تازه ترین ها

نگاهی به زندگی شهید شیخ الحدیث مولوی عبدالسلام رحمه الله

نگاهی به زندگی شهید شیخ الحدیث مولوی عبدالسلام رحمه الله

نویسنده : قاری سعید // ترجمه : حبیبی سمنگانی

شهید شیخ الحدیث عبدالسلام – تقبله الله – پسر حاجی خان گل در سال ۱۹۴۷م در یک خانوادهء متدین به دنیا آمد، ، وی از جملهء چهار برادر، سوم بود. پدرش در چهار سالگی به فراگیری علوم دینی تشویق نمود.

وطن آبایی شهید شیخ صاحب منطقهء گومل ولایت پکتیکا بود، اما زمانی که شیخ صاحب کوچک بود خانواده اش تابستان را در منطقهء دایچوپان ولایت زابل و زمستان را در منطقهء سبی (بلوچستان، پاکستان) و یا در نزدیکی های آن سپری می کرد، برادر شیخ صاحب می گوید : شیخ صاحب هنوز ۴ ساله بود که از سوی پدر برای علوم دینی وقف شد، وی درس را نزد یک عالم مشهور در منطقهء خاکران (دایچوپان) آغاز نمود. هرگاه خانوادهء ما منطقهء سبی می رفت، وی در مدرسهء محلی خاکران باقی می ماند و به روند آموزشی اش ادامه می داد.

نزدیکان شیخ صاحب می گویند : وی جز تعلم و تعلیم دینی دیگر شغلی نداشت. زیرا در ۴ سالگی به تعلم آغاز کرد و تا ۱۳ سالگی در خاکران درس خواند، سپس در مناطق دیگری زابل نزد علمای مشهور –  مثلا : عالم نامدار ولسوالی شاجوی مولوی سردار صاحب که به پاسنو آخند صاحب شهرت داشت، عالم بزرگ قلات مولوی عنایت الله آخندزاده که به غبرگی آخند زاده صاحب مشهور بود – زانوی تلمذ نهاد. همچنان در قندهار، میدان وردک، غزنی و دیگر مناطق کشور با اکتساب فیض از علمای جید عصر، کتب متداول فنون را به پایان رسانید.

شیخ صاحب در زمان تعلم، با حضرت شیخ المشائخ محمد ابراهیم مجددی – قلعهء جواد، کابل – در تصوف بیعت نمود و تا اخیر به حیث یک سالک، راه تصوف و تزکیه را دنبال کرد. وی چون در بسیار خوردسالی درسهای دینی را آغاز کرده بود، در نوجوانی کتاب های متداول دینی را به پایان رسانید. دورهء احادیث را نزد شیخ الحدیث مولانا عبدالحق رح در پایگاه مشهور علمی دارالعلوم حقانیه (اکوره ختک، پشاور) تکمیل نمود و در سن ۲۵ سالگی سند فراغت را به دست آورد.

تدریس :

شهید شیخ الحدیث مولوی عبدالسلام صاحب پس از فراغت، به تدریس علوم دینی آغاز کرد. وی سه سال اول، کتاب های عام دینی را درس گفت و سپس به تدریس کتب احادیث پرداخت و تا لحظهء شهادت به حیث یک استاد نامدار احادیث به تدریس صحاح سته ادامه داد.

شیخ صاحب سلسلهء تدریس را در مدرسهء مفتاح العلوم در منطقهء سبی – ایالت بلوچستان، پاکستان – آغاز کرد. سپس در مدرسهء بحرالعلوم – جادهء بروری، کویته – مدرس مقرر شد و پس از مدتی به دارالعلوم قاسمیه – روستای شابو، کویته – رفت و پس ازان تا سال ۱۹۹۴م در مدرسهء خیرالمدارس – روستای حاجی محمد ایوب، کویته – به تدریس ادامه داد.

