تازه ترین ها

زندگی و کارنامه های شهید ملا روزی خان عاکف تقبله الله

زندگی و کارنامه های شهید ملا روزی خان عاکف تقبله الله

نویسنده : ملا احمدالله وثیق // ترجمه : حبیبی سمنگانی

شهید ملا روزی خان عاکف تقبله الله در سال ۱۳۵۴ خورشیدی در روستای مشیزوی ولسوالی نوبهار ولایت زابل در خانوادهء دیندار و جهادی حاجی صالح محمد چشم به دنیای فانی گشود. درس ها ابتدایی را نزد ملا امام روستای خود آغاز کرد، سپس در مناطق موسی زیی و گاگری ولسوالی شاجوی (زابل) به فراگیری علوم دینی پرداخت، وی برای تحصیلات بیشتر به شهر کویته (ایالت بلوچستان، پاکستان) سفر کرد و دران جا در مدارس مختلف از اساتید جید اکتساب فیض نمود.

در سال ۱۳۷۳ خورشیدی (مصادف با ۱۹۹۴ میلادی)،  تحریک اسلامی طالبان بر ضد شر و فساد آغاز گردید، ملا روزی خان که از خوردسالی به جهاد و مبارزه میل داشت با طالبان یکجا شد و روند آموزشی اش نا تمام ماند. وی تا اثنای شهادت به فعالیت های جهادی مصروف شد و فرصت نیافت روند ناتمام آموزشی اش را تمام بکند.

مبارزه در صف تحریک اسلامی طالبان :

هرگاه تحریک اسلامی طالبان در سال ۱۳۷۳ خورشیدی برای نابودی هرج و مرج داخلی و فساد اجتماعی آغاز گردید. شهید ملا روزی خان عاکف که در عنفوان جوانی قرار داشت و شوق جهاد و خدمت در قلب اش موج می زد، با یک گروپ طالبان یکجا شد. نخست به مرکز قندهار رفت، ازان جا با تعدادی از طالبان به ولسوالی شاه ولی کوت تشکیل شد و مبارزهء مسلحانه را ازان جا به سرکردگی ملا عبدالرحمن آغاز کرد.

ملا روزی خان عاکف پس از فتح قندهار، در درگیری های شدید در گرشک (هلمند)، دلارام (نیمروز) و منطقه های فراه رود و آب خرمای ولایت فراه سهم گرفت و در اثر شهامت و دلاوری در برابر دشمن، به حیث یک مبارز دلیر و مدبر درمیان مجاهدین مطرح شد و مورد اعتماد فرماندهان خط های اول جنگ شهید ملا محمد آخند و شهید ملا رحمت الله آخند قرار گرفت.

ملا روزی خان عاکف پس از سهم گیری در جنگ های خط مقدم ولایات جنوب غرب، پس از مدت طولانی به خانه اش (که در زابل بود) برگشت. مدت کمی را با اقارب و خویشاوندان خود سپری کرد و سپس با تشکیل طالبان ولسوالی نوبهار به طرف خط های مقدم میدان شهر حرکت کرد.

زمانی که طالبان در میدان شهر (مرکز ولایت میدان وردگ) مشغول رویارویی با تفنگ داران شر و فساد بودند، مهم ترین و استراتژیک ترین نقطه در خط اول جنگ، پوستهء «کوه قرغ» بود. نگهداری آن بسیار مشکل و خطرناک بود. این پوسته همواره هدف حملات شدید و تعرضات مستقیم دشمن قرار می گرفت، اما شهید ملا روزی خان عاکف و رفقای وی برای نگهداری این سنگر نقش عمده ای را ایفا نمودند. پوستهء کوه قرغ در چنان موقعیتی قرار داشت که هرگاه مجاهدین می خواستند به آن پوسته امکانات برسانند، دشمن بسیار به آسانی مجاهدین را با فیرهای رسا آماج قرار می دادند. لهذا انتقال دادن مواد از طرف روز بسیار مشکل بود. اما ملا روزی خان عاکف امکانات را با جرات و دلاوری کامل در روز روشن توسط موتر داتسن (بای فور) می رساند. وی در جنگ های دشوار کوه قرغ، جلریز و ارغندی سهم گرفت.

