تازه ترین ها

نگاهی به زندگی و کارنامه های شهید ضیاء الدین فاروق (رح)

نگاهی به زندگی و کارنامه های شهید ضیاء الدین فاروق (رح)

ماه های ابتدایی سال ۲۰۱۰م بود ، شب و روزهای بود که شدت و حماسه آفرینی های جهاد در برابر نیروهای اشغالگر در سراسر افغانستان به اوج رسیده بود ، آن در طول یک دههء اشغال خونین ترین و مرگبار ترین سالی بود برای اشغالگران صلیبی و مزدوران خود فروختهء آن ها.

در سلسلهء وظیفهء ژورنالیستی اراده داشتم با مسئول جهادی ولایت فاریاب مصاحبه بکنم ، یک کاشانهء فقیرانه را دق الباب نمودم ، چند لحظه پس یک فرد خانه بیرون شد و مرا به سوی یک اوطاق کهنه و خامه رهنمایی کرد ، یک جوان میانه قد و خوش رو در اوطاق نشسته بود ، بسیار صمیمانه معانقه کرد و چنان معلوم می شد که زخمهای خود را تازه پانسمان کرده باشد ، از دوستان که در اوطاق نشسته بودند در مورد مسئول جهادی ولایت فاریاب که به تلاش وی آمده بودم پرسیدم ، آن ها همان جوان خوش رو و خوش خو را معرفی کردند که قاری صاحب فاروق است .

مجلس طولانی و نشست مطبوعاتی با قاری صاحب ضیاء الدین فاروق داشتم ، وی از جمله کسانی بود که می توانست با یک صحبت در قلب کسی جا بگیرد ، بسیار متواضع ، خاکسار ، مؤدب و فراتر از همه یک مجاهد صمیمی و واقعی سنگر که جان ، مال و همه هستی و دارای خود را برای پاسداری دین اسلام وقف کرده بود ، شهید قاری ضیاء الدین فاروق در همان دیدار در قلب من جا گرفت ، اما در واقعیت بعدا پی بردم که خداوند تعالی این جوان سی ساله را برای کارهای بسا بزرگی آفریده است ، بلی ، شهید قاری ضیاء الدین فاروق در ولایات شمال به ویژه فاریاب ، جوزجان و سرپل از بنیاد گذاران جهاد و مقاومت در برابر صلیبی ها بود ، وی چراغ جهاد را به همتِ والا ، مبارزهء پیهم و قربانی های مخلصانهء خود دران مناطق روشن کرد ، مردم را به فکر و روحیهء جهادی مجهز نمود ، جوان ها را تربیه و آماده نمود و بالاخره در همین راه به مقام سعادت بخش شهادت  نائل گردید .

بیایید در سطور ذیل با زندگی و چندی از کارنامه های این قهرمانِ افتخار آفرین آشنا شویم و قلبِ فگار و رنجور خود را به یاد یک مجاهد حقیقی طراوت بخشیم .

شناخت اجمالی :

شهید قاری ضیاء الدین فاروق پسر حاجی عبدالباقی به قوم ازبک در سال ۱۳۵۸ خورشیدی در روستای توپخانهء ولسوالی دولت آباد ولایت فاریاب چشم به جهان گشود .

آموزش :

آموزش های ابتدایی خود را در مدرسهء یک عالم محلی مولوی شمس الدین فرا گرفت و سپس برای حفظ قرآن به ولسوالی شیرین تگاب رفت و حفظ قرآن را دران جا در مدت کم تکمیل نمود .

سپس برای فراگیری علوم دینی عازم پاکستان شد ، وی چند مدت در یکی از مدارس دینی در کمپ پبی/ببو ( پشاور ) درس خواند  و پس ازان به منطقهء رحیم یار خان (پنجاب) رفت و دران جا در مدرسهء مشهور و معروف عبدالله ابن مسعود رضی الله عنه به تحصیلات خود ادامه داد .

قاری ضیاء الدین فاروق در دوران حاکمیت امارت اسلامی افغانستان زمانیکه جنگ ها در شمال کابل جریان داشت اگر چه خوردسال بود و لیکن شوق مبارزه وی را وادار ساخت تا به کابل برود و در فهرست کسانی که به ساحهء جنگ تشکیل می شوند ثبت نام بکند ، وی بسیار کوشش نمود اما به دلیل خوردسالی اجازه نیافت ، وی از کابل به هرات رفت و دران جا کوشش نمود به واسطهء قومندان مشهور جهادی و عضو شورای رهبری امارت اسلامی افغانستان مولوی عبدالرحمن صاحب در صف جهادی شامل شود .

