تازه ترین ها

بررسی همه جانبهء فتوای کابل (بخش دهم)

بررسی همه جانبهء فتوای کابل (بخش دهم)

نویسنده : مولوی شمس الله سالک // ترجمه : حبیب زاده

دشمن اصلی مسلمان ها کور است، با تحریف احکام الهی بلد نیست. برای این کار از مهارت درباریان ادارهء کابل استفاده می کند، ایشان راه های تحریف احکام و معانی آیات قرآنی و احادیث نبوی (صلی الله علیه و سلم) را خوب بلد هستند. یکی از تحریفات درباریان ادارهء کابل، تغییر حکم آیهء ۶۱ سورهء انفال در رابطه به صلح است. مفسرین، محدثین، مجتهدین و علمای جید اسلام معنی و حکمی را که برای این آیت تعیین کرده اند، این درباریان به تحریف آن پرداخته اند. انگشت انتقاد را به سوی مجاهدین بلند کرده اند و مجاهدین را ملامت می کنند که به کدام دلیل صلح نمی کنند.

من به حیث یک عالم دین، مطلب این آیت را از نگاه فقها و مجتهدین تشریح می کنم، تا مراد و مفهوم اصلی آیت روشن گردد، سپس اهداف پنهانی دشمن مکار را واضح می سازم.

وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ [الانفال : ۶۱].

ترجمه : و اگر میل کنند به صلح، تو هم میل کن بسوی آن، و توکل کن بر خدا، هر آیینه وی شنوا و دانا است.

مفتیان اجیر و نعره چیان صلح معنای این آیت را مطلق و بدون قید ذکر کرده اند (اگر دشمن صلح می کرد، تو هم به توکل خدا صلح بکن)، این گونه معنای مطلق در حقیقت تحریف این آیت است.

به اجماع فقها و مجتهدین، معنای این آیت مطلق نیست، بلکه مقید است به اینکه اگر صلح در خیر و نفع مسلمان ها باشد پس با توکل بر خدا صلح بکن.

تقیید معنای این آیت را در عبارات ذیل فقها مطالعه بکنید :

وقال أكمل الدين البابرتي الحنفي : هَذِهِ الْآيَةَ مَحْمُولَةٌ عَلَى مَا إذَا كَانَتْ فِي الْمُصَالَحَةِ مَصْلَحَةٌ لِلْمُسْلِمِينَ بِدَلِيلِ آيَةٍ أُخْرَى وَهِيَ قَوْله تَعَالَى { وَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمْ الْأَعْلَوْنَ } وَبِدَلِيلِ الْآيَاتِ الْمُوجِبَةِ لِلْقِتَالِ وَإِلَّا لَزِمَ التَّنَاقُضُ لِمَا أَنَّ مُوجِبَ الْأَمْرِ بِالْقِتَالِ مُخَالِفٌ لِمُوجِبِ الْأَمْرِ بِالْمُصَالَحَةِ فَلَا بُدَّ مِنْ التَّوْفِيقِ بَيْنَهُمَا وَهُوَ بِمَا ذَكَرْنَا … ( إذَا لَمْ يَكُنْ خَيْرًا ) حَيْثُ لَا يَجُوزُ لِلْإِمَامِ أَنْ يُوَادِعَهُمْ عَمَلًا بِقَوْلِهِ تَعَالَى { وَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إلَى السَّلْمِ } وَلِأَنَّ الْمُوَادَعَةَ تَرْكُ الْجِهَادِ صُورَةً وَمَعْنًى ، أَمَّا صُورَةً فَظَاهِرٌ حَيْثُ تَرَكُوا الْقِتَالَ ، وَأَمَّا مَعْنًى فَلِأَنَّهُ لَمَّا لَمْ يَكُنْ فِيهِ مَصْلَحَةٌ لِلْمُسْلِمِينَ لَمْ يَكُنْ فِي تِلْكَ الْمُوَادَعَةِ دَفْعُ الشَّرِّ فَلَمْ يَحْصُلْ الْجِهَادُ مَعْنًى أَيْضًا . العناية شرح الهداية ,كتاب السير, باب الموادعة (۵\۴۵۵) . دار الفكر.