در سال ۱۳۷۵ خورشیدی، هرگاه عملیات فتح کابل از دو استقامت «جلال آباد و میدان شهر» آغاز شد، ملا روزی خان عاکف شامل تشکیلی بود که از راه ارغندی داخل کابل شدند.

طالبان پس از فتح بزرگ کابل، به سوی ولایت پروان حرکت کردند. شهید ملا روزی خان عاکف که چند ماه پیهم در خط های مقدم جنگیده بود، اراده کرد که برای چند مدت به خانه برود و استراحت بکند.

ملا عبدالاحد جهانگیروال (رفیق نزدیکی شهید عاکف) می گوید : شهید ملا روزی خان نخست از کابل به قندهار آمد، همزمان تعرضات شدید مخالفین در پروان آغاز گردید، طالبان از پروان عقب نشینی کردند و جنگ به حدود شهر کابل رسید. شهید عاکف هرگاه ازین وضعیت خبر شد، ارادهء برگشت به خانه را از روی احساس مسئولیت ترک کرد و پس از سپری نمودن یک شب در قندهار، دوباره به طرف کابل حرکت کرد و به خط اول جنگ رفت.

شهید عاکف چند مدت پس از فتح کابل، خدمات جهادی اش را در تشکیلات فرقهء ۸ قرغه که فرماندهی آن به دوش ملا امیرخان حقانی بود آغاز کرد و مدت زیادی در شمالی، در استقامت بگرام در عملیات های که برای گرفتن و نگهداری نقاط مهم صورت می گرفت سهم گرفت.

در سال ۱۳۷۶ خورشیدی (مصادف با ۱۹۹۷ میلادی)، یک لشکر بزرگ طالبان از راه تونل سالنگ به طرف شمال کشور پیشروی کرد و ولایت های بغلان و قندوز را فتح نمود. ملا روزی خان عاکف نیز شامل آن لشکر بود. سپس هرگاه طالبان در پلخمری و قندوز محاصره شدند، وی بسیار با متانت با رفقای خود در برابر دشمن مقاومت نمود. دشمن ۱۷ بار به گونهء پیهم تعرض های قوی نمود، اما ملا روزی خان و سائر طالبان به قاطعیت از سنگرهای خود دفاع نمودند، به ویژه شهید ملا روزی خان عاکف نقش عمده ای را ایفا نمود.

ملا سلیمان آغا بهیر (رفیق صمیمی شهید عاکف) حکایت می کند : دشمن در منطقهء رباتک (سمنگان) که فاصلهء کمی با پلخمری دارد تعرض قوی نمود. یکعده مجاهدین درمیان دشمن محاصره ماندند. ملا روزی خان با دیدن آن وضعیت، موتر بای فور خود را در باران مرمی ها به روی عساکر دشمن دوانید و صف دشمن را شکسته جنگ را آغاز کرد. همان بود که محاصره شکست و اجساد ۱۸ تن افراد دشمن در صحنهء جنگ باقی ماند و سلاح های شان غنیمت شد.

شهید ملا روزی خان عاکف پس از فتح شمال، به حیث مسئول قطعهء ضربتی ۸ صد نفری در ولایت بلخ وظیفه انجام می داد، وی از حملات چریکی دشمن جلوگیری می کرد.

ملا اسدالله واسر می گوید : مخالفین از مناطق کوهستانی بلخ و سمنگان دست به حملات چریکی می زدند، اما مجاهدین حملات آن ها را بسیار به سرعت دفع می کردند. ملا روزی خان عاکف تا زمان تهاجم امریکا، در جنگ های دفاعی مناطق شولگر، درهء صوف، آق کپرک و……..به حیث یک مسئول فعال سهم می گرفت.

تهاجم امریکایی ها و جهاد مسلحانه در برابر آن ها :

پس از ماه رمضان ۲۰۰۱م، هرگاه مجاهدین امارت اسلامی از اکثر مناطق عقب نشینی کردند، ملا روزی خان عاکف آن زمان نیز در منطقهء خود فعال بود. وی با مجاهدین مسلح خود مصروف نگهداری اسلحه و وسائط جنگی بود و برای آغاز مجدد فعالیت های جهادی تلاش می کرد، دران شب و روزها شهید ملا روزی خان عاکف را دیدم، وی در مورد وسائل جنگی خود چنین گفت :