شیخ صاحب در سال ۱۹۹۴م به منطقهء دیره اسماعیل خان – ایالت خیبر پختونخوا – رفت و دران جا در مدرسهء مولوی عبدالجبار صاحب در منطقهء پهارپور درس احادیث را آغاز نمود. مدت ۳ سال دران مدرسه ماند و سپس در مرکز نامدار علمی دارالعلوم وزیرستان جنوبی در منطقهء وانا به حیث استاد حدیث مقرر شد.

مدت ۶ سال در دارالعلوم وزیرستان جنوبی تدریس نمود و سپس دوباره در دیره اسماعیل خان به مدرسهء مولوی عبدالجبار صاحب رفت و ازان جا در سال ۲۰۰۶م بار دیگر به کویته – مرکز ایالت بلوچستان – رفت و دورهء حدیث را در روستای حاجی محمد ایوب در خیرالمدارس آغاز کرد. همان جا تا هنگام شهادت – یعنی سال ۲۰۱۴م – مشغول خدمت به احادیث نبوی صلی الله علیه و سلم بود. هر سال صدها تن طلبای دورهء حدیث از فیوضات وی مستفید می شدند و در پایان سال سند فراغت به دست می آوردند.

شهید شیخ صاحب – رحمه الله – در سالهای ۱۹۹۹، ۲۰۰۵ و ۲۰۰۹م برای ادای حج بیت الله به حرمین شریفین سفر کرد.

شهادت :

شهید شیخ الحدیث مولوی عبدالسلام صاحب در پهلوی درس احادیث، به کار های خیر و صلاح و حل مشکلات مردم نیز می پرداخت، درمیان مردم محبوبیت زیادی داشت، هر کسی به حرفهای وی گوش می داد و جنجال های بزرگ از برکت ثالثی وی به آسانی حل می شد.

به تاریخ ۲۷ ماه محرم سال ۱۴۳۵ ه ق، شیخ صاحب پس از فراغ از یک ضیافت با یکتن از رفقای خود به طرف منزل اش روان بود که ساعت ۹ شب ناگهان از سوی دو تن موتر سایکل سوار هدف دو گلوله قرار گرفت و به شدت زخمی شد.

شیخ صاحب به شفاخانه انتقال داده شد، اما سه روز پس – به تاریخ ۳۰ محرم الحرام – ساعت ۱۱ شب در اثر زخمهای عمیق جان را به جان آفرین تسلیم نمود، انا لله و انا الیه راجعون.

خبر  شهادت شیخ صاحب به حیث یک خبر غمبار و المناک درمیان صاحبان علم و دانش پخش شد، عالمان، طالبان و عامهء مسلمان ها اشک ریختند، شاگردان احادیث بر هجرانش گریه کردند و شورای رهبری امارت اسلامی افغانستان اعلامیهء غم شریکی صادر کرد.

نماز جنازهء شهید شیخ صاحب تقبله الله به امامت رفیق صمیمی وی و عالم نامدار کشور شیخ الحدیث هبة الله آخندزاده ادا گردید و سپس جسد خاکی اش در کویته به خاک سپرده شد.

از شهید شیخ صاحب تقبله الله سه پسر به دنیا ماند، دو پسرش درسهای دینی را به پایان رسانیده اند و پسر خوردی اش مشغول تعلم است.

پیام تسلیت شورای رهبری امارت اسلامی در مورد شهادت شیخ صاحب

اعوذ بالله من الشیطن الرجیم – بسم الله الرحمن الرحیم

مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا – الاحزاب : ۲۳ .

با تاسف فراوان اطلاع یافتیم که عالم زبده و شهرهء کشور، شخصیت جهادی، شیخ التفسیر و الحدیث مولوی عبدالسلام صاحب که سه روز پیش در یک حملهء ناجوانمردانهء دشمنان دین به شدت زخمی شده بود، نا وقت شب گذشته در یک شفاخانهء شهر کویته در دیار هجرت در اثر زخمهای وارده جان داد و در سن ۶۷ سالگی به شهادت رسید، انا لله و انا الیه راجعون.