خلاصهء مطلب : علامه اکمل الدین (شارح کتاب مشهور فقه، الهدایه) گفته است : محمل این آیت صلحی است که نفع مسلمان ها را متضمن باشد، به دلیل این قول خداوند تعالی : فلا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمْ الْأَعْلَوْنَ (سورهء محمد، آیه ۳۵) ، ترجمه : (شما که از وجوب جهاد بر علیه کافران آگاه هستید) پس کم دل مشوید و مخواهید به سوی صلح، حال آنکه شمایید غالب.

و به دلیل آیاتی که امر به قتال می کند، زیرا اگر معنی مطلق باشد پس با آیاتی که به جهاد امر می کند تناقض پیدا بکند، بناءً لازم است که درمیان آیات توافق صورت بگیرد و توافق در صورتی متحقق می شود که ما ذکر کردیم، یعنی معنی را مقید بگیریم، یعنی اگر در خیر مسلمان ها باشد باید صلح شود و اما اگر در خیر مسلمان ها نباشد پس برای امام روا نیست که صلح بکند، بلکه درین صورت به آیت ۳۵ سورهء محمد عمل می کند (یعنی بر جهاد اصرار می کند).

و به دلیل اینکه صلح صورتاً و معناً ترک جهاد است. صورتا واضح است، اما هرگاه توسط صلح دفعِ شر نشود و صلح در خیر مسلمان ها نباشد، پس صلح معناً نیز ترک جهاد است. زیرا فایدهء جهاد حاصل نمی شود.

از قول علامه اکمل الدین روشن گردید که اگر صلح در خیر مسلمان ها نباشد، اصلاح نه بلکه فساد است.

وَإِنْ لَمْ تَكُنْ الْمُوَادَعَةُ خَيْرًا لِلْمُسْلِمِينَ فَلَا يَنْبَغِي أَنْ يُوَادِعَهُمْ لِقَوْلِهِ تَعَالَى {فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمْ الْأَعْلَوْنَ} [محمد: ۳۵]، وَلِأَنَّ قِتَالَ الْمُشْرِكِينَ فَرْضٌ، وَتَرْكُ مَا هُوَ الْفَرْضُ مِنْ غَيْرِ عُذْرٍ لَا يَجُوزُ . المبسوط السرخسي (۱۰\۸۶) هكذا في الفتاوى الهندية (۲\۱۹۶).

ترجمه : علامه سرخسی (رح) در مبسوط نوشته است : صلحی که در خیر مسلمان ها نباشد، مناسب نیست که صورت بگیرد. به دلیل آیت ۳۵ سوره محمد، خداوند تعالی فرموده است : (شما که از وجوب جهاد بر علیه کافران آگاه هستید) پس کم دل مشوید و مخواهید (دشمن را) به سوی صلح، حال آنکه شمایید غالب. و به دلیل اینکه جهاد با کفاران فرض است و ترک جهادی که فرض است بدون کدام عذر جائز نیست.

وقال إبن عابدين : (قَوْلُهُ – {وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ} [الأنفال: ۶۱] أَيْ مَالُوا … وَالْآيَةُ مُقَيَّدَةٌ بِرُؤْيَةِ الْمَصْلَحَةِ إجْمَاعًا – لقوله تعالى: {فَلا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ} [محمد: ۳۵]- أَفَادَهُ فِي الْفَتْحِ. حاشية رد المحتار كتاب الجهاد (۳\۲۴۷).

ترجمه : علامه ابن عابدین (رح) در رد المحتار نوشته است : این آیت سورهء انفال به اجماع فقها مقید به نفع و مصلحت مسلمان ها است، به دلیل اینکه خداوند تعالی در آیت ۳۵ سوره محمد فرموده است : (از جهاد با کفار) بی دل نشوید، (دشمن را) پیشنهاد صلح ندهید، زیرا شما غالب هستید.

وَقَدْ أَجْمَعَ الْفُقَهَاءُ عَلَى جَوَازِ الْمُهَادَنَةِ مَتَى كَانَتْ فِي ذَلِكَ مَصْلَحَةٌ لِلْمُسْلِمِينَ … فَأَمَّا إِذَا لَمْ يَكُنْ فِي الْمُوَادَعَةِ مَصْلَحَةٌ فَلاَ يَجُوزُ بِالإِجْمَاعِ . حاشية الطحطاوي على الدر المحتار ۲ / ۴۴۳، الموسوعة الفقهية الكويتية (۲۵\۲۳۲) .