«درین اواخر امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد را دیدم، مرا توصیه نمود که اگر در توان داری یک تفنگ را هم به کسی ندهی، دیگر تو می دانی و کارت، من مطابق هدایت ملا صاحب همه وسائل و وسائط جنگی خود را محفوظ نموده ام و در انتظار فرصت هستم»

سال ۲۰۰۲م سال اول اشغال بود. سالی پر از مشکلات، مصائب و نا امیدی ها. امریکایی های اشغالگر در اوج قدرت بودند. آن ها حتی در روستاها و قریه جات آزادانه گشت و گذار می کردند و روی آسمان را طیارات شان احاطه کرده بود. ائتلاف کفری همه زور و توانایی خود را به نمایش گذاشته بود و ملت مسلمان افغانستان پریشان و سرگردان بود.

اما در همان لحظات دشوار، یکعده جوانان با عزم در کنج و کنار کشور با امواج حوادث مقابله کردند، متزلزل نشدند و مسیر جهادی شان را تعقیب نموده دوباره دست به کار شدند. شهید ملا روزی خان عاکف یکی ازان جوانان با شهامت بود. وی از نخستین چهره های برجستهء جهادی بود که سنگرهای مبارزه و مقاومت در برابر امریکایی های اشغالگر را دوباره داغ نمودند.

ملا سلمان آغا بهیر که در آغاز مبارزهء مسلحانه علیه اشغال با ملا روزی خان عاکف یکجا بود، می گوید : یکروز ملا روزی خان عاکف یکعده چهره با مطرح و با نفوذ را طلب کرد و آن ها را از ارادهء جهادی خود خبر داد. سپس از اهل مجلس پرسید که شما چه نظر دارید ؟ بیشتر اهل مجلس نظر دادند که اکنون زمینه برای جهاد مسلحانه مساعد نیست، ملا روزی خان عاکف پس از شنیدن نظر آخرین فرد مجلس، ملا روزی خانبه طرف من رو کرد و پرسید، نظر تو چه است ؟ من که از جواب های نا امید کنندهء دیگران چیزی متزلزل شده بودم چندان جواب مثبت ندادم، ملا روزی خان خندید و برای من گفت : سوالی دارم، اگر هیچ کسی با من نرود، من به تنهای بروم و با کافران غاصب که بر کشور ما هجوم آورده اند بجنگم و جان خود را فدا بکنم، آیا شهید می شوم ؟ (یعنی) مرگ من خراب نمی شود ؟ من گفتم : نه، هرگز نه. وی فی الفور سلاح را بر شانه انداخت، از مجلس اجازه گرفت و مرا گفت : بیا، در موتر سایکل سوار شدیم، تا فاصلهء زیادی حرفی نزدیم. سپس وی بحث را در مورد پلان های آیندهء خود آغاز کرد.

ملا روزی خان عاکف نخستین حملهء مسلحانه را در اوائل سال ۲۰۰۳م بر مرکز ولسوالی نوبهار ولایت زابل انجام داد. ولسوالی را به گونهء کامل فتح نمود و اسلحهء زیادی را به غنیمت گرفت. قوهء بزرگ دشمن صبح روز بعدی از قلات (مرکز زابل) و قندهار به طرف ولسوالی نوبهار حرکت کرد. مجاهدین در منطقهء سپیره سنگ کمین گرفتند، قوه را عقب راندند و نگذاشتند که به مرکز ولسوالی برسد.

این نخستین حملهء مسلحانه و پیروزی مجاهدین در زابل و ولایات همسایهء آن بود. حملهء دوم در منطقهء سپیره سنگ بر عساکر اجیر دشمن صورت گرفت. چند روز پس عساکر قومندانی امنیهء زابل در منطقهء لودین (سرخکان) مورد حمله قرار گرفتند و یکتن عسکر کشته شد و یکتن قومندان به نام عبدالخالق به دست مجاهدین اسیر گردید. این حملات با توجه به اوضاع دشوار آن زمان، بسیار اهمیت داشت، زیرا موجودیت مجاهدین در منطقه ثابت شد، غرور دشمن شکست و ترس و رعبی که بر مردم حاکم بود از بین رفت. این حملات ناگهانی پاهای دشمن را به لرزه درآورد.

