سال ۲۰۱۷ میلادی، ناکامی و رسوایی رژیم مزدور

سال ۲۰۱۷ میلادی، ناکامی و رسوایی رژیم مزدور

سال گذشتهء میلادی نیز چنانکه پیش بینی می شد ناکامی ها و رسوایی های بزرگی را برای رژیم فرسودهء اشرف غنی و عبدالله به بار آورد ، سال ۲۰۱۷م در حالی آغاز شد که قضیهء ننگین دوستم و ایشچی هنوز سرخط مطبوعات بود ، معاون کهن سال حزب جنبش « احمد ایشچی » ادعا داشت که نخست معاون رییس جمهور عبدالرشید دوستم وی را نه تنها شکنجه کرده است بلکه آماج تجاوز جنسی نیز قرار داده است .

در اوائل ماه جنوری ، شماری از تحلیلگران آزاد و حامیان روند صلح  ( فیض محمد زلاند ، نظر محمد مطمئن و اسد وحیدی ) شکایت کردند که از شماره های نا مشخص به ایشان پیام و زنگ می آید و تلاش می شود که به بهانهء روابط با طالبان برای ایشان دوسیه ساخته شود ، اما بعداً روشن شد که این توطیه از سوی ادارهء امنیت ملی روی کار شده است ، جنجال دیگری که در ماه جنوری توجه مردم و رسانه ها را جلب کرد از حرفهای معاون شورای صلح « عبدالحکیم مجاهد » نشئت یافت ، مجاهد طالبان را فرشته های صلح خواند ، اما اعضاء شورای نظار به ویژه داکتر عبدالله و عطاء محمد نور در برابر وی واکنشِ تند نشان دادند ، عطاء نور گفت : مجاهد باید زندانی شود ، داکتر عبدالله فرمان داد که از وظیفه برکنار شود ، اما مجاهد که از سوی اشرف غنی پشتیبانی می شد فرمان رییس اجرائیه را رد کرد و گفت : به فرمان رییس جمهور آمده ام و به فرمان وی معزول می شوم ، در همان روز ها شش صد لیتر شراب در ولایت بلخ کشف شد و این خبر این موضوع را یکبار دیگر داغ ساخت که مقامات رژیم کابل در استعمال و تجارت شراب مستقیماً دست دارند .

در اواخر ماه جنوری ، یک مجلهء امور دفاعی اسراییل راز مهمی را افشاء نمود ، این مجله نوشت که طیارات بی پیلوت اسراییلی نیز در چوکات ماموریت جنگی نیروهای خارجی در افغانستان وظیفه اجراء می کنند و روزمره در کشتار افغان ها سهم می گیرند ، این خبر اگر چه برای رژیم چند سره شرم آور بود و لیکن مقامات ارگ و قصر سپیدار این خبر را نادیده گرفتند و هیچ واکنش نشان ندادند ، محافظین والی لوگر « حلیم فدایی » در اخیر ماه جنوری چند تن افراد ملکی را به شهادت رسانیدند ، این جنایتِ مرگبار اعتراضات زیادی را در رسانه ها مطرح ساخت ، اما خون مردم لوگر نیز همچون خون سائر افغان ها به هدر رفت و حتی با گذشت یک سال نه والی محاکمه شد و نه هم کدام محافظ وی تحت تعقیب عدلی قرار گرفت .

در هفتهء اخیر جنوری و هفتهء اول فروری از سوی مقامات رژیم مزدور دو ادعای صورت گرفت که دروغ بودنِ آن بسیار به زودی افشا شد و رژیم به جای فائده تاوان دید ، بار نخست مقامات بلندپایهء رژیم ادعا کردند که والی طالبان در قندوز « ملا عبدالسلام » را کشته اند ، اما ملا عبدالسلام اندکی پس مصاحبه کرد و ادعای رژیم را دروغ  محض خواند ، سپس ادارهء امنیت ملی یک نامهء خودساختهء را به نام والی هلمند « ملا عبدالمنان » که گویا وی با رهبری امارت اسلامی افغانستان ابراز مخالفت کرده است به نشر سپرد ، اما ملا عبدالمنان پس از نشر این مکتوب دروغین با رسانه ها مفصلاً صحبت نمود و نامهء را که به وی نسبت داده شده است بی اساس خواند . رسانه ها در اواخر ماه فروری راپور دادند که افراد پولیس برای ۲۰ افغانی راننده های موتر را کشته اند ، این واقعهء ننگین بحث های خود سری و نا اهلی افراد پولیس را یکبار دیگر داغ ساخت .

