تازه ترین ها

کشتار ملت بیگناه در سکوت ننگین مجامع مسئول

کشتار ملت بیگناه در سکوت ننگین مجامع مسئول

ابو صهیب حقانی

در چند روز گذشته متاسفانه در نقاط مختلف کشور خانه های مردم ملکی و مظلوم یکبار دیگر بطور گسترده آماج حملات وحشیانه و کورکورانهٔ اشغالگران و نیروهای تحت امرشان قرار گرفته، این جنایت ها گرچه مسبوق به سابقه اند؛ اما در قتل و کشتار بی حد و حصر چند روز گذشته که موجی از درد و آه ملت ستمدیده و رنجدیدهٔ ما را بلند برده؛ و در اثر آن جنایات هولناک، زنان و کودکان زیادی به خاک و خون غلتیده اند، و مخصوصا در ننگرهار و پکتیا چندمین بار است که دشمن اجنبی با نیروهای خودفروخته دست به یکی کرده و مستیقما سینه و سر مردم مظلوم را هدف قرار می دهند، به جان و مال مردم رحم نکرده و چنان بی باکانه قتل عام می کنند که انسان وحشت زده می شود و به این حقیقت دردناک پی می برد که افغانستان چقدر مظلوم و بی سر و صاحب شده که جنایتکاران بین المللی با همکاری داخلی های مزدور اینقدر راحت آدم می کشند و کسی حتی جرئت پرسیدن ندارد.
درد آنجاست که سازمان های دروغین به اسم حقوق بشر و کمیته های بررسی از جنایات جنگی مرتبا این موارد دلخراش در افغانستان را دیده و تعمدا روی این قضایای تلخ و آکنده از درد، چشم پوشی می کنند.
بلی جنایتکاران بین المللی و وحشیان قرن ناباورانه مردم ما را می کشند و باز با دیده دری تمام، آن همه فجایع دردناک و قتل و کشتارهای دستجمعی مظلومان بی گناه را به مجاهدین نسبت می دهند در حالیکه منابع محلی و مستندات موجود کاملا خلاف گفته های شان را نشان داده و به اثبات می رسانند، لکن چون دشمنان با ملت مظلوم ما عداوت ذاتی دارند؛ لذا آن بی رحمانه ترین حالت ها و آن فجایع غم انگیز را یا سانسور کرده و یا در هالهٔ از ابهام و سردرگمی قرار می دهند.
افسوس، (دشمنان دین و خاک) در نیمه روز و نیمه شب با قشون کشی نظامی بر خانه ها حمله ور می شوند، دروازه ها را شکسته، اموال عمومی را غارت، چیزی را با خود برده و چیزی را به آتش می کشند، مردان خانه را دست بسته تیرباران می کنند در مداخلهٔ خانم های خانه و سیاه سرهای مظلوم و در عین اشک ریختن های دردناک و جانکاه شان، چنان خوی وحشی گری دشمنان شدت پیدا می کند که از تمام پاکیزه گی های انسانی فاصله گرفته و عین اهریمن به جان انسان های بی گناه می افتند و در اوج غرور و تکبر دشنام می دهند، لت و کوب کرده، به زنجیر بسته و به موتر می کشانند وانگهی بسیار ناجوانمردانه به شهادت می رسانند.
خلاصه اگر بگویم حکایت آن درد و آه از حوصلهٔ این قلم و امثال آن بیرون است که چگونه توصیف کند ولی خدا شاهد است که در این روزها چنان بیچارگانی شهید شدند که جرمی نداشتند جز آنکه بر زبان کلمه خوانده و در دل ایمان داشته و در سفره بخاطر لقمه نانی حلال زار بودند.
این سرنوشت رقت بار سرزمین ماست که همه روزه رخ می دهد جائيکه دردها احساس نشده، خون ها مفت جریان پیدا کرده، و اشک های سرازیر شده و فراوان را دستی نیست که پاک شان کند، و غبار از چهره های غمزدهٔ مصیبت زدگان این وقایع تلخ و دردناک را بشویند، این سرنوشت تاریک کشوری است که دنیا گویا به کمک اش آمده اما به جای کمک بر فرق سرش می کوبند، خانه اش را آتش زده و اموال شان را به یغما می برد و جان های شان را با بی رحمانه ترین حالت ممکن سلاخی می کند.
بالا رفتن تلفات ملکی در حالیکه دشمن ذلیل و زبون در میدان های نظامی از پای در آمده و به سوراخ ها و قرارگاه های شان پناه برده و گاه بیگاه زورشان به ملت بی بضاعت می رسد همه از یک چیز حکایت می کند و آن شکست و ذلت دشمن اجنبی و داخلی است، از ناتوانی و زبونی نیروهای جبون خارجی و داخلی حکایت کرده و از غایت و انتهای دشمنی، کینه توزی و قساوت قلبی دشمنان کاملا بی رحم، خون آشام ما.
متاسفانه این جنایت های جنگی در سکوت ننگین مجامع جهانی و نهادهای نام نهاد حقوق بشری و به اصطلاح کمیته های بررسی تلفات ملکی این فجایع بر ملت مظلوم افغانستان روا داشته می شوند؛ اما افسوس از یک پرسان حال درست و حسابی، و از یک رسیدگی به موقع و ضروری، در چنین یک حالت، مجاهدان چگونه می توانند دست از جهاد کشیده و به مبارزه تن ندهند؟
به امید روزیکه سرزمین ما از قید کفار و اسارت اهریمن صفتان رهایی یابد.

Related posts