در سال ۲۰۰۳م، مجاهدین در منطقهء تازی در شاهراه کابل – قندهار شب هنگام بر یک پوستهء قوی عساکر اجیر یورش بردند، درین حمله بر علاوه از شهید ملا روزی خان عاکف، چند تن قومندان های جهادی زابل «شهید ملا محمد گل بشیر، شهید ملا نذیر آخند و ملا احمدالله منصور» نیز سهم گرفته بودند. فرماندهی عمومی حمله به دوش شهید عاکف بود. ملا اسدالله واسر که درین حمله شریک بود می گوید : حاجی صاحب (شهید ملا روزی خان) مجاهدین را دران شب به سه دسته تقسیم کرد. یک دسته در کمین بودند، دستهء دوم برای حفاظت وسایط و نگهداری راه عقب نشینی گماشته شد، دستهء سوم مؤظف شد که بر پوسته هجوم ببرد و قیادت این دسته به دوش شهید عاکف بود. نخست چند رفقا به نزدیکی پوسته رفتند و مرمی بی ایم یک را مقابل پوسته نصب و فیر کردند. مرمی به هدف خورد. همزمان مجاهدین بر پوسته تعرض نمودند. هرگاه ما به پوسته رسیدیم ملا روزی خان عاکف پیش از ما داخل پوسته شده بود. سپس رفقای که در کمین نشسته بودند بر عساکر کمکی رژیم حمله کردند، درین عملیات های کامیاب ۱۴ تن عسکر کشته شدند و ۷ تن شان اسیر گردیدند. نیز دو موتر تخریب شد و یکی را به غنیمت گرفتیم.

این عملیات چونکه بر شاهراه کابل – قندهار صورت گرفته بود، لهذا مردم عامه نیز از جزئیات آن خبر شدند و عملیات مذکور در مطبوعات نیز بسیار انعکاس یافت.

در اواخر سال ۲۰۰۳م، حملهء بزرگ تهاجمی بر مرکز و قومندانی امنیهء ولسوالی شاجویی ولایت زابل صورت گرفت، ولسوالی شاجویی در کنار شاهراه کابل – قندهار موقعیت دارد و مهم ترین و استراتژیک ترین منطقه در ولایت زابل است. دشمن برای نگهداری آن بسیار می کوشد. حمله از دو طرف آغاز شد، فرماندهی طرف کاریز حسن به دوش ملا روزی خان عاکف و فرماندهی طرف سرک ارغنداب به دوش مولوی محمد عالم بود. تعداد زیادی عساکر دشمن درین حمله کشته شدند و یکتن قومندان به نام محمد جمعه اسیر گردید.

در سال ۲۰۰۴م، کاروان موترهای والی اجیر زابل «خیال محمد حسینی» در نزدیکی قلات در شاهراه کابل – قندهار حمله نمودند و در نتیجهء رویارویی، شمار زیادی افراد پولیس کشته و زخمی و عدهء شان دستگیر شدند. اما خود والی جان سالم به در برد. دشمن پس ازین حمله، تلاشهای خود را شدت بخشید و نیروهای امریکایی برای شهادت یا گرفتاری ملا روزی خان عاکف و رفقای وی چاپه های زیادی انجام دادند.

شهید ملا روزی خان عاکف در همان زمان آغازین و دشوار ترین روزهای جهاد و مقاومت (سال های ۲۰۰۲ – ۲۰۰۴م)، در اثر کارنامه های باور نکردنی و جنگ های پر دست آورد خود به حیث یک فرمانده دلیر، مدبر و با نفوذ طالبان شهرت یافت و در ولسوالی های زابل و حتی در ولایات همجوار «غزنی و قندهار» نیز نفوذ کرد. وی بر علاوه از زابل، در ولسوالی های ناوه، مقر و جندهء غزنی نیز وقتاً فوقتاً عملیات انجام می داد.

در طی سالهای مذکور، ساحات جهادی فراخ شد و جهاد و مقاومت در برابر اشغالگران در بیشتر ولایات جنوبی داغ گردید. مجاهدین زابل، قندهار، ارزگان و غزنی فعالیت های جهادی شان را با هماهنگی و همکاری یکدیگر پیش می بردند، ملا روزی خان عاکف در تغییر اوضاع و ایجاد فضای جهادی نقش اساسی داشت. وی در دشوار ترین روزها به مقاومت جهادی ادامه داد و نگذاشت که ولولهء جهادی سرد گردد.