رسانه ها در ماه مارچ خبر دادند که سفارت امریکا پروسهء توزیع ویزه برای ترجمان های خود را متوقف ساخته است ، همچنان یک هیئت ولسی جرگه را که می خواست به امریکا سفر بکند ویزه نداده است ، در همان روزها فعالان رسانه های اجتماعی خبر دادند که وزارت دفاع اجساد کشته شدگان عساکر را از ولایت هلمند به خانه های شان انتقال نمی دهند و از همینست که ده ها اجسادِ عساکر بو گرفته است و بوسیده است ، آگاهان درین مورد گفتند که : مقامات رژیم تا روزی به عساکر نیاز دارند که زنده باشند و برای آن ها بجنگند .

در ماه مارچ ، دو تن بزرگان شورای نظار عطاء محمد نور و عبدالله عبدالله با هم درگیر شدند ، عطاء نور که دران روزها رابطهء تازهء با اشرف غنی برقرار کرده بود عبدالله را حرفهای تند زد و وی را گژدم نا مرد خواند ، در همان شب و روزها یک عضو پارلمان « حمیدلالی » در حالیکه بیش از حد شراب نوشیده بود نصف شب مسلحانه از خانه بیرون شد و چندین ساعت فیر نموده شهروندان کابل را وحشت زده ساخت ، وزارت صحت در ماه مارچ اعلان نمود که در طی یک ماه گذشته بست تن در اثر نوشیدن شراب های مسموم در کابل جان باخته اند .

سازمان حقوق بشر در راپورِ ماه مارچ انکشاف نمود که افراد پولیس رژیم از اطفال که در داخل صف های آن ها وجود دارند برای روابط جنسی استفاده می کنند ، در همان روزها قومندان جنبش « نعیم چریک » و قومندان جمعیت « خال محمد » در منطقهء قشقهء ولایت فاریاب با هم درگیر شدند و هر دو جانب دچار تلفات شدند ، حزب جمعیت و جنبش پیش ازین هم زمانی درگیر شدند که افراد جمعیت می خواستند جسد منسوب به حبیب الله کلکانی را در تپهء شهر آراء دفن بکنند .

در هفتهء اخیر ماه مارچ ،  سیگار  ( ادارهء که کمکهای امریکایی را مراقبت می کند ) اعلان نمود که بسیاری از پول های امریکایی به عناوین مخالف دوباره دزدی می شود و به کیسه های امریکایی ها می رود .

در اوائل ماه اپریل ، بزرگان قومی شینواری ها در شرق کشور گفتند که رژیمِ چند سره با داعش همکاری می کند و روابط و معاملات پنهانی با داعش دارد ، همین ادعا بعدا از سوی ظاهر قدیر و مقامات دیگر نیز مطرح شد اما ارگ جواب قناعت بخش نداشت ، در همین ماه « مادر بمب ها » به فرمان ترامپ در ولسوالی اچین ولایت ننگرهار پرتاب شد ، این بمب اگر چه تاثیر و تخریب چندانی نداشت و لیکن آوازهء رسانه یی آن به سراسر جهان رسید ، امریکایی ها ادعا نمودند پرتاب این بمب جدیت ما را در برابر داعش نشان می دهد ، اما بسیار کسانی مطرح  به شمول حامد کرزیی گفتند که هدف تنها آزمودن یک سلاح امریکایی بود و خاک اشغال شدهء افغانستان برای این کار انتخاب شد ،  مسئلهء دیگری که در ماه اپریل جنجالی را درمیان مقامات دولت به وجود آورد برطرفی نمایندهء فوق العادهء رییس جمهور برای اصلاحات و حکومتداری خوب « احمد ضیاء مسعود » بود  ، ضیاء مسعود که فرمان ناگهانی عزل اش را از طریق رسانه ها شنیده بود هشدار داد که واکنش تند نشان می دهد و لیکن در عمل هیچ اقدامی از وی دیده نشد .

