تازه ترین ها

پیروزی خون بر شمشیر!

پیروزی خون بر شمشیر!

۲۹ سال قبل، جهان شاهد تحول عظیم در تاریخ بشریت بود که نه تنها اثری عمیق در جغرافیای جهان گذاشت بلکه به بزرگترین اندیشه فکری آن عصر خط بطلان کشید. آغاز زوال امپراتوری شوروی هویدا- و ضعف فلسفه مارکسیزم محسوس گشت. چیزی که بشریت به این زودی انتظارش را نداشت و حتی گمان اش را نیز نمی برد.
بلی! شوروی شکست خورد و عساکر اش را از افغانستان فراخواند.
تأثیرات این واقعه ی تاریخی، معادلات جهانی را برهم زد؛
جهان دوقطبی را بسوی تک قطبی کشاند؛
کشور های دربند “استعمار سرخ” را از زیر یوغ چکمه پوشان قشون سرخ آزاد نمود؛
بطلان فلسفه ی پُر “زرق و برق” مارکسیزم را در اندیشه ها شکل داد؛
و “پیروزی خون بر شمشیر” را به حقیقت کشاند، و اندیشه های بشریت را در جستجوی “دین توحید” مسیر داد تا درین راستا ترس و واهمه از قدرت های اتمی را از خویش بزدایند.
بلی! همه نفع بردند:
جهان یک قطبی شد؛
هیولای شوروی از جغرافیای زمین حذف گشت؛
دیوار برلین ازهم فروپاشید؛
“دین ستیزی” با تیوری های داروین به زباله دان تاریخ ریخته شد؛
و مهمتر ازهمه اینکه، تشنگان و جویندگان “راه حق” که از دین های تحریف شده و زوال فلسفه مارکسیزم در خلاء قرار داشتند به اسلام توجه یافتند.
بلی! این پیروزی بزرگ با تجلی نور “جهاد” از سرزمین افغانستان بر جهان تابید.
“جهاد” برای بشریت روحیه آورد که “زورگویی های اتمی”، نمی تواند ایشان را به “برده گی نوین” کشاند. انتفاضه در زیر گلوی نیروی اتمی شکل یافت. پرتاب سنگریزه های طفل فلسطینی بر سوی همین نیروی اتمی که؛ قادر به چهار بار “زیر و رو” کردن قاره زمین است، دوباره بر حقانیت فلسفه “پیروزی خون برشمشیر” صحه گذاشت؛ که در “بهار عربی” خط بطلانی بر فلسفه کاپیتالیزم نیز کشید که با اسلحه ی دموکراسی در حال منفعت برداریست.
دوره ی جدید با تعویض لباس کفر به منافقت فرا رسید!
بلی! منافقت دولت های کفری زیر نام دموکراسی؛
و منافقت دولت های اسلامی زیر نام جمهوری اسلامی!
و اما کشور ما؟
در ضعف رهبران جهادی بعد از ۲۹ سال، فقط مهره “نجیب” با “غنی” تعویض یافت و در همان نقطه ی که بودیم، هستیم!
رهبران جهادی در اوج کبر و غرور، بر غلوگرایی اعضای شان، بصیرت عزت و شوکت قبلی شان را از دست دادند؛
و رعیت با تعبیر نادرست از دین و قایل شدن عصمت به رهبران جهادی، مغز های شان را منجمد و “خود باوری” های شان را از دست دادند.
چنین عصمت گرایی ها، رهبران تنظیم های “طریقتی” و “رافضی” را که اساس اندیشه شان را تشکیل میداد، به اوج شهرت و قدرت رسانید و تنظیم های پاک و ناب اسلامی را در یک رکود رشد فکری و دوری از دستورات الهی سوق داد. تنظیم های پاک اسلامی فعلاً فقط با شعارها- و کارنامه های گذشتگان و شهیدان شان بسنده کرده و به فخرفروشی ادامه می دهند در حالی که سخت در لجن زار مادی گرایی گیر افتاده اند.
بلی! دیگر از آنها تحرک سلب گشته و در رقابت های رسیدن بقدرت دست به هرناپاکی می زنند، دستورات الهی را به نفع خویش توجیه می دارند و آخرت را به باد فراموشی گذاشته اند.
اما مؤمنان، دور از زدوبندهای تنظیمی، قومی و مرزی در شگوفایی بوده و در کمتر از دو دهه، دارند نقاب دروغین دموکراسی را از چهره ی کاپیتالیزم برمیدارند.
اسلام دیگر نه به اتم- و نه به نیروی های پُر “زرق و برق” نظامی ضرورت دارد تا از دروازه ها به خانه های مردم راه یابد!
امروز اسلام از طریق فلب ها وارد خانه ها می گردد و در بطن جوامع کفر به هزارها تن را، روزانه به خویش وصل می دارد که این مژده ی ست بزرگ، برای من و تو وهمه ی بشریت!
پس تا دیر نشده با این کاروان بپیوندیم و اگر هستیم، ایمان خویش را خالص و پاک گردانیم که سفری نیک و قرارگاه نیک در پیش است.

به مناسبت بیست و نهمین سالروز فرار قشون سرخ از افغانستان: ۲۶ دلو ۱۳۶۷ مطابق ۱۵ فبروری ۱۹۸۹

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر

Related posts