شرمنده ایم ای ملت سوریه!

شرمنده ایم ای ملت سوریه!

چه بنویسم که از نوشتن شرمم می آید چه بگویم که از گفتن عاجزم چگونه می شود چیزی را وصف کرد که قابل توصیف نیست، خون را چگونه توصیف کنم، اشک و ناله خواهر و برادر مظلوم سوری ام را چگونه تفسیر کنم، از بال بال زدن اطفال شیر خوار چه بنویسم، از تیکه تیکه شدن اجساد مسلمانان سوری چه بگویم از کدامین غم بگویم از کدام درد، از کدامین آه و ناله و …؟؟؟

یا خدا …

در این چند روز اخیر از آسمان سوریه فقط خمپاره می بارد و آتش، منطقه «غوطه» سوریه در خون سرخ مسلمانان مظلوم غوطه ور گردیده است، بشر خیره سر فقط خیره خیره نظاره گر است، دنیای بی ضمیر فقط شاهد حال است، آنها که کاری از آنها ساخته است دست روی دست مانده و به بال بال زدن مسلمانان در زیر خمپاره های آتشین به تماشا نشسته و چنان ضمیر مرده اند که گویی هر چیز هستند جز بشر و انسان، و آنها که کاری از آنها ساخته نیست فقط اشک می ریزند به حال زار برادران و خواهران مظلوم خود در سوریه.

یا الله …

همه چیز ملت سوریه در حال سلب شدن است و این مصیبت پایانی ندارد و این شام تاریک سرزمین شام گویی تاریک و تاریک تر می شود، اطفال نوزاد و تازه به دنیا آمده در آغوش مادر جان می دهند، پدر در حال سجده سر می گذارد و بر نمی دارد مادر در حال دعا دستهایش را از دست می دهد، خانه و ساختمان مثل آب خوردن زیر بمبهای خوشه ای و چند تنی دشمنان اسلام خراب شده و زندگی ساده ملت سوریه به اشک و خون غوطه ور می شود.

چشمها نمناک، قلبها داغدار، دست ها عاجز، پایها از کار افتاده، نگاه ها بی توجه، امت بی سرپرست، مسلمان بی همه کس، فریادها خاموش، ناله ها بی صدا، گریه ها پرفغان، جوی ها پر از خون، سرک ها سنگ فرش تیکه های بدن، حالات ناگوار و غیر قابل توصیف و این است حال زار امروز شام عزتمند دیروز من.

یا الله …

این سرزمین شام است سرزمین انبیاء، اولیاء، اتقیاء، صلحاء و سرزمینی که زمانی مرکز عزت و مرکز ثقل جهان اسلام بود جاییکه از آنجا بر بسیاری از قلمروهای دنیا، حکام مسلمان و خلفای دوران طلایی امت اسلامی بر مردم حکمرانی می کردند و امروز … و امروز روزهای سخت و جانکاه و طاقت فرسای خود را آن دیار تجربه می کند روزهای که اولاد کفار بی رحمانه بر سرشان بمب می ریزند و از کشته شدن و کباب شدن شان بی محابا لذت می برند.

یا الله …

این «غوطه» است تیکه ای از خاک شام (سوریه) که اینگونه خاکستر می شود و در دل آن صدها فرزند دلبند سوری به خاک و خون یکسان می شوند؛ یعنی هیچکسی نیست به داد و فغان این ملت مظلوم و بی چاره برسد هیچکسی جز تو را ندارند یا الله و چنان بی چیز و بی همه کس شده اند این امت که گویی عاجز تر از آنها در دنیای بی ضمیر ما وجود ندارد.

صدای غرش بی امان جنگنده های دشمنان اسلام بر فراز سوریه خواب راحت و آرامش را دیریست که از چشم و دل خورد و کلان آن سرزمین ربوده است هر لحظه با چیغ و فریاد و ناله، انتظار مرگ خود را می کشند در کمتر از چند روز بیشتر از هزار مظلوم بی گناه شهید، و صدها مجروح و هزارها تن آواره گردیده اند.

شرم است بر حکام کشورهای اسلامی که خود را مسلمان نامیده و در پیش چشم شان اینگونه اولاد اسلام سلاخی و قصابی می شوند، شرم است بخدا به آنها که در دنیا ادعای حقوق بشری می کنند و اینگونه اولاد بشر به خاک و خون کشیده می شود و دم نمی زنند، شرم است بر کسانیکه ادعای انسانیت می کنند و  در برابر مرگ انسانیت مظلوم در سوریه اینگونه بی احساس و بی وجدان گردیده اند.

در یک کلام شرمنده ایم ای ملت سوری، شرمنده ایم ای برادر و خواهر مسلمان سوری ام، شرمنده ایم که فقط اخبار کشته شدن و سوختانده شدن شما را دیده و شنیده و هیچکاری برای شما کرده نمی توانیم یعنی چنان عاجز و درمانده ایم که ما را از خود ما نیز به عنوان مسلمان شرم می ‌آید که خود را منسوب به همان امتی می دانیم که شما جزو آن هستید ملت ملیاردی که برای برادر و خواهر مسلمان سوری خود جز نگاه غم انگیز به حوادث تلخ آنها دگر کار کرده نمی تواند.

و الی الله نشتکی

به امید جمع شدن بساط ظلم از سوریه آغشته به خون و کل جهان اسلام.

ابوصهیب حقانی

Related posts