در کتاب فقه «الموسوعه» گفته شده است : فقها اتفاق دارند که صلح در صورتی که به نفع و مصلحت مسلمان ها باشد جائز است. اگر صلح در نفع و مصلحت مسلمان ها نباشد، به اجماع فقها جائز نیست.

وقال إبن نجيم المصري الحنفي : وَقَيَّدَ بِالْخَيْرِ؛ لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ بِالْإِجْمَاعِ إذَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ مَصْلَحَةٌ . البحرالرائق (۵\۱۳۲) .

ترجمه : علامه ابن نجیم در البحر الرائق نوشته است : صلح به خیر مقید است، زیرا اجماع بر این است که اگر در صلح مصلحت نباشد جائز نیست.

وقال فخرالدين الزيلعي الحنفي : بِخِلَافِ مَا إذَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ خَيْرٌ حَيْثُ لَا يَجُوزُ لِقَوْلِهِ تَعَالَى { وَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوَا إلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمْ الْأَعْلَوْنَ } وَلِأَنَّهُ لَمَّا لَمْ يَحْصُلْ فِيهِ دَفْعُ شَرِّهِمْ كَانَ الصُّلْحُ تَرْكًا لِلْجِهَادِ صُورَةً وَمَعْنًى وَهُوَ فَرْضٌ فَلَا يَجُوزُ تَرْكُهُ مِنْ غَيْرِ عُذْرٍ . تبيين الحقائق المعروف بالزيلعي , كتاب السير (۳\۲۴۶) دار الإشاعة .

ترجمه : علامه فخرالدین زیلعی (رح) در تبیین الحقائق نوشته است : اگر در صلح خیر نباشد، جائز نیست. به دلیل آیت ۳۵ سوره محمد، و به دلیل اینکه هرگاه توسط صلح شر کفار دفع نگردد، صلح صورتا و معنا ترک جهاد می شود و جهاد فرض است و ترک آن بدون عذر جائز نیست.

وفی تفسیر المدارک  لحافظ الدین  ابوالبرکات النسفي الحنفي :

قال الله تعالى :{ فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ }[محمد: ۳۵] . {فَلاَ تَهِنُواْ} فلاتضعفوا ولا تذلوا للعدو {وَتَدْعُواْ إِلَى السلم} أي ولا تدعوا الكفار إلى الصلح { وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ} أي الأغلبون وتدعوا مجزوم لدخوله في حكم النهي { والله مَعَكُمْ } بالنصرة أي ناصركم { وَلَن يَتِرَكُمْ أعمالكم } ولن ينقصكم أجر أعمالكم . تفسير المدارك (۴\۲۴۴) .

وقال  محمد الأمين الشنقيطي فی تفسیره:

وَقَوْلُهُ تَعَالَى : وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ جُمْلَةٌ حَالِيَّةٌ ، أَيْ : فَلَا تَضْعُفُوا عَنْ قِتَالِ الْكَفَّارِ … وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ أَيْ وَالْحَالُ أَنَّكُمْ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ ، أَيِ الْأَقْهَرُونَ وَالْأَغْلَبُونَ لِأَعْدَائِكُمْ ، وَلِأَنَّكُمْ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مِنَ النَّصْرِ وَالثَّوَابِ مَا لَا يَرْجُونَ . وَهَذَا التَّفْسِيرُ فِي قَوْلِهِ : وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ هُوَ الصَّوَابُ . أضواء البيان في تفسير القرآن بالقرآن.

علامه محمد الامین گفته است : «انتم الاعلون» جملهء حالیه است و معنای آیت چنین است : شما از جنگ با کفار بی جرات نشوید، حال آنکه شما غالب هستید. و به سبب اینکه شما امید ثواب و نصرت از خداوند تعالی دارید و آن ها ندارند. این تفسیر، تعبیر درست این آیت است.

نتیجه : از مباحث گذشته معلوم شد که اگر صلح در خیر و نفع مسلمان ها نباشد جائز و اصلاح نیست بلکه فساد عظیم است.

بناءً استدلال مفتی های امریکایی که آیت را مطلق ذکر می کنند و مجاهدین را متهم می کنند که گویا حکم خدا را نمی پذیرند، دلالت بر نادانی و بی پروایی آن ها از شریعت می کند.

Related posts