تازه ترین ها

غزوهء خندق و جهاد امروزی ما (بخش اول)

غزوهء خندق و جهاد امروزی ما (بخش اول)

حبیبی سمنگانی

تاریخ غزوهء خندق :

محمد بن اسحاق (رح) می گوید : غزوهء خندق یا احزاب در سال ۵ هجری رخ داد، ائمهء مغازی و علماء سیر بر این اتفاق دارند، امام بیهقی، حافظ ذهبی و حافظ ابن قیم (رحمهم الله) نیز این قول را صحیح می دانند، حافظ ابن حجر (رح) می فرماید : ابوسفیان (که هنوز مسلمان نشده بود) در حین برگشت از غزوهء احد  به مسلمان ها گفت : ما و شما سال آینده در میدان بدر مقابله می کنیم، وی با این وعده به مکه برگشت، اما سال بعدی هرگاه زمان ایفای وعده فرا رسید ابو سفیان از راه برگشت و گفت امسال خشک سالی است و برای جنگ مناسب نیست، وی یک سال بعد با ده هزار نفر بر مدینه یورش آورد، (این مسلّم است که غزوهء احد در سال سوم هجری به وقوع پیوسته بود) و در میان غزوهء احد و غزوهء خندق دو سال فاصله است، بناءً غزوهء خندق در سال پنجم هجری رخ داده است.(فتح الباری (ج ۷ : ص ۳۰۲)

سبب و باعث غزوهء خندق یا احزاب :

سبب و باعث این غزوه این بود که هرگاه قبیلهء بنی نضیر از جانب رسول الله (صلی الله علیه وسلم)  به دلیل غدر بزرگی که آن ها مرتکب شده بودند از مدینه تبعید شدند، سردار آن قبیله «حیی بن اخطب» به مکه رفت و قریش را آمادهء جنگ در برابر رسول الله (صلی الله علیه وسلم) کرد، سردار دیگر آن ها « کنانه بن ربیع » قبیلهء بنی غطفان را آمادهء مقابله کرد و آن ها را وعده داد نصف خرمای نخلستان خیبر را هر سال برای شما می دهیم، عیینه بن حصن فزاری با شنیدن این وعده آماده شد، قریش قبلاً آماده بودند.

ابوسفیان با لشکر ده هزار نفری به ارادهء فنا و نابودی کامل مسلمان ها به طرف مدینه حرکت کرد.

تدبیر و آمادگی مسلمان ها :

ابن سعد در طبقات الکبری (ج ۲ : ص ۴۷) می نویسد : رسول الله (صلی الله علیه و سلم) هرگاه از حرکت دشمن اطلاع یافت با صحابه کرام (رضی الله عنهم) مشوره کرد، سلمان فارسی (رضی الله عنه) مشوره داد که باید خندق بکنیم و در داخل خندق ها مصئون بوده با آن ها مقابله بکنیم، جنگ در میدان هموار درست نیست، همه رای وی را پسند کردند، رسول الله (صلی الله علیه و سلم) حدود خندق ها را معین نمود و خط کشی نموده، هر ده گز زمین را برای ده نفر تقسیم کرد (فتح الباری ج ۷ : ص ۳۰۵) .

خندق ها به حدی عمیق حفر شد که نم (یعنی آب) ظاهر شد (طبری، تاریخ الامم ج ۳ : ص ۵۶۸).

ابن سعد می گوید که مسلمان ها در شش روز از حفر خندق ها فارغ شدند (طبقات الکبری ج ۲ : ص ۴۷)

جانفشانی و عرق ریزی رسول الله (صلی الله علیه و سلم) و صحابهء کرام :

رسول الله (صلی الله علیه و سلم) نیز دوشادوش صحابه کرام (رضی الله عنهم) مشغول حفر خندق ها بود، نخست به دست مبارک خود کلنگ را بر زمین زد و این کلمات بر زبان وی بود :

بسم الله و به بدینا  //   و لو عبدنا غیره شقینا

بسم الله، و به نام خدا آغاز می کنیم، (خدا نخواسته) اگر غیر از وی کسی دیگری را عبادت بکنیم بد بخت می شویم

حبذاً رباً و حبذا دینا

چه خوب پروردگاری است و چه خوب دینی است. (سهیلی،روض الانف ج ۳ : ص ۱۸۹)

زمستان بود، هوای سرد می وزید، از چند روز گرسنه بودند، اما مهاجرین و انصار بسیار با ذوق و شوق مشغول کندنِ خندق بودند، خاک را انتقال می دادند و می خواندند :

نحن الذین بایعوا محمدا  //  علی الجهاد ما بقینا ابدا

ما کسانی هستیم که با محمد (صلی الله علیه وسلم) بیعت کردیم و (توسط وی جان های خود را به خدا فروختیم و) تا روزیکه جان داریم با کافران جهاد می کنیم.

