تازه ترین ها

نگاهی به زندگی و کارنامه های شهید ملا یار محمد آخند

نگاهی به زندگی و کارنامه های شهید ملا یار محمد آخند

نویسنده : قاری سعید // ترجمه : حبیبی سمنگانی

شهید ملا یار محمد آخند (رح) پسر حاجی خان محمد نواسهء نیازمحمد به تاریخ ۲۱/۸/۱۹۵۹م مصادف با ۲۹ اسد ۱۳۳۸ خورشیدی در روستای مرغان کیچهء ولسوالی دامان ولایت قندهار در یک خانوادهء دیندار و با رسوخ به دنیا آمد.

ملا یارمحمد هنوز خوردسال بود که به آموزشهای دینی آغاز کرد، وی کتاب های ابتدایی را در منطقهء خود و همچنان در شهر قندهار، ولسوالی هاب ارغستان و نیش در مدارس مختلف روستایی خواند. ملا یارمحمد در عنفوان جوانی قرار داشت که کمیونست ها در افغانستان کودنا کردند، همان بود که ملا یارمحمد زندگی خود را برای جهاد در برابر کمیونزم وقف کرد.

آغاز جهاد در برابر کمیونزم و تهاجم شوروی ها :

ملا عبدالمنان ( از فرماندهان سابق جهادی زابل و رفیق نزدیکی ملا بارمحمد) می گوید : مجاهدین در کوه چغنی ولسوالی ارغستان ولایت قندهار به سرکردگی قومندان عبدالرازق و حاجی ملا محمد ربانی مرکز بزرگ جهادی داشتند، ملا یار محمد تقریباً بست ساله بود که بار نخست با چند تن مجاهدین به این مرکز آمد، وی از همان جا جهاد خود را بر ضد کمیونست ها آغاز کرد و در پهلوی جهاد در فرصت های فارغ به آموزشهای دینی نیز ادامه می داد.

ملا یارمحمد بار نخست در تعرض بزرگ مجاهدین بر ولسوالی ارغستان سهم گرفت و سپس در مناطق مختلف قندهار و زابل به مبارزهء خود ادامه داد.

مجاهدین دران زمان بیشتر بر شاهراه قندهار – قلات تمرکز داشتند و در امتداد این شاهراه بر قطارهای دشمن حمله می کردند.

ملا عبدالمنان می گوید : مجاهدین در مناطق مختلف بر دشمن حمله می کردند، به ویژه در امتداد شاهراه مذکور درمیان شهرصفا و قلات در مناطق غشی، خاران و……..برای دشمن کمین می نشستند و کمیونست ها را با تلفات سنگین دچار می ساختند، حتی یک منطقهء  شهرصفا به نام «موترهای سوخته» شهرت یافت، زیرا موترهای زیادی دشمن دران جا حریق گردیده بود.

ملا یار محمد دران همه عملیات ها به حیث یک مجاهد ورزیده و برجسته سهم داشت، وی در استعمال راکت آر پی جی و عیار ساختن میزایل مسلکی بود، بعدا در میزایل های طیاره شکن «ستینگر» نیز مهارت یافته بود و نیروهای هوایی کمیونست ها را با خسارات هنگفت مواجه ساخته بود.

اسیر شدن به دست دشمن :

ملا یار محمد آخند در اوائل رژیم داکتر نجیب در روستای پوتی درمیان ولسوالی های شهرصفا و دامان از سوی عساکر کمیونستی گرفتار و زندانی شد. از سوی کمیونست ها در زندان شکنجه و تعذیب و حتی از پا آویزان شد، ملا یار محمد تا یک سال در قندهار زندانی ماند و بالاخره در اثر تلاش های یک موسفید و شخصیت با نفوذ محلی به نام حبیب اکا رهایی یافت و دوباره به صف جهادی پیوست.

ناگفته نماند که ملا یار محمد آخند در زمان تحریک اسلامی طالبان نیز یکبار از سوی دشمن گرفتار شد. طالبان هرگاه در ماه حوت سال ۱۳۷۳ خورشیدی از سوی جنوب و جنوب غرب بر کابل حمله کردند، عده ای از طالبان در نزدیکی چهلستون در نتیجهء جنگ سه جانبه محاصره شدند، همان جا ملا یار محمد نیز با چند تن دیگر در اسارت احمد شاه مسعود قرار گرفت، ملا یار محمد آخند ۶ ماه و ۴ روز در جبل السراج زندانی ماند و بالاخره در خط دلارام در تبادله با افراد اسماعیل خان و مسعود رها شد.