مولوی عبدالرحمن می گوید : وی بسیار آرزوی جهاد داشت ، گفتم هنوز از نگاه اصول امارت خوردسال هستی ، انتظار بکن ، اما قاری صاحب می گفت : جهاد به شوق و جرات ضرورت دارد و من هر دوی آن را دارم ، اما باز هم اجازه نیافت ، لهذا تا تهاجم امریکایی ها بر افغانستان به آموزشهای دینی خود در ولایت هرات ادامه داد .

نقش تاسیسی در جهاد بر ضد امریکا :

شهید قاری ضیاء الدین فاروق پس از تهاجم امریکایی ها تا یکسال در منطقهء خود بود و سپس با چند تن از دوستان خود به نیت جهاد و تربیهء نظامی خانه را ترک گفت و به مناطق قبایلی و مرزی افغانستان و پاکستان رفت ، وی در ساحات کوهستانی آن جا در مراکز تربیوی مجاهدین به تمرینات نظامی پرداخت .

شهید قاری صاحب دران جا با تعدادی از مجاهدین آشنایی پیدا کرد و به ویژه با شهید قاری محمد طاهرجان فاروق نیز معرفی شد ، وی پس از درسهای جهادی در گام نخست به دعوت جهاد پرداخت ، تا طالبانِ مدارس ، جوانان و عامهء مردم را از فرضیت و اهمیت جهاد آگاه بسازد .

یکتن از رفقای شهید قاری ضیاء الدین می گوید : آن زمان ما در مدرسه درس می خواندیم ، قاری صاحب به مدرسه می آمد و طالبانِ منطقهء خود را به جهاد دعوت می کرد ، وی با خود یک  ماشینِ دی وی دی نیز داشت و توسط آن ویدیوهای جهادی را در مجالس خصوصی به طالبان و مردم عامه نشان می داد و به این طریق آن ها را به جهاد دعوت می کرد ، شهید قاری صاحب بعدا در ولسوالی خود دولت آباد نیز قشر جوان را با نمایش اصدارات جهادی به جهاد ترغیب می داد .

شهید قاری ضیاء الدین فاروق در سال ۲۰۱۰م در طی یک مصاحبه در مورد آغاز فعالیت های جهادی در فاریاب و ولایات  هم جوار چنین گفت : ما کارهای جهاد را نخست با برنامهء دعوت آغاز کردیم  ، ما مسجد به مسجد و خانه به خانه می رفتیم و هر فرد را از هدف و فرضیت جهاد آگاه ساختیم ، حتی چنین هم شده است که مجاهدین در کنار راه ایستاد می شدند ، هر راهگذر را پیش خود طلب می کردند  و مدعای خود را بیان می کردند ، این کار ذهنیت مردم را روشن ساخت ، مردم ما را شناختند و اعتماد پیدا کردند و به چشم خود دیدند که مجاهدین بر خلاف تبلیغات دشمن همه فرزندان همین مردم و همین منطقه هستند .

عملیات های جهادی :

شهید قاری صاحب و دوستان وی نخستین عملیات جهادی را در منطقهء خود به شکل حملهء چریکی انجام دادند ، مجاهدین فاریاب ، جوزجان و سرپل در اوائل مشترکاً عملیات های چریکی انجام می دادند و همیشه در حالت سیار می بودند ، تعداد آن ها چون کم بود و با کمبود سلاح و امکانات نیز مواجه بودند لهذا بر یک مرکز ضعیف دشمن حمله می کردند و سپس فی الفور آن جا را ترک می کردند و به ولایت دیگری می رفتند ، گویا آن ها هم زمان در سه ولایت عملیات های جهادی انجام می دادند .

بعدا فعالیت ها و عملیات های مجاهدین در فاریاب نیز همچون دیگر بخشهای کشور علنی شد و از کمیت و کیفیت عالی برخوردار شد ، شهید قاری صاحب در پیش رفت کارهای جهادی فاریاب نقش برازنده داشت و به حیث یک مجاهد نامدار خوب درخشید ، وی مدت زیادی به حیث مسئول نظامی ولسوالی دولت آباد خدماتِ صادقانه انجام داد و سپس در سال ۲۰۰۹م از سوی مقام رهبری امارت اسلامی افغانستان به حیث والی یا مسئول    عمومی جهادی ولایت فاریاب تعیین گردید.

