تازه ترین ها

بررسی همه جانبهء فتوای کابل (بخش یازدهم)

بررسی همه جانبهء فتوای کابل (بخش یازدهم)

نویسنده : مولوی شمس الله سالک // ترجمه : حبیب زاده

اضرار صلحی که از سوی دشمن پلان شده است :

دشمن مکار می خواهد با استفاده از عنوان جالب صلح، ناکامی ها و رسوایی های را که در میدان جنگ مواجه شده است جبران بکند. احکام دین مقدس اسلام را که پایه های نظام اسلامی است از بین ببرد و تغییرات غربی و غیر شرعی را بر افغان ها تحمیل بکند.

اجیران کابل صلاحیت و قدرت ندارند حرف کوچکی را بر امریکایی ها تحمیل بکنند، زیرا معاش، اکمال، تجهیز و حتی بقای شان وابسته به امریکایی ها است. امریکایی ها رژیم کابل را از روی یک دسیسه و توطیه به «پیشنهادات صلح» گماشته است، تا بتوانند ازین طریق به اهداف شوم شان برسند، هم جنگ در مقابل آن ها متوقف شود، هم نیروهای شان در افغانستان باقی بمانند، هم به اهداف سیاسی و نظامی شان برسند و هم مجاهدین را خلع سلاح بکنند. (زیرا هرگاه خدا نخواسته مجاهدین را خلع سلاح بکنند، باز) اگر احیانا پیشنهادی پیش رو می آید که تعمیل آن برای اهداف امریکایی ها مشکلی ایجاد می کند، می توانند به آسانی بر مجاهدین فشار وارد بکنند و خواسته های خود را تحمیل بکنند، چنانکه بر گروه های پیشین شر و فساد همین اکنون عملا تحمیل می کنند.

تجربه ها نشان داده است که امریکایی ها هیچگاه به وعده های خود وفا نکرده اند و نه هم بر تعهدات خود ایستادگی کرده اند. توافق هسته ای – فرجام – با ایران و شکستن آن مثال تازهء این واقعیت است، امریکایی ها هم پیشرفت هسته ای را تا یکسال بر ایرانی ها متوقف ساختند، هم مراکز مهم هسته ای ایران را توسط نظارت کنندگان بین المللی عکاسی و فلمبندی کردند و هم بالاخره تحریم ها را اعاده کردند.

اهداف دشمن مکار :

مطلوب امریکا از پیشنهادات صلح، رسیدن به دو هدف بزرگ است.

هدف اول :

امریکا تلاش می کند به هر طریقی می تواند حضور خود را در افغانستان حفظ بکند. رژیم دست نشانده کابل با امضای پیمان ۹ پایگاه دائمی و مصئونیت نظامیان امریکایی، استقلال کشور را از بین برده و کوشیده است اشغال کشور را مشروعیت و رسمیت ببخشد. امریکایی های اشغالگر با این دسیسهء شان دست و پای رژیم کابل را بسته اند، اکنون می خواهند توسط صلحی که باید صورت بگیرد، قلادهء غلامی را برای همیش در گردن افغان ها بیاندازند.

بناءً این گونه صلح، در واقعیت بی پروایی در مقابل ملت مسلمان، کشور عزیز و ارزشهای اسلامی است و از هر لحاظ در ضرر است.

چنین توافق و پیمان با امریکا، لیلام نمودن سرمایهء کشور است، زیرا دزدان و غارتگران جهانی امریکا اجازه می یابند که سرمایهء ملی و معدنیات کشور را خودسرانه استخراج بکنند، انتقال بدهند و برای افغان ها تنها دو یا سه در صد فایده بدهند (آن هم خدا می داند).

سپس اگر کسی مزاحمت بکند و یا در مقابل چپاولگری آن ها صدا بلند بکند، مخالف منافع امریکا و تروریست خوانده می شود، زندان و مرگ در انتظارش می باشد.

هدف دوم :

هدف دوم دشمن ترویج کلتور و دموکراسی غربی است، دموکراسی که می خواهد جامعه را توسط آن از اسلام کاملا بیگانه بسازد و به مکروب سیکولارزم گرفتار بکند.

این توطیه، اصلی است که در مادهء ششم قانون اساسی به گونهء رسمی پذیرفته شده است، دشمن می خواهد مفکورهء بیگانهء دموکراسی را همچون کمیونزم دیروز بر ملت ما تحمیل بکند و همه کم و کیف ان را مرعی الاجرا بداند.

دشمن مکار می خواهد با استفاده از عنوان طلایی صلح این اصل را بر مجاهدین بپذیرد و دمکراسی را به شکل یک وسیله معرفی بکند، در حالی که دموکراسی وسیله نه بلکه یک مفکوره، باور و عقیده است.

صلحی را که دشمن اشغالگر به دست دوم – یعنی به وسیلهء رژیم کابل – می خواهد و بعضی اشخاص بی احساس این ( صلح خواهی دشمن) را واقعیت می دانند و برای آیندهء کشور گام مثبت می خوانند، زهر مهلکی است که اگر خدا نخواسته شکار آن شدیم افغانستان برای ابد به گودال غلامی و ویرانی می افتد، ضرر این کار بیشتر از همه آن اضراری است اشغالگران گذشته – انگلیس ها و شوروی ها – به این کشور رسانیده اند.

Related posts