شهید شیخ صاحب تقبله الله یکتن از نخبگان علمی افغانستان و از شخصیت های ورزیدهء علمی و جهادی امارت اسلامی بود. وی استاد کل بود و هزاران تن طلبای علوم دینی از فیوضات علمی وی بهره گرفتند. شهادت وی برای حرکت های علمی و جهادی افغانستان و منطقه، ضائعهء بزرگ و جبران نا شدنی است.

شهید شیخ صاحب رحمه الله پسر حاجی خان گل باشندهء ولایت پکتیکا بود، وی همه عمر خود را در خدمت دین سپری کرد، در سن ۲۵ سالگی از تحصیل علوم دینی فارغ شد و سه سال پس از فراغت به تدریس احادیث نبوی (دورهء کبری) آغاز کرد و از ۳۴ سال به این سو در مدارس مختلف به این خدمت بزرگ دینی مشغول بود. وی در دارالعلوم وزیرستان جنوبی (وانا)، مدرسهء بزرگ دیره اسماعیل خان و جامعهء خیرالمدارس (کویته، بلوچستان) و…….به حیث استاد و شیخ الحدیث خدمت نمود.

شهید شیخ صاحب عالم برجسته بود. با دانش، تقوی، اخلاص و صمیمیت در قلب مردم جایگاه ویژه ای داشت. وی نه تنها استاد نامدار حدیث، بلکه مبلغ و داعی بزرگ جهاد نیز بود. همواره در نشست های بزرگ و مجالس جهادی در سخنرانی های جراتمندانه اش از مجاهدین حمایت می کرد و در پهلوی مفکوره دهی به مجاهدین، مردم را به جهاد جانی و مالی در برابر اشغالگران تشویق می کرد.

شهید شیخ صاحب از سال ها دورهء بزرگ احادیث و تفسیر قرآن کریم را درس می گفت، هر سال بیش از یک و نیم صد طلبا از درس های وی فیضیاب می شدند.

دشمنان اسلام، این خدمات ارزندهء شهید شیخ صاحب را تحمل نتوانسته آن بزرگ مرد اسلام را در طی یک حملهء بزدلانه هدف قرار دادند، اما این عمل شوم دشمن سبب سربلندی شیخ صاحب در دنیا و آخرت و سبب روسیاهی قاتلان در دارین گردید.

امارت اسلامی افغانستان به خانواده و شاگردان شهید شیخ صاحب، مبارزین راه حق و هموطنان گرامی مراتب غم شریکی و تسلیت عرض می دارد، خداوند تعالی شهادت شیخ صاحب را قبول و برای خانواده، پسران، اقارب و شاگردان شیخ صاحب در برابر این سانحهء بزرگ صبر جمیل نصیب بکند.

شورای رهبری امارت اسلامی افغانستان

حرفی چند در مورد شخصیت شهید شیخ صاحب :

شهید شیخ الحدیث مولوی عبدالسلام صاحب بر علاوه ازینکه عالم متبحر، استاد حدیث و دانشمند برجستهء تفسیر قرآن و فقه حنفی بود، حامی قوی جهاد بر ضد شوروی و امریکا نیز بود. وی همواره با مجاهدین ملاقات می کرد، آن ها را توصیه می کرد و به حد توان در کارهای خیر همکاری می کرد.

شهید شیخ صاحب در پهلوی درسگویی، امور عامهء مسلمان ها را نیز در نظر داشت، جنجال ها و منازعات مردم را حل می کرد و حتی از خشونت های بزرگ به سطح اقوام جلوگیری می کرد. وی با عرف مردم کاملا آشنایی داشت، در حزن و غم مسلمان ها شریک بود و می کوشید مسلمان ها را از جنجال ها نجات بدهد و قلب های شان خوشحال باشد.

