوت و ارشاد  و حل و فصل مشکلات مردم نیز نقش فعال داشت و بارها به نمایندگی از حقانی صاحب در مجالس و ملاقات ها سهم گرفته است ، شهید مولوی صاحب در سال ۲۰۱۱م فریضهء حج را نیز اداء نمود .

شهید مولوی محمدجان رح اگر از یکسو در جبهات جهادی حقانی صاحب وظیفه انجام می داد از سوی دیگر در منطقهء خود قره باغ نیز یک دلگی فعال جهادی داشت ، این دلگی هنوز هم با متانت کامل به خدمت جهادی خود ادامه می دهد .

شهید مولوی صاحب در جریان زندگی جهادی خود سه بار از سوی دشمن گرفتار شد ، بار نخست شش ماه ، بار دوم دو ماه و بار اخیر هژده ماه را در زندان سپری نمود .

شهادت :

شهید مولوی محمدجان رح درین اواخر به حیث مسئول جهادی ولایت خوست مقرر شده بود ، وی به تاریخ بست نومبر ۲۰۱۳م موافق با هفده محرم ۱۴۳۵ هق  در اثنای که در روستای مرزی به نام تندورو در کنار دریای کرمه در یک مدرسه استراحت بود هدف حملهء طیارهء بی پیلوت قرار گرفت و به مقام شهادت نائل گردید ، جسد شهید مولوی صاحب در قبرستان مجاهدین استشهادی در میرانشاه ( وزیرستان شمالی ) به خاک سپرده شد .

شهید مولوی صاحب چون درمیان مردم منطقهء خود از محبویت ویژهء برخوردار بود مردم ملکی قره باغ مراسم بزرگ دعا خوانی را  برای ایصال ثواب به روح شهید بزرگوار برگذار نمودند .

از شهید مولوی محمدجان رح به شمول چهار پسر شش اولاد به جا مانده است ، فرزندان وی محمد رفیق ، محمد ، احمد و محمد عمر نام دارند .

حرفی چند در مورد شخصیت شهید مولوی محمدجان رح :

پیش ازینکه تاثرات دیگران را در مورد شخصیت شهید مولوی محمدجان رح با شما شریک بکنم ، می خواهم خاطرهء نخستین و آخرین دیدار خود با شهید مولوی صاحب را درین زندگی نامه جا دهم .

چهار پنج سال پیش زمانیکه چند تن اعضاء خانوادهء حقانی صاحب در یک بمباران وحشیانهء امریکایی ها به شهادت رسیدند ، من با چند تن مجاهدین برای فاتحه خوانی به میرانشاه که دران زمان مرکز مجاهدین بود رفتم ، هرگاه به مرکز حقانی صاحب رسیدیم هیچ فردی از اعضاء خانوادهء حقانی صاحب در مجلس فاتحه خوانی حضور نداشت ، اما یک جوان قوی هیکل نشسته بود و میزبانی می کرد ، دوستانم معرفی کردند که این مولوی صاحب محمدجان است و از دوستان و فرماندهان نزدیکی حقانی صاحب است .

 حضار آن مجلس به شهادت اعضاء فامیل حقانی صاحب بسیار حزین و غمگین بودند اما چند لحظه پس در اثر حرفهای پر تاثیر و احساس برانگیز مولوی صاحب محمدجان رح نهایت مطمئن شدند و از موجهای اندوه و غم نجات یافتند ، شهید مولوی صاحب رح در حرفهای کوتاه خود که توجه حضار مجلس را جلب کرد فلسفهء شهادت را بیان کرد و گفت : « باید به این شهادت ها از خداوند تعالی سپاسگذاری بکنیم ، زیرا مجاهدین داریم که برای پاسداری از دین خدا آمادهء چنین قربانی هستند ، در نخستین شب و روزهای جهاد بر ضد امریکا ما آن قدر مجاهدین نداشتیم چه قدری که امروز شهید داریم ، روشن است که خداوند تعالی خون شهداء را ضایع نکرده است و شمار مجاهدین بیشتر گردیده است » .

مجاهدین که با شهید مولوی صاحب مصاحبت داشته اند می گویند خداوند تعالی شهید مولوی محمدجان رح را بر علاوه از تقوی به اوصاف دیانت ، دلاوری و جرات نیز آراسته بود ، وی عزو و حوصلهء خود  را در هیچ حالت از دست نمی داد .

مرحوم مولوی سید محمد حقانی ( معاون پیشین کمیسیون امور فرهنگی امارت اسلامی افغانستان ) در مورد شخصیت وی می گوید : شهید مولوی محمدجان رح را تنها چند بار در اجتماعات ومجالس دیده بودم ، اما آثار و علائم زیرکی ، تدبر ، عزم راسخ و اخلاص به صراحت در وی مشاهده می شد ، وی نقش بارزی در فتوحات صف جهاد و مقاومت داشت ، خداوند تعالی شهادت اش را قبول بکند .

شخصیت مجاهد و ترانه خوان نامدار امارت اسلامی افغانستان ملا فقیر محمد درویش می گوید : من با مولوی صاحب از نزدیک معرفی بودم ، فرمانده مشفق و مخلص جهاد بود ، مزاج خوشطبعی نیز داشت ، حتی در اثنای نصیحت و یا خشم نیز آثار خوشطبعی  در وی دیده می شد ، وی مدت زیادی با حقانی صاحب رفاقت جهادی داشت و از فرماندهان نزدیکی و معتمد حقانی صاحب بود .

دوستان شهید مولوی صاحب محمدجان حکایت می کنند : شهید مولوی صاحب همواره آرمان شهادت را در قلب داشت ، چند مدت پیش یکتن از فرماندهان نامدار جهادی و دوست دیرین وی مولوی محمد سنگین فاتح به شهادت رسیده بود ، شهید مولوی محمدجان رح می گفت : نوبت شهادت از من بود اما مولوی سنگین نوبت را گرفت .

شهید مولوی محمدجان رح چنانکه در حل و فصل منازعات مردمی و قومی نقش بارز داشت درمیان مجاهدین نیز به خیرخواهی مشهور بود و از اختلاف و نفاق نفرت داشت ، وی به تربیهء مجاهدین نیز همواره متوجه می بود .

حاجی محمد رحیم ( برادر شهید مولوی صاحب ) می گوید : مولوی محمدجان رح بر علاوه از شوق جهاد با علوم دینی نیز بسیار علاقه داشت و مدرسهء را به نام نصرت العلوم در منطقهء خود روستای برلهء قره باغ بنیاد گذاشته بود ، همین اکنون ۵۵ تن شاگردان کل وقتی و صدها تن شاگردان نهاری درین مدرسه مصروف آموزش علوم دینی هستند .

شهید مولوی محمدجان رح اگرچه جسماً درمیان ما وجود ندارد ، اما تذکره ها ،خاطره ها و کارنامه های شهید مولوی صاحب تا دائم در قلب مجاهدین و اوراق تواریخ ثبت می ماند ، رحمه الله تعالی .

…………………………………………

نویسنده : قاری سعید

ترجمه : حبیبی سمنگانی

Related posts