به حیث مسئول جهادی :

هرگاه ملا یار محمد از زندان کمیونست ها آزاد شد و به صف مجاهدین برگشت، قومندان عبدالرازق (فرمانده عمومی جبههء ارغستان) در همان روزها برای مناطق مختلف گروپ ها تشکیل داد. ملا یار محمد در منطقهء شیخزوی ولسوالی دامان ولایت قندهار به حیث گروپ مشر مجاهدین مقرر شد، وی بر علاوه از فعالیت در منطقهء مذکور بعدا فعالیت های جهادی خود را به مناطق دیگر نیز گسترش داد و عملیات های خود را بر میدان هوایی قندهار که قوای زیادی دشمن دران جا مستقر بودند آغاز کرد.

ملا یارمحمد در طی همان عملیات ها نخستین بار طیارهء جنگی دشمن ( میگ ) را سرنگون ساخت. ملا عبدالمنان که شاهد آن صحنه بود می گوید : طیاره های جنگی در منطقهء نزدیکی میدان هوایی بر مجاهدین بمباران می کردند، مجاهدین مخابرهء مرکز فرماندهی دشمن را کشف کردند که به پیلوت ها هدایت می داد بسیار احتیاط بکنید، زیرا امکان دارد از سوی مجاهدین زده شوید. اما یک پیلوت جواب داد که از مجاهدین نمی ترسد، همان طیاره برای بمباران مجاهدین پایین آمد و مجاهدین را بمباران نمود، اما در اثنای دوباره بلند شدن از سوی ملا یار محمد توسط میزایل ستینگر هدف قرار گرفت و سرنگون شد. پیلوت طیاره که عبدالاحد نام داشت و حرف های وی را مجاهدین توسط مخابره شنیده بودند با یک تن همکار خود به دست مجاهدین اسیر گردید.

مجاهدین قندهار پس ازان عملیات در منطقهء ریگ بر پوسته های دشمن عملیات گسترده ای انجام دادند. ملا یار محمد آخند درین عملیات نیز به حیث مجاهد برجسته سهیم بود، در نتیجهء آن عملیات گلیم دشمن از منطقهء ریگ برچیده شد.

جنگ بر ضد ملیشه های جبار و دوستم :

در سال های اخیر رژیم نجیب، عملیات های جهادی در ولایات جنوبی همچون سائر افغانستان شدت یافته بود و گلیم دشمن از مناطق دور دست برداشته شده بود. دران زمان شهر قلات (مرکز ولایت زابل) در محاصرهء مجاهدین قرار گرفته بود و عملیات های مجاهدین بر سر شاهراه زابل – قندهار نسبت به هر زمان افزایش یافته بود.

مجاهدین زابل و قندهار مشترکاً بر مرکز ولایت زابل حمله کرده بودند، رژیم کمیونستی نجیب فرمانده بزرگ ملیشه های دولتی عبدالجبار قهرمان را فرمان داد که برای شکستن محاصرهء قلات خود را به قلات برساند. ملیشهء جبار (که همچون ملیشهء دوستم در ولایات جنوبی به مظالم و جنایات سنگین شهرت داشت و هزاران تن تفنگ داران جیره خوار دران جمع شده بودند) از قندهار به سوی قلات حرکت کرد. ملیشهء جبار که صدها وسایط نظامی با خود داشت هرگاه از منطقهء شهرصفا گذشت در منطقهء جلدک هدف حملهء مجاهدین قرار گرفت و از پیشروی بازماند. یکی از فرماندهان جهادی قندهار ملا محمد ربانی آخند به مجاهدین وظیفه داد که به سرکردگی ملا یار محمد آخند بر منطقهء شیر علی خان ولسوالی شهرصفا که در نزدیکی ولسوالی دامان (قندهار) قرار داشت حمله بکنند و منطقه را در کنترول خود بیاورند. مجاهدین بر آن منطقهء دشمن حمله کردند و ملیشهء جبار را درمیان شهرصفا و قلات محاصره کردند.