شهادت :

در سال ۲۰۰۴م، قطار عساکر امریکایی در مربوطات ولسوالی سیوری آماج یک انفجار بزرگ قرار گرفتند و بر علاوه از چند تن عساکر دیگر، یک مقام بلند رتبهء امریکایی که «دان» نام داشت نیز کشته شد. لحظاتی پس تر، ملا روزی خان عاکف در گفتگو با مطبوعات مسئولیت حمله را به دوش گرفت.

ملا سلیمان آغا بهیر می گوید : نیروهای امریکایی پس ازین حمله به ملا روزی خان عاکف بسیار متوجه شدند و برای شهادت وی به گونهء پیهم چاپه می زدند. شهید عاکف از چهار چاپهء هجومی امریکایی ها نجات یافت. رفقا مشوره دادند که برای چند مدت به منطقهء دیگری برود و کمی کنار برود.

اما شهادت در مسیر جهاد و مقاومت، آرمان بزرگ ملا روزی خان عاکف، آن مجاهد پاکباز و عاشق صادق راه خدا بود. بالاخره به تاریخ ۲۹ اگست سال ۲۰۰۴م، ملا روزی خان عاکف چاشت روز در یک خانه در روستای «خر دوز» در مربوطات ولسوالی شاه جویی با یکتن رفیق خود نشسته بود که نیروهای هوایی و زمینی امریکایی ناگهان چاپه زدند و خانه را محاصره کردند.

یکتن از باشندگان روستای خر دوز، واقعهء چشم دید خود را چنین بیان می کند :

صدای طیارات شنیده شد، طیارات در فاصلهء دور چرخ می زدند، ملا روزی خان عاکف کله کوف خود را گرفت و چانته را بسته کرد. رفیق اش را گفت که تفنگ را بیانداز، داخل روستا پنهان شو و مرا به حال خود بگذار. ملا روزی خان به طرف کوهی که در نزدیکی روستا بود حرکت کرد، مردم روستا مشوره دادند که به چاه آب کاریز پایین شو، ملا روزی خان گفت که خود را زنده به دست امریکایی ها نمی دهم، شما خود را حفاظت بکنید و با من کاری نداشته باشید. وی از راه تنگ و باریک بسیار به اطمینان به طرف کوه رفت. طیارات امریکایی شوری زیادی را برپا کرده بودند و ملا روزی خان عاکف را با گرینیدهای گازی می زدند، شهید عاکف هرگاه به سر تپه رسید، درمیان دو سنگ بزرگ سنگر گرفت. وی به موترسایکل های چهار تیرهء که به طرف وی روان بودند فیرها را آغاز کرد، فیرهای از هر دو طرف بسیار دوام کرد و چند تن عساکر امریکایی مرمی خوردند. اما حلقهء محاصره آهسته آهسته تنگ تر شد، یکعده عساکر دشمن از عقب آمدند و ملا روزی خان عاکف را به شهادت رسانیدند.

عساکر امریکایی جسد شهید عاکف را از کوه پایین کردند و توسط هلیکوپتر با خود انتقال دادند، آن ها جسد شهید عاکف را تا ۲۰ روز در میدان هوایی بگرام نگه کردند و پس از ۲۰ روز به اصرار زیادی مردم منطقه، به موسفیدان روستا تسلیم کردند. جسد این قهرمان پیشتاز مبارزه علیه اشغالگران صلیبی در قریهء مشیزو در نزدیکی ولسوالی نوبهار به خاک سپرده شد.

شخصیت شهید ملا روزی خان عاکف :

وزیر پیشین اطلاعات، کلتور و معارف افغانستان ملا امیرخان متقی که در سال ۱۹۹۷م، با لشکر طالبان به آن طرف تونل سالنگ رفته بود و شاهد عینی محاصرهء قندوز بود، فعالیت های جهادی و شوق فراوان ملا روزی خان عاکف با جهاد را به چشم سر مشاهده کرده است و دلاوری، نبوغ جنگی و هوشیاری وی در جریان تعرضات جنگی را به یاد دارد. همچنان نقش وی را در احیای جهاد و مبارزه در برابر امریکایی های اشغالگر قابل قدر می داند و نظر خود را در مورد شخصیت شهید عاکف تقبله الله چنین ابراز می دارد :