دوست صمیمی اش، عالم جید شیخ الحدیث هیبت الله آخندزاده (که هنوز امیرالمؤمنین مقرر نشده بود) می گوید : من با جناب شیخ صاحب بسیار علاقه و رفاقت داشتم و بسیار سفرهای کوتاه و درازی با هم داشتیم، در مجالس و جلسات مختلف یکجا شرکت می کردیم، ویژگی جناب شیخ صاحب این بود که بسیار می کوشید تا قلب یک مسلمان را خوشحال بسازد. وی برای وحدت مسلمان ها به ویژه اتفاق و یکپارچگی علما بسیار تلاش می کرد. لهذا هرگاه به جلسه، فاتحه و یا کدام پروگرام اجتماعی مسلمان ها حاضر می شدیم، شیخ صاحب در برگشت می گفت : چه خوب کاری شد، مسلمان ها خوشحال شدند. در تقاریر خود به علما می گفت : شما چرا اختلاف می کنید، از اختلاف خودداری بکنید.

شخصیت نامدار جهادی و علمی مولوی فرید صاحب که شیخ صاحب را از نزدیک می شناخت، می گوید : زندگی شهید شیخ مولوی عبدالسلام رحمه الله درین عصر پر فتن واقعاً قابل فخر و تقلید بود. وی نمونهء اسلاف بود، صورت و سیرت وی موافق با شریعت بود، برای من باطنش زیبا تر از ظاهرش معلوم می شد، انسان بی ریا و مخلص بود، در حصهء اخیر شب بیدار می شد و مخفیانه نماز تهجد را ادا می کرد، برای مردم چنان جلوه می داد گویا اصلا برای تهجد بیدار نشده ام، من این وضعیت وی را به چشم خود مشاهده کرده ام.

اکر خاطره های خود را مختصر بکنم، باید بگویم اگر شخصیت های زیادی همچون شهید شیخ صاحب می داشتیم، می توانستیم همچون اصحاب کرام – رضی الله عنهم اجمعین – به صراحت اعلان بکنیم «کونوا مثلنا…..» ، یعنی همچون ما باشید، اصحاب کرام – رضی الله عنهم اجمعین – این قول را برای اهل دنیا می فرمودند.

عالم زبدهء کشور شیخ التفسیر و الحدیث مولوی عبدالحکیم صاحب در مورد شهید شیخ عبدالسلام تقبله الله می گوید : حضرت شیخ الحدیث شهید عبدالسلام صاحب بسیار عابد و پرهیزگار بود، در سفرهای زیادی همراه بودیم، یکی از خاصه های وی این بود که در هر اندازه خسته حالی، نماز تهجد را ترک نمی کرد.

استعداد علمی وی به حدی قوی بود که هرگاه یک مسئله ذکر می شد و یا در مورد حدیثی پرسیده می شد، با ذکر کتاب حواله می داد. در مسائل فقهی بسیار محتاط بود و همواره به کتب معتبر استناد می کرد. به حدی متواضع بود که یکبار در سفر بودیم، رفقا غذا آماده می کردند، خود شیخ صاحب آتش را داغ می کرد و مصروف خدمت بود.

اخلاق وی نمونهء اخلاق واقعی اسلامی بود، چنان مزاج خاص خوشبطعی داشت که طبیعت کسی با وی ملول نمی شد، با رفقا مجلس بسیار شیرین می کرد، با خوردان و بزرگان به اندازهء مرتبهء شان حرف می زد.

شیخ صاحب شخصیت دلاور و جراتمند بود، هیچگاه از وی حرفهای موهوم و ترسناک را نشنیده ام، با مجاهدین محبت ویژه ای داشت، همواره با مجاهدین دید و بازدید می کرد، توصیه های خوبی می کرد و به پرسش های آن ها با سینهء باز پاسخ می گفت.

تاثرات چند تن علما را در مورد شخصیت شهید شیخ صاحب به طور نمونه نقل کردیم، شیخ صاحب را هر کسیکه دیده است چنین تاثر گرفته است، خداوند تعالی برای وی اخلاق زیبا و استعداد بزرگ علمی داده بود، از خداوند تعالی مسئلت داریم برکات وی را بر پسران و شاگردان وی جاری نگهدارد و صدقهء علمی وی را مداوم داشته باشد، آمین یا رب العالمین.

Related posts