به تاریخ ۴ ماه می ، گلبدین حکمتیار در طی یک معاملهء تضمین ناشده به رژیم اشرف غنی تسلیم شد و به کابل رسید ، افراد وابسته به حکمتیار دران روزها بسیار در جوش و خروش بودند ، زیرا اشرف غنی به شمول یک شهرک مستقل وعده های زیادی با آن ها کرده بود ، اما بعداً روشن شد که وی حکمتیار را نیز همچون دوستم و ضیاء مسعود تشنه لب از دریا پس آورده است و موافقت نامه و وعده های تسلیمی نسیاً منسیاً گردیده است ، در همان روزها یکبار دیگر رسانه های اجتماعی از بو گرفتن اجساد عساکر خبر دادند ، مردم در فیس بک نوشتند که این بار اجساد آن عده عساکر دولتی که در جنگهای قندوز کشته شده اند به سبب عدم انتقال بو گرفته است و دولت هیچ توجهی به این مشکل ندارد .

نخست معاون رییس جمهور عبدالرشید دوستم که به جرم تجاوز بر ایشچی متهم بود به ترکیه تبعید شد ، در همان روزها یک وکیل بامیان زور و دبدبهء خود را به نمایش گذاشت ، افراد وکیل شهیدانی برای طیارهء شرکت کام ایر اجازه ندادند که در میدان هوایی بامیان فرود بیاید ، زیرا این طیاره در میدان هوایی کابل برای شهیدانی منتظر نمانده بود و پرواز کرده بود ، در عین حال جنجالِ عطاء نور و حکمتیار سرخط رسانه ها شد ، ایشان یکدیگر را هشدار و طعنه های گوناگون دادند و به جرائم مختلف متهم نمودند ، در اواخر ماه می ، یک انفجار مرموز توسط تانکر در چهار راهی زنبق در قلب شهر کابل صورت گرفت که تلفات هنگفت و اعتراضات گستردهء را به بار آورد .

در اوائل ماه جون ، تظاهرات ، خیمه های تحصن و حرکت فعالان نهام نهاد مدنی به نام « رستاخیز تغییر» که بیرق های مشابه با بیرق های همجنسبازان داشت خبرهای داغ رسانه ها بود ، این تظاهرات در واکنش به همان انفجار چهار راهی زنبق به راه انداخته شده بود ، رژیم کابل تظاهرات کنندگان را با گلوله های تفنگ پاسخ گفت و پسر ایزد یار ( معاون مجلس سنا ) را کشت ، فردای آن روز در جنازهء وی یکبار دیگر انفجارهای مرموز صورت گرفت و این بار رییس حزب جمعیت « صلاح الدین ربانی » این انفجارها را طرح شورای امنیت ملی کابل و حنیف اتمر دانست ،  جنجال صلاح الدین ربانی و حنیف اتمر هنوز خاموش نشده بود که تفنگ داران حزب و جمعیت در تخار با هم درگیر شدند و در نتیجه ۲۲ تن کشته شدند .

در ماه جون ، دو محاذ تازهء در برابر دولت روی کار شد ، نخست رحمت الله نبیل حزب جدیدی را به نام محور تشکیل داد ، سپس دوستم ، عطاء نور و محقق در ترکیه ائتلافی را به نام نجات اعلان نمودند ، دولت بالمقابل یکبار دیگر دوسیهء ایشچی را روی کار نمود و و از سوی دیگر طیارهء دوستم را  اجازه نداد که در افغانستان فرود بیاید و دوباره به سوی ترکیه حرکت داد ، در همان روزها رسانه ها راپور دادند که رژیم کنونی کابل به سرکردگی اشرف غنی نیز همچون رژیم سابق در فساد غوطه می زند و تا اکنون چهل در صد عوائد گمرک ها به کیسه های شخصی می رود .