تعداد زیادی از مجاهدین و گروپ های جهادی قندهار و زابل دران جنگ شرکت داشتند، نبردهای شدیدی با دشمن در مناطق شهرصفا و جلدک رخ داد و در نتیجه، ملیشهء جبار کاملا از بین رفت. تنها فرمانده آن ملیشه توانست خود را با فرار نجات بدهد. پس ازان آن ملیشهء دولتی دوباره سر بالا نکرد، بلکه همه عساکر آن درمیان قندهار و زابل در حملات شدید مجاهدین از بین رفتند.

مسئولیت ملا یار محمد آخند در جریان آن جنگ، در منطقهء شیرعلی خان ولسوالی شهرصفا بود. رفقای وی در طی همان جنگ نیز یک هلیکوپتر نظامی دشمن را سرنگون ساختند و یکی دیگر را زمانی سالم به غنیمت گرفتند که پیلوت دشمن اشتباها در ساحهء مجاهدین نشست کرد، مجاهدین حمله کردند و هلی کوپتر را غنیمت و سه تن پرسونل آن را گرفتار نمودند.

ملا عبدالمنان می گوید  : فرمانده عمومی مجاهدین قومندان عبدالرازق خواست که آن هلیکوپتر به مرکز مجاهدین در ارغستان انتقال داده شود. چون دران زمان هلیکوپترهای دشمن بسیار در فضاء می چرخید و بمباران می کردند، ملا یار محمد آخند برای اینکه هلیکوپتر از سوی مجاهدین هدف قرار نگیرد دستار خود را به طور نشانی بر آن بست و هلیکوپتر را از شهرصفا به ارغستان انتقال داد.

در تابستانی که ملیشهء جبار قهرمان از بین رفت، در زمستان همان سال ملیشهء دوستم تلاش کرد از همان راه بگذرد و لیکن در جریان درگیری با تلفات سنگین مواجه شد. اما چونکه موسم سرد بود و شمار مجاهدین نیز کم بود، یکعده افراد دوستم توانستند جان سالم به در کنند، ملا یار محمد آخند در درگیری با ملیشهء دوستم در منطقهء کوتیزی ولسوالی شهرصفا می جنگید.

فعالیت جهادی در اطراف شهر قندهار :

پس از شکست ملیشه های جبار و دوستم، مجاهدین بیشتر مناطق اطرافی قندهار را در کنترول خود گرفتند و حضور دشمن تنها به شهر قندهار منحصر شد. دران شب و روزها اکمالات دشمن از طریق هوا صورت می گرفت و یگانه عملیات مؤثر دشمن در برابر مجاهدین نیز بمباران طیارات و هلیکوپترهای جنگی بود، لهذا مجاهدین میدان هوایی قندهار را محور عملیات های خود قرار دادند و برای زدن میدان هوایی و جنگنده های دشمن یک دلگی ویژه ای مجاهدین تشکیل دادند، مسئولیت آن دلگی به دوش ملا یار محمد اخند بود، اگر آن ها از یکسو بر میدان هوایی (و در پهلوی ان بر غوند بری) عملیات تهاجمی انجام می دادند از سوی دیگر میدان هوایی به را گونهء دوامدار اماج میزایل ها قرار می دادند.

ملا یار محمد آخند به همکاری رفقای جهادی خود ۱۰ الی ۲۰ میزایل را به شکل مسلکی عیار می ساخت و سپس شارت می داد. گفته می شود که نیروهای هوایی رژیم کمیونستی که مناطق روستایی و مردم ملکی را هدف قرار می دادند با این تکتیک مجاهدین تا حدی زیادی از فعالیت ماند، ده ها طیارات و هلیکوپترهای جنگی دشمن در داخل میدان هوایی از بین برده شد، یقینا نقش شهید ملا یار محمد آخند درین عملیات ویژه ای مجاهدین بیشتر از هر کسی بود.

ملا یار محمد آخند یکبار در منطقهء محله جات شهر قندهار از ناحیهء شانه زخمی شد و پس از تداوی صحت یاب شد.

