تازه ترین ها

زندگینامهء سرقافلهء شهداء لوگر شهید ملا عبدالمتین هلال رح

زندگینامهء سرقافلهء شهداء لوگر شهید ملا عبدالمتین هلال رح

ولادت و آموزش :

شهید خواجه ملا عبدالمتین « هلال» در سال ۱۳۵۹ ه ش در دیار هجرت در منطقهء قبایلی خردند (کرم ایجنسی) در یک خانوادهء علمی ، دین دوست و مجاهد پرور چشم به جهانِ هست و بود گشود ، پدر شهید هلال رح مولوی خواجه عبدالرحمن (حفظه الله) هنوز در قید حیات است ، شجرهء نسب شهید هلال رح به خلیفهء اول مسلمان ها ، صحابی نامدار حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه می رسد .

شهید ملا عبدالمتین هلال رح روند آموزشی خود را نزد پدر بزرگوارش آغاز نمود ، سپس دو سال در مکتب شهید سید اکبر ( کمپ مهاجرین هری پور ) و یک سال هم در لیسهء حضرت عثمان رضی الله عنه درس خواند ، ازان پس مدتی از کاکای خود مولوی خواجه فضل الرحمن رحمانی در نورالمدارس الفاروقیه اکتساب علم نمود ، نیز چند پارهء قرآن مجید را حفظ نمود و دو سال دیگر در ضیاء المدارس صدیقیه ( هری پور ) زانوی تلمذ نهاد ، اما با دیدنِ وضعیتِ اسف بار مسلمان ها از کتاب رخصت گرفت و برای خدمت در میدان های نظامی کمر بست و تا هنگام شهادت به مبارزهء مقدس خود ادامه داد .

قربانی بی نظیر خانوادهء شهید هلال رح :

خانوادهء شهید ملا عبدالمتین هلال رح خانوادهء خوش بختی است که بر علاوه از قربانی های فراوان در برابر اشغال شوروی ها در مقابل امریکایی های اشغالگر نیز هجرت ، زندان و تکالیف زیادی را متقبل شد .

امریکایی های وحشی و مزدوران آنان چندین بار خانهء شهید هلال رح را آماج عملیات های شب هنگام قرار دادند ، بسیاری از اعضاء خانوادهء وی سنت حضرت یوسف (ع) را به جا نمودند و هنوز هم شماری از اعضاء خانواده اش در زندان های مختلف کشور زندانی هستند و حتی پدر کهن سال وی مولوی خواجه عبدالرحمن حفظه الله نیز دوبار زندان امنیت کابل را سپری نمود ه است، اما لله الحمد در برابر هر گونه زحمت و مشقت صبر و شکیبایی خود را از دست نداده است .

مبارزه در زمان حاکمیت امارت اسلامی افغانستان :

هرگاه امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد رحمه الله مبارزهء خود را برای حاکمیت نظام اسلامی بر ضد ملیشه های مفسد آغاز نمود ، مولوی خواجه عبدالرحمن و پسرش شهید عبدالمتین هلال به کاروان طالبان پیوستند و در مناطق مختلف کشور  مشغول مبارزه شدند ، شهید ملا عبدالمتین هلال رح اگرچه از لحاظ عمر خورد بود اما از روی تقوی ، صداقت ، شجاعت و  زیرکی بسیار در مدت کم جای برادران بزرگ خود را گرفت و در فتوحات زیادی سهم گرفت ، وی پس از فتح کابل تا به هنگام سقوط در ولایات کابل ، پکتیا ، پکتیکا ،  لوگر ، غزنی ، کاپیسا ، تخار و ننگرهار به صفت یک مبارز راستین خدمت نمود .

جهاد بر ضد صلیبی ها :

هرگاه امارت اسلامی افغانستان در نتیجهء تهاجم طاغوتیان جهان به سرکردگی امریکا سقوط کرد ، بسیاری ها در بدل مادیات و جاهِ دنیا ایمان خود را فروختند و یقیناً ایمان های مردم دران شب و روزهای دشوار به آزمون بزرگی گرفتار بود ،  یک طرف نیروی بزرگ و وحشت و دبدبهء کفار و طرف دیگر کفار تلاش داشتند افغان ها را در بدل مادیات و خواهشات دنیوی از خود بکنند و وسیلهء برای رسیدن به اهداف خود قرار بدهند .