«شب های محاصره و مقاومت در پلخمری و قندوز، از لحاظ تکلیف، زحمت و فشار دشمن یقیناً کم سابقه بود و هر کسی توان تحمل آن را نداشت. ملا روزی خان عاکف آن زمان از لحاظ سن خورد بود، اما ثبات و مورال بلند وی مانند به مانند یک شخصیت پخته و با تجربه بود. وی دران اوضاع بسیار دشوار پیشانی باز داشت و آن تکالیف را اصلا تکلیف نمی دانست، من این لیاقت وی را بسیار دوست داشتم که در هر طرفی که مشکل می بود و یا فشار دشمن زیاد می شد، بر وی صدا می کردیم. وی بسیار به تیزی و خوشحالی به آن طرف حرکت می کرد و از خطر ترس نمی خورد، دیگر اینکه خاصهء امتیازی یک مجاهد راه خدا اینست که باید اخلاق زیبا داشته باشد، خداوند تعالی برای شهید ملا روزی خان این نعمت را نیز ارزانی نموده بود.

 

ملا راز محمد ساقی یار (شاعر و نویسنده) که شهید عاکف را از نزدیک می شناخت و در سنگر و شماری از سفرها با وی یکجا و همراه بود، در مورد شهید عاکف می گوید : ملا روزی خان عاکف بر علاوه از قهرمانی و فداکاری در میدان جنگ، صفات عالی دیگری نیز داشت. وی با داشتن صورت و سیرت زیبا، اخلاق والا و طبیعت متواضع در قلب های مردم جا پیدا کرده بود. مجاهدین اقوام مختلف (عرب، ترک و ازبک) با وی رفاقت داشتند، وی می کوشید با همگان برخورد مساویانه بکند. وی شوق فراوان شهادت داشت و در کارهای جهادی بسیار جدی بود. بار اخیر شش ماه پیهم در سنگر ماند و بالاخره در همان نوبت به شهادت رسید.

 

اعترافات دشمن :

هرگاه فعالیت های اشغالگران و رژیم کابل در ولسوالی های دور افتادهء زابل محدود شد، مجاهدین بر شاهراه کابل – قندهار بیشتر تمرکز نمودند و حملات خود را بر کاروان های نظامی و اکمالاتی نیروهای اشغالگر شدت بخشیدند و شاهراه را تقریباً در سلطهء خود گرفتند. شاهراه در اثر عملیات های مجاهدین ساعت ها مسدود می شد، ادارهء کابل این وضعیت سراسیمه شد و کوشش کرد با مجاهدین معاملهء پولی بکند، علی احمد جلالی (وزیر پیشین امور داخلهء رژیم کابل) یکبار با ملا روزی خان تماس تلفونی برقرار کرد و گفت : تو یک افغان دلیر و فرزند با غیرت این خاک هستی، من به دلاوری تو افتخار دارم، تو سرمایهء افغانستان هستی و زندگی خود را در بدل مقاومت از دست نده، اگر می خواهید که از مقاومت دست بگیرید هر گونه شرایط شما پذیرفته می شود و هر گونه امتیاز برای تان داده می شود.

ملا روزی خان عاکف در جواب گفت : «از حسن نظر شما در مورد بنده سپاسگذاری می کنم، اما باید بگویم که افغانستان اشغال شده است، لشکر های کفری به کشور ما هجوم آورده اند، اکنون جهاد بر ما و شما فرض عین است، در مورد شخص خود باید بگویم تا روزی که یک عسکر اشغالگر خارجی در افغانستان موجود باشد، از جهاد دست نمی گیرم».

تیلر و تانکرهای اکمالاتی دشمن در شاهراه کابل – قندهار تقریبا همه روزه مورد حمله قرار  می گرفت. ملا داد گل مسلم می گوید : یکبار اسدالله خالد (والی اجیر غزنی) به شهید ملا روزی خان عاکف زنگ زد و گفت : از حملات بر تانکرها و تیلرهای اکمالاتی دست بگیرید، بالمقابل هر ماه به شما یک لک دالر می دهیم، اما شهید ملا روزی خان عاکف نپذیرفت.

رحمه الله تعالی.

Related posts