دسیسهء مشترک کمیونستان و غداران در قندهار :

هرگاه جهاد به منزل کامیابی نزدیک شد و رژیم کمیونست نجیب در آستانهء فروپاشی قرار گرفت، کمیونستان یک دسیسهء دیگری را روی دست گرفتند. آن ها با استفاده از خیانت یکعده غداران منطقه کوشیدند مجاهدین واقعی به قدرت نرسند.

آن زمان، یک دسته ای از مجاهدین در قندهار بود کسانی بودند که در واقعیت بسیار قربانی داده بودند و مشقات زیادی را متقبل شده بودند. ازان جمله از قومندان عبدالرازق، ملا محمد ربانی، ملا محمد عمر مجاهد، ملا محمد صادق، معلم فدا محمد، ملا محمد شیرین، شهید ملا یار محمد، شهید ملا بورجان، شهید ملا محمد و…….. می توان نام برد. ایشان مجاهدین نامدار جهاد در برابر کمیونزم بودند.

اما گروهی دیگری از مجاهدین به نام شورای قومی مجاهدین نیز بود، که بیشتر مجاهدین شعاری، نمایشی و کسانی بودند که از جهاد برای رسیدن به قدرت و مفاد دنیوی استفاده می کردند. چهره های مطرح آن گروه گل آغا شیرزیی، خان محمد مجاهد، استاد عبدالحلیم، امیر لالی، فضل الدین آغا، حامد آغا و…….. بودند. ایشان سهم چشمگیری در جهاد بر ضد کمیونست ها نداشتند و لیکن با استفاده از نام جهاد کمک و سلاح می گرفتند و مشغول گروه بازی و قوم پرستی بودند.

زمانیکه شهر قندهار هنوز در دست کمیونست ها بود، ایشان با دولت روابط مخفی داشتند و حتی گفته می شد که با استخبارات رژیم (خاد) هر روز دید و بازدید می کردند و کمیونست ها را به حیث دشمن نگاه نمی کردند.

هرگاه رژیم کمیونستی درک کرد که دیگر نمی تواند سلطهء خود را بر شهر قندهار ادامه بدهد، برای والی قندهار جنرال اکرم وظیفه داد تا شهر را به گونه ای ترک بکند که مجاهدین واقعی که کمر کمیونست ها را شکسته بودند به قدرت نرسند. جنرال اکرم مخفیانه با همان قومندان های مجاهدنما به گفتگو پرداخت و ناگهان همه ادارهء قندهار را به همین مجاهدین نام نهاد تسلیم کرد.

آن قومندان های قدرت طلب، ادارات و مناطق شهر قندهار را درمیان خود تقسیم کردند. کسی میدان هوایی را گرفت، کسی بر مقام ولایت قبضه کرد و کسی داخل قومندانی امنیه و قول اردو شد. همه مجاهدین واقعی شهر قندهار بیرون از شهر در جبهات جهادی باقی مانده بودند، شهید ملا یار محمد آخند که دران اثنا غوند بری را در نزدیکی میدان هوایی قندهار از کمیونست ها فتح کرده بود در همان غوند با مجاهدین خود جا به جا بود.

از همان روز، بی نظمی و هرج و مرج تاریخی در شهر قندهار و اطراف آن آغاز شد، قومندان های که خود را مجاهدین می نامیدند با یکدیگر درگیر شدند، نه تنها با همدیگر جنگیدند بلکه با مردم نیز برخورد ظالمانه داشتند، از دزدی، قطاع الطریقی، فساد و هیچ گونه مظالم دریغ نکردند و فساد بی پیشینه ای در قندهار حاکم شد. بالاخره فساد گسترده و روز افزون آن ها مجاهدین واقعی قندهار را وادار ساخت که تفنگداران خودسر را از شهر قندهار برانند و آرامش را در منطقه حاکم بسازند.

شرکت و خدمت در تحریک اسلامی طالبان :

هرگاه تحریک اسلامی طالبان به سرکردگی ملا محمد عمر مجاهد از قندهار آغاز شد، ملا یار محمد در نزدیکی میدان هوایی قندهار در منطقهء بری غوند با مجاهدین خود مستقر بود. هرگاه تحریک به ولسوالی دند رسید وی از روی شناخت قبلی، با بزرگان تحریک مرحوم امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد و ملا عبدالغنی برادر دید، وی در مجلسی که مرحوم ملا محمد ربانی و ملا عبدالمنان هم حضور داشتند با همه مجاهدین و امکانات خود به تحریک اسلامی طالبان پیوست.

