تازه ترین ها

سوانح مختصر شهید ملا عبدالله جان مشهور به قاری عثمان (رح)

سوانح مختصر شهید ملا عبدالله جان مشهور به قاری عثمان (رح)

جواد جوزجانی

شهید ملا عبدالله مشهور به قاری عثمان (رح) فرزند سفر محمد به تاریخ ۲۰/۴/۱۳۷۴ خورشیدی در قریهء سه شنبه مربوط مرکز ولایت جوزجان در یک خانوادهء متدین چشم به دنیا گشود. وی قرآن کریم و کتاب های ابتدایی دینی را در آوان طفولیت پیش ملا امام مسجد قریه اش خواند و بعد از عمر ده سالگی بخاطر شوق زیادی که با علوم دینی داشت برای فراگیری علوم متداول و مروجهء دینی شامل دارالعلوم اتفاقیه واقع قریه آریغ اورتهء ولسوالی آقچه ولایت جوزجان شد. ملا عبدالله مدت دو و نیم سال دران مدرسه درس خواند و سپس با استاد محترم و هم درسان خود به دارالعلوم نعمانیه واقع قریهء شیشه خانهء ولسوالی فیض آباد ولایت جوزجان رفت. وی تا دو سال در مدرسهء مذکور به آموزش های دینی خود ادامه داد و بعدا بخاطر جابجایی آن مدرسه در دارالعلوم اسلامیه واقع قریه افغان تپه عربیه (مرکز ولایت جوزجان) نزد عالم جید مولوی صاحب غوث الدین مبرور زانوی تلمذ نهاد.

ملا عبدالله جان علاقه زیادی به جهاد داشت و همیش در مدرسه دعا می کرد که الله (جل جلاله) برایش شهادت را نصیب کند. هر باری با من ملاقات می کرد می گفت : خیلی ناجوان هستی که مرا همرایت در سنگر نمی بری، اما من برایش می گفتم صبر کن، هنوز خورد سال هستی، اما وقتیکه گام به هفده سالگی نهاد هیچ کسی مانع رفتنش به سنگر شده نتوانست. وی به صف مجاهدین سربکف امارت اسلامی در ولایت جوزجان پیوست و بالاخره روز شنبه ۱۸ حمل سال ۱۳۹۲ ، در بمباران طياره هاي بمب افگن آمريكائي در منطقهء « باي   ينغير » كه از مربوطات مركز جوزجان می باشد،  با سه تن از همراهانش بخصوص داملاعبدالحي ( باشنده قريه منگوتي مركز جوزجان) كه هر دو در يك  جا درس مي خواندند و  در يک سنگر مي رزميدند و بر يک موتر سايكل سوار بودند ، حوالی ساعت  يک بعد از ظهر به درجه شهادت نائل گرديدند (تَقَّبَلَ اللهُ شَهَادَتَهُم).

پس از شهادت فقط چند قطعهء پیکر شهيد عبدالله جان پیدا شد و بس، پدر مهربانش می گويد فقط تنها پا و چند قطعه گوشت فرزند شهيدم را دريافتم و از پايش دانستم كه فرزند عزيز و شهيدم است. چونكه طياره هاي آمريكایی كسانی را  كه به خاطر آوردن شهداء می رفتند نيز بمباردمان می نمودند و يا با خود می بردند بناءً مراسم جنازهء شهداء را در نيمه هاي شب برگذار نموده پیکرهای شان را دفن خاک نمودند. مردم منطقه در هنگام جنازهء اين شهداء مشاهده می کنند از طرف آسمان پرنده گان سفيد می آيند و در اطراف شهداء دوره می زنند، بی شك فرشته های خداوند بودند كه به استقبال چنين شهداء گلگون كفن آمده بودند. شهيد ملاعبدالله از زمان طفوليت شامل مدرسهء دینی شد و الی زمان شهادت در کنار تلاشهای جهادی مصروف تحصيل علوم اسلامي نیز بود.

شهيد ملا عبدالله دارای اوصاف حسنه و كارنامه هاي  بارزی بود، به ويژه تقوا، صداقت، عدالت، خدمت و مهربانی به والدين و همراهانش، خيرخواهي، دلسوزي و همدردي با مظلومان و بيچاره گان، شجاعت و دليري در برابر دشمنان اسلام، اطاعت از والدين و استادان، علاقه و رغبت بيش از حد به جهاد در برابر دشمنان اسلام، شهيد ملاعبدالله در سال شهادت اش اين كتاب ها را می خواند : ۱- مشكات شريف ۲- شرح جامي معرب ۳- كافيه معرب ۴- هدايه صلاة، وی در حلقه های درس خيلی با ادب  و با وقار می نشست و از ذكاوت و فهم و هوشمندي بسزای برخوردار بود.

گاهی اگر خستگی و شکر رنجی در بين رفقایش بروز می کرد، وي به آوردن صلح و آشتي می پرداخت، حتي مهمانی ها ترتيب مي داد و هر دو جانب را دعوت می کرد، تا اينكه در بين شان اخوّت و برادري را دوباره اعاده نمايد، شهيد ملاعبدالله هميشه به مادر عزيز و اهل و فاميل اش می گفت كه شوق و علاقهء شهادت در قلب من به جوش و خروش آمده است.

مادر شهيد می گوید : فرزند شهيدم در نظافت ، شستشوي بدن و لباس و استعمال خوشبویی بسیار علاقه داشت و از بدنش بوی شهادت به مشام من می رسيد، بارها اين موضوع را براي پدرش گفتم ولی پدرش برای من تسليت مي داد، تا اينكه با اين تسلی مرا تسكين و آرامش قلبی داده باشد.

در  اخير از خداوند جلّ جلاله آرزو  دارم كه شهادت همه شهداء اسلام را قبول نمايد ، بخصوص شهادت اين شهداء جان بر كفی را كه در دشوار ترین روزگار تاریخ كه مظلومیت مسلمانان به اوج رسیده بود ، به كاروان مجاهدين پیوستند و به منظور  اعلاء كلمة الله ، دفاع از حريم مقدس ترين كتاب الهی و کمک به مسلمانان رنجور جهان و به ويژه ملت مظلوم و محکوم افغانستان، جام شهادت را نوشيدند.

اَلّلهم اغْفِرْهُمْ وَ ارْحَمْهُمْ وَ اجْعَلِ الجَنَّةَ مَثْوَاهُمْ، اَلّلهُمَّ اجْعَلْ قَبْرَهُمْ رَوْضَةً مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ، وَ لاتَجْعَلْ قَبْرَهُمْ حُفْرَةً مِنْ حَفَرِ النَّارِ. آمين ثم آمين

Related posts