در اواخر ماه جون ، روزنامهء واشنگتن پوست در یک راپور مفصل خود نوشت که عساکر دولتی از اطفال استفادهء جنسی می کنند ، در همان روزها محافظین محقق یک محفل عروسی را گلوله باران نمودند و عروس را کشتند .

به تاریخ ۱۷ ماه اگست عجب ترین واقعهء رخ داد ، آصف مهمند ( عضو شورای ولایتی بلخ ) که از مخالفین والی بلخ است هرگاه خواست از کابل به مزار برود ، در میدان هوایی مزار از سوی افراد عطاء نور زولانه زده شد و نزد عطاء نور آورده شد ، عطاء نور وی را خوب لگدمال کرد و سپس گوشهای وی را نیز دندان کرد ، آصف مهمند چند روز پس در حالی در محضر رسانه ها ظاهر شد که سرش بسته بود و گوش چپ وی بریده شده بود .

در ماه سپتمبر ، نظامیان امریکایی در ولایت پروان ورقه های را پایین انداختند که دران کلمهء مقدس اسلام بر عکسهای سگ نوشته شده بود، این واقعه مردم مسلمان کشور را به احساسات در آورد ، اما وجدان مردهء مقامات ارگ  هرگز به حرکت نه آمد ، در همین ماه هرگاه اشرف غنی در جلسهء ملل متحد سخنرانی می کرد تنها چند تن افراد خود وی نشسته بودند و دیگر همه کرسی ها خالی بود ، در عین حال نامهء یک کارمند ارگ « ثواب الدین مخکی » افشا شد ، این نامه از وجود تعصب عمیق قومی در ارگ پرده برداشت ، قضیهء ثواب الدین هنوز سرد نشده بود که سیگار در یک راپور خود انکشاف نمود : مقامات نظامی رژیم از بیوه های عساکر کشته شده در برابر کمکهای مالی تقاضای رشوت جنسی می کنند، این قضیه اگر چه بسیار حساس بود و لیکن مقامات ارگ و قصر سپیدار خجل نشدند و واکنشی هم نشان ندادند .

در اوائل ماه اکتوبر دو واقعهء بزرگ صورت گرفت ، امریکایی ها در گرشک ( هلمند ) پوستهء عساکر دولتی را بمباران کردند و به شمول قومندان تورجان بست تن عسکر را کشتند ، از سوی دیگر یک شخص مسلح در شهر لاس ویگاس امریکا یک کنسرت را گلوله باران نمود و شمار زیادی امریکایی ها را کشت ، عکس العمل اشرف غنی و عبدالله در برابر این دو واقعه خیلی ها تعجب آور بود ، ایشان در مورد حادثهء مرگبار گرشک که جان چندین تن عساکر رژیم را گرفته بود نه حرفهای تسلیت آمیز گفتند و نه هم از امریکایی ها شکوه و گله کردند ، اما در مورد واقعهء لاس ویگاس علی الفور با نامه های طولانی ابراز غم شریکی کردند و غم امریکایی ها را غم خود خواندند .

در ماه اکتوبر ، شماری از احصائیه های که به نشر رسید نیز از ناکامی و بی کفایتی رژیم مزدور پرده برداشت ، سازمان بین المللی IFPRI گفت : افغانستان با وصف همه همکاری های جامعهء جهانی هنوز هم گرسنه ترین کشور در سطح آسیا است ، رییس سیگار « جان ساپکو » گفت : آمار تلفات عساکر دولتی به حدی بالا رفته است که امریکا و رژیم کابل به توافق رسیده اند که پس ازین ارقام واقعی تلفات خود را اعلان نمی کنند ، از سوی دیگر شرکت بریشنا خبر داد که مقامات بلند رتبهء رژیم ده ملیارد افغانی ازین شرکت قرضدار هستند .