شهید ملا عبدالمتین هلال رح توانست دران آزمون بزرگ به فضل بیکران خداوندی کامیاب گردد و همچون بزرگان خانواده اش مسئولیت پاسداری دین و میهن را به دوش بگیرد و به فرمان امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد رحمه الله در برابر امریکایی ها و مزدوران آنان به جهاد مسلحانه بپردازد .

فرماندهی خط جنگ ولسوالی پل علم ( ولایت لوگر ) برای شهید ملا عبدالمتین هلال رح سپرده شد و بر علاوه ازان دیگر وظایف و کارهای جهادی را نیز انجام می داد ف وی در جریان مبارزهء جهادی چندین بار  برای مدت کوتاه اسیر نیز شد ، یکبار از سوی امنیت ولایت لوگر گرفتار شد و لیکن با اینکه شانزده روز شکنجه شد به نام خود اقرار نکرد و بالاخره به فضل خداوند تعالی و از برکت وساطت محاسن سفیدان از قید رها شد .

شهادت و کرامت های پس از شهادت :

شب جمعه بود ، شبی که فضای منطقه را طیارات و هلیکوپترهای امریکایی احاطه کرده بودند و از اول شب گاهی یک جا و گاهی جای دیگر را بمباران می کردند ، ساعت دوی شب بمباران شدت یافت ، ملا عبدالمتین که با شش تن مجاهدین در کمین نشسته بود با نیروهای پیادهء امریکایی و قطعهء ویژهء رژیم مزدور درگیر شده بودند و نیروهای دشمن را شکست دادند ، اما طیارات امریکایی یکبار دیگر محلی را که مجاهدین دران جا کمین گرفته بودند به شدت بمباران نمودند و این بار ملا عبدالمتین هلال و هر شش تن رفقایش هر یک طالب العلم حبیب شاه ، طالب العلم عبیدالرحمن ، معصوم ، ریحان ، احمدی و بلال را به شهادت رسانیدند .

شهید  هلال رح  عشق فراوان با لیلای شهادت داشت و همواره آرزو می کرد خداوندا برای من شهادت نصیب بکن ، هرگاه بار اخیر به سوی جهاد می رفت در هنگام خدا حافظی به اقارب خود می گفت : خدا می داند بار دیگر بیایم یا نه ، شما بخشش بکنید ، یکبار گفت : ای کاش خداوند تعالی مرا در همین جامه شهادت بدهد و غالبا در همان جامه به شهادت رسید .

کاکای وی مولوی خواجه فضل الرحمن رحمانی حفظه الله می گوید : پیش قبر وی نشسته بودم ، بالای قبر اش گل های سرخ رنگ را دیدم ، فکر کردم شاید چشمانم فریب خورده باشد اما هرگاه به جای شهادت وی رفتم همان گونه گل ها دران جا  هم می درخشید .

کاکای دیگری وی که استاد جید فنون است می گوید : چند شب پس از شهادت ملا عبدالمتین رح در خواب دیدم که از جای مجاهد که با ملا عبدالمتین رح یکجا به شهادت رسیده بود یک شعله بلند شد و به قبر ملا عبدالمتین رح پایین شد ، من به رفیق خود که در نزدیک من نشسته بود گفتم : ببین چه  روشنی خوبی است و به سوی قبرستان روان است ، آن رفیق من نیز آن روشنی را دید .

مجاهدین ، استادان و خویشاوندانِ وی بارها در خواب دیده اند که از جنت برای ملاقات ما آمده است و یا اینکه برای ما تسلیت گفته است .

………………………………………

نویسنده : ابومحمد مفتی سیف الرحمن // ترجمه : حبیبی سمنگانی

Related posts