تازه ترین ها

مجاهد شمع سوزان

مجاهد شمع سوزان

محمد داود مهاجر

ای مجاهد غیرت پاک تو را بادا سلام

مرد ایثار و گذشتی، خستگی ها را سلام

عشق روز حمله بر دشمن درون سینه ات

آن دم پرواز به مرز آسمان ها را سلام

 

آن دمی که خواب سنگین در شب تار همدمت

دست های یخ زده بر ماشهء پِیکا را سلام

آن شب باران و برف و بادهای سرد و تند

چشم بیدار تا طلوع صبح فردا را سلام

 

مرد حق و حق پرستی مرد تقوی اهل دین

بر دهان اهل باطل آن مشت ها را سلام

خانهء غمهای امت سینه ات گشته کنون

شمع سوزانی مجاهد نور شب ها را سلام

 

مرد آزادی نداری ترس و خوف از هیچکس

جز خداوند کریم، آن عشق مولا را سلام

آنکه حر است درس آزادی ز تو باید گرفت

نی غلامی نی اجیر آن همت اعلی را سلام

 

خسته هستی روز و شب در دام مرگ و زندگی

باز میگویی “چرا کاری نکردم” هایت را سلام

من ندانم غير تو دلسوز تر در اين زمان

با تمام هستیت هر جهد و زحمت ها را سلام

 

خدمت امت کنند هر یک بنوعی جد و جهد

خون تو سر خادم است خدمت ها را سلام

نیک گفتی ای “مهاجر” وصف این پاک غازیان

هر قطره خونش را زما و امت طاها سلام

Related posts