به تاریخ ۲۳ اکتوبر ، اشرف غنی و عبدالله از ارگ به بگرام رفتند تا با وزیر خارجهء امریکا تیلرسون ملاقات بکنند ، ارگ تلاش نمود منظره های واقعی عکس ها را توسط فوتوشاپ  تغییر بدهد و رسوایی خود را پنهان بکند ، اما رسانه های امریکایی همه جزئیات این ملاقات شرم آور را نشر نمودند ، واقعهء جالب که در اواخر ماه اکتوبر رخ داد این بود که دو وکیلان زورمند پارلمان ( حمیدلالی و همایون همایون ) نصف شب به آرشیف تلویزیون پارلمان رفتند ، دروازه را شکستند و موادی را که نیاز داشتند با خود بردند ، اما هیچ مرجعی در مورد این تخلف بزرگ قانونی عکس العمل نشان ندادند .

در اوائل ماه نومبر ، ولسی جرگه فیصله نمود باید واژه های اسلام و افغان در تذکره های برقی ذکر نشود ، در همان روزها ویدیوی رسوایی سرطبیب اردوی ملی دگروال غلام رسول لغمانی افشا شد ، اما مقامات ارگ باز هم خود را کور و کر انداختند و این واقعهء فضیحت بار را نادیده گرفتند ، در همان روزها جنجال حکمتیار و ارغندیوال رسانه یی شد ، ارغندیوال ادعا نمود که حزب اسلامی در وزارت عدلیه رسماً به نام وی ثبت است ، لهذا حکمتیار حق ندارد به این نام حزبی داشته باشد و از نام حزب اسلامی استفاده بکند، در همان روزها ملل متحد خبر داد که کشت مواد مخدر در رژیم اشرف غنی هشتاد و هفت در صد افزایش یافته است ، نیز ولسی جرگه ارگ را به دست داشتن در نفاق های قومی متهم نمود ، معاون ریاست اجرائیه از آنعده افغان های که به فرمان و تمویل ایران در جنگهای سوریه سهم می گیرند پشتیبانی و قدردانی کرد ، در عین حال یک قومندان نظم عامه مکتوبی را صادر کرد که دران نوشته شده بود جز قوم تاجک باید از اتباع دیگر اقوام یک نیروی تازهء تشکیل داده شود ، اگرچه احساسات و جذبات افغان ها ازین قضایا به شدت صدمه دید و لیکن رژیم برای  باز پرس و یا عدم تکرار آن گامی هم برداشته نتوانست .

خبر داغ ماه اخیر سال گذشته گردهمایی مخالفین دولت در قندهار بود ، درین گردهمایی تعداد زیادی از اعضاء پارلمان شرکت کردند ، والی بلخ ، پسر دوستم و کسانی دیگری هم می خواستند که درین گردهمایی حضور یابند ، اما از سوی دولت برای طیارهء آن ها اجازه داده نشد که در میدان هوایی قندهار پایین شود ، ظاهر قدیر برای دولت دوازده ساعت ضرب الاجل تعیین کرد ، اما وی پس از سپری شدن ضرب الاجل کدام واکنشی نشان نداد ، مرکز مطالعات منطقوی در همین ماه به اساس یک احصائیه خبر داد : شصت و هفت در صد مردم باور دارند که دولت اشرف غنی خواهان صلح نیست ، نیز عساکر امنیت ملی بر لیلیهء دخترانهء مکتب افغان ترک یورش بردند و چند تن استادانِ مکتب را گرفتار نمودند ، مردم عامهء کشور این کار امنیت ملی را نیز یک جنایتِ حساس خواندند و کارمندان استخباراتی را برای اینکه حدود و ارزشهای اسلامی و افغانی را لگدمال نموده اند ملامت نمودند .

سال ۲۰۱۷ م در حالی به پایان می رسد که جنجال اشرف غنی و عطاء نور به حد اخیر رسیده است و دولت در کشمکش ها و بی باوری های داخلی خود از پا تا گلو غرق است ، اشرف غنی استعفای عطاء نور را پذیرفته است و والی تازهء را برای ولایت بلخ مقرر کرده است ، اما عطاء نور که از کرسی ولایت کنار نمی رود  زمامداری و فرمانروای  ارگ را زیر سوال برده است ، تا اکنون به نظر نمی رسد که جنجال ارگ و عطاء نور به فایدهء کدام جانب تمام می شود .

………………………………………..

نویسنده : زخمی افغان // ترجمه : حبیبی سمنگانی

 

Related posts