ملا یار محمد آخند پس از فتح قندهار شامل لشکری بود که ولایات زابل، غزنی، وردک ولوگر را فتح کردند، وی در حملهء اول بر کابل از سوی احمد شاه مسعود گرفتار شد و هرگاه رهایی یافت دوباره به خدمت جهادی اش ادامه داد، هرگاه طالبان هرات را فتح نمودند وی به حیث والی هرات مقرر شد.

وضعیت هرات دران زمان بسیار متشنج بود. افراد اسماعیل خان در شهر هرات و اطراف آن نفوذ زیادی داشتند. دشمن همواره در تلاش حمله بود، از طرف شب در بخش های مختلف شهر هرات به فیرهای هوایی می پرداختند و می کوشیدند مجاهدین را سراسیمه و به عقب نشینی از هرات وادار بسازند. اما ملا یار محمد آخند بسیار با شجاعت و استقامت در برابر آن وضعیت ایستادگی کرد، به فشارهای دشمن تسلیم نشد و نه هم به هشدارهای آن ها اهمیت داد. وضعیت هرات به تدریج کنترول و نورمال شد و تحرکات دشمن از بین رفت.

ملا یار محمد آخند در زمان مسئولیت در ولایت هرات بسیار کارهای عمرانی نیز انجام داد. وی برای بازسازی مسجد تاریخی جامع هرات کوشید، همچنان تعداد زیادی از ساختمان های تاریخی و دولتی، مساجد، مدارس و اماکن عام المنفعه را بازسازی و ترمیم نمود و مسجد تازهء جامع در مقام ولایت هرات ساخت.

وی پس از هرات، والی غزنی تعیین شد. دران جا نیز کارهای زیادی انکشافی انجام داد. وی در جریان مسئولیت در غزنی، بیشتر با مدرسهء تاریخی ولسوالی شلگر آن ولایت «نورالمدارس فاروقیه» تعلق داشت، از طالبان آن مدرسه احوال پرسی می کرد و با آن ها کمک می کرد. وی علاقهء خاصی با آن مدرسه داشت.

اگر چه سلسلهء آموزشی ملا یار محمد آخند به سبب مشاغل جهادی اش نا تمام مانده بود، اما تا اخیر عمر با علوم دینی، علماء و مدارس محبت زیادی داشت.

ملا عبدالمنان آخند می گوید ملا یار محمد آخند چند صفات بارز داشت : « شخصت جواد بود و بر مجاهدین و مردم ذی ربط به سخاوت پول می داد، هیچ گونه تعصب قومی یا اندیوالی نداشت، اگر با کسی جنجال هم می کرد عقده نمی داشت، بلکه چند لحظه پس چنان برخورد می کرد گویا واقعه ای رخ نداده باشد، دلیر و با استقامت بود، با تقوی بود، بر نفس خود حاکم بود و از بداخلاقی بسیار نفرت داشت.

شهادت :

زمانی که ملا یار محمد آخند در غزنی والی بود، افراد حزب وحدت در شمال غزنی بر ولسوالی خواجه عمری حمله کردند، ملا یار محمد خودش به صحنهء جنگ رفت و همان جا در منطقهء قیاق درهء ولسوالی خواجه عمری در نبرد با افراد حزب وحدت به تاریخ ۱۸/۵/۱۴۱۹ ه ق ساعت دوازده و نیم روز در اثر اصابت مرمی ثقیل ماشیندار در سن ۳۹ سالگی به شهادت رسید.

جسد شهید ملا یار محمد آخند به قندهار انتقال داده شد و در قبرستان مشهور شهدای ان ولایت به خاک سپرده شد.

از شهید ملا یار محمد آخند ۶ اولاد به دنیا ماند، برادران و رفقای جهادی وی هنوز هم مسیر شهید ملا یار محمد آخند را دنبال می کنند و در حرکت جهادی در برابر تهاجم امریکایی ها نقش مؤثر دارند.

Related posts