رسول الله (صلی الله علیه وسلم) در جواب می فرمود :

اللهم لا عیش الا عیش الاخرة  // فاغفر للانصار و المهاجرة

ای خداوندا ! بدون شک زندگی واقعی زندگی آخرت است، پس انصار و مهاجرین را مغفرت بکن.

و گاهی می فرمود :

اللهم انه لا خیر الا خیر الاخرة //  فبارک فی الانصار و المهاجرة

ای خداوندا ! خیر حقیقی همان خیر آخرت است ، پس برکت بده انصار و مهاجرین را . ( بخاری شریف ج ۲ : ص ۵۸۸ )

براء بن عازب (رضی الله عنه) راوی است که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) در روز خندق به نفس نفیس خاک را بالا کرده می آورد، حتی شکم مبارک وی گردآلود شده بود و می خواند :

والله لولا الله ما اهتدینا // فانزلن سکینة علینا

و لا تصدقنا و لا صلینا //  و ثبت الاقدام ان لا قینا

ان الالی قد بغوا علینا // اذا ارادوا فتنة ابینا

سوگند به خدا !  اگر توفیق خدا نمی بود هیچ گاه هدایت نمی یافتیم، نه صدقه می دادیم و نه نماز می خواندیم، ای خدواندا ! (بر ما سکون و اطمینان نازل کن) و ما را در هنگام جنگ ثابت قدم نگهدار، آن ها بسیار ظلم کردند بر ما، هرگاه آن ها بخواهند ما را در فتنه ای گرفتار بکنند ما انکار می کنیم .

و « ابینا ابینا » را به صدای بلند می خواند.

حضرت جابر (رضی الله عنه) می فرماید : در اثنای حفر خندق با یک سنگ بزرگ مواجه شدیم، رسول الله (صلی الله علیه وسلم) را خبر دادیم، آن جناب (صلی الله علیه وسلم) فرمود : من خودم پایین می شوم، از گرسنگی بر شکم رسول الله ( صلی الله علیه وسلم ) سنگ بسته شده بود و ما از سه روز چیزی نچشیده بودیم، آن جناب ( صلی الله علیه وسلم) کلنگ را به دست گرفت و بر آن سنگ زد ، سنگ دفعتاً تودهء ریگ شد. (بخاری شریف ج ۲ : ص ۵۸۹)

در مسند احمد و نسایی اضافه شده است که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) هرگاه بار نخست بسم الله گفته با کلنگ زد، یک ثلث سنگ شکست، رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمود : الله اکبر ، کلیدهای ملک شام برای من داده شد، سوگند به خدا ! من محلات سرخ شام را همین اکنون به چشم خود می بینم، سپس رسول الله (صلی الله علیه وسلم) بار دوم کلنک زد و ثلث دوم سنگ شکست، رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمود : الله کبر ، کلیدهای فارس برای من داده شد، سوگند به خدا ! قصر ابیض مدائن را همین اکنون به چشم خود می بینم، هرگاه بار سوم بسم الله گفته کلنگ زد، متباقی سنگ هم شکست، رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمود : الله اکبر، کلیدهای یمن نیز برای من داده شد ، سوگند به خدا، دراوزه های صنعاء را به چشم خود از همین جا می بینم.

حفر خندق و استفاده از تکتیک جنگی دشمن :

حفر خندق در عرب رواج نبود بلکه این تکتیک اهل فارس بود، شاه فارس « منوچهر بن ابیرج بن فریدون » این تکتیک را ایجاد کرده بود، رسول الله (صلی الله علیه وسلم) به مشورهء سلمان فارسی (رضی الله عنه) ازین تکتیک استفاده کرد (سهیلی، روض النف ج ۲ : ص ۸۷) .

 ازین دانسته می شود که به کار بردن تکتیک های کفار در جهاد درست است و علی هذا القیاس استعمال آلات حربی که کفار ایجاد کرده اند نیز در ست است، چنانکه رسول الله (صلی الله علی وسلم) در غزوهء طائف منجنیق استعمال کرده بود، حضرت عمر فاروق (رضی الله عنه) در محاصره تستر برای ابو موسی اشعری (رضی الله عنه) فرمان داد که منجنیق بسازد، عمرو بن العاص ( رضی الله عنه ) نیز  زمانیکه اسکندریه را محاصره کرد منجنیق استعمال کرد .

…………………………………………………………

 ( با استفاده از سیرة المصطفی از مولانا ادریس کاندهلوی رح، متباقی در بخش دوم )

Related posts