دران دوران مجاهدین حملات مرگبار و عملیات های بزرگی را در ولایت فاریاب بر ضد دشمن انجام دادند و در نتیجه به شمول ولسوال و قومندان امنیهء اندخوی و قومندان امنیهء شیرین تگاب مقامات و عساکر زیادی دشمن از بین رفتند ، ساحهء جهادی مجاهدین در سال ۲۰۱۰م به حدی فراخ شد که مجاهدین در ولسوالی های دولت آباد ، شیرین تگاب ، خواجه ناموسی ، المار ، قیصار ، چلگزی ، گورزوان ، بلچراغ و لولاش مناطق زیادی را در کنترول خود درآوردند ، همچنان تشکیلات ملکی و محاکم امارت اسلامی افغانستان نیز در بیش تر ساحات ولایت فاریاب روی کار شد و فاریاب به یک سنگر افتخار آفرین و تسخیر نا شدنی مبدل شد .

شهادت :

قاری ضیاء الدین فاروق پس از مبارزهء طولانی و مخلصانه بالاخره به تاریخ هفت اکتوبر ۲۰۱۰م در یک چاپهء نیروهای اشغالگر و مزدوران داخلی در منطقهء قرغن قدق ولسوالی دولت آباد به شهادت رسید .

قریهء قرغن قدق در نزدیکی مرکز ولسوالی موقعیت دارد ، شهید قاری صاحب با چند تن مجاهدین درین قریه جا گرفته بود ، مجاهدین ازان جا به سرک عمومی می رفتند و به قوه های دشمن کمین می نشستند ، اما هرگاه دشمن خبر شد یک چاپهء بزرگ زمینی و هوایی زد ، قاری صاحب برای حفاظت مردم ملکی از قریه بیرون شد و به سوی یک دشت رفت ، اما دران جا از سوی دشمن کشف شد ، نخست یک تن مجاهد در حملهء هوای دشمن  به شهادت رسید و بعدا قاری صاحب ضیاء الدین با سه تن مجاهد دیگر در جنگ رویاروی جام شهادت را نوش جان نمودند ، انا لله و انا الیه راجعون .

جسد شهید قاری ضیاء الدین فاروق (رح) دور از قریهء پدری اش در روستای میمنه قشلاق در نزدیکی ولسوالی بلچراغ به خاک سپرده شد .

حرفی چند در مورد شخصیت شهید قاری ضیاء الدین فاروق (رح) :

پدر شهید قاری ضیاء الدین فاروق شخص زمین دار و ثروت مند منطقه بود ، پول ، باغات و امکانات زیادی مادی داشت ، اما شهید قاری صاحب با اسباب و متاع دنیوی هیچ علاقهء نداشت ، هوس و عشرت دنیوی را فراموش کرد ، زندگی آرام و راحت را پشت سر گذاشت و همه عمر خود را برای مشکلات جهاد ، هجرت و مبارزه وقف کرد .

شیخ الحدیث مولوی عبدالباری سعیدی   در پهلوی اینکه محاسن  و مزایای زیادی شهید قاری صاحب را بیان می کند می گوید : هرگاه در مجالس علماء و روحانیون می نشست با کمال توجه به مشوره ها و نصایح آن ها گوش می داد و شاید یگانه مسئول ولایتی بود که هیچ کسی از وی شکایت نداشت .

دوستان صمیمی وی می گویند : قاری صاحب  شخصیت پاک و پرهیزگار بود ، با پول بیت المال بسیار احتیاط می کرد ، اگر چه مسئول بود و لیکن با امور مالی کار نداشت بلکه یکتن مجاهد را به حیث مالی مقرر کرده بود و همه پول نزد مالی بود ، با جهاد بسیار علاقه داشت ، از خوردسالی آرمان جهاد را در قلب داشت و پس از تهاجم امریکایی ها تا به هنگام شهادت به جهاد ادامه داد ، رحمه الله تعالی .

نویسنده : قاری سعید // ترجمه : حبیبی سمنگانی

Related posts