تازه ترین ها

مصاحبه با شیخ القرآن و الحدیث مولوی قتیبه خاکسار عضو شورای رهبری و رئیس تمییز محاکم

مصاحبه با شیخ القرآن و الحدیث مولوی قتیبه خاکسار  عضو شورای رهبری و رئیس تمییز محاکم

————————————–

مصاحبهء اختصاصی سایت الاماره با شیخ القرآن و الحدیث مولوی قتیبه خاکسار عضو شورای رهبری و رئیس تمییز محاکم امارت اسلامی

———————————–

درین شکی نیست که نظام قضایی و عدلی، نقش عمده ای در کامیابی و ناکامی یک دولت و حرکت می داشته باشد، بناءً سایت الاماره خواست در سلسلهء برنامهء مصاحبه ها این بار نظام قضایی و عدلی امارت اسلامی را از زبان مقام بلند رتبهء این نظام، برای هموطنان گرامی تشریح بکند، فرق نظام قضایی امارت اسلامی و ادارۀ دست نشانده کابل را واضح بسازد و پاسخِ بعضی پرسشهای را که در اذهان مردم خطور می کند تلاش بکند. خدا کند مورد استفادۀ همگان قرار بگیرد.

الاماره : سایت الاماره احترامات و تسلیمات خود را خدمت شخصیت گرانقدر شما تقدیم می دارد، و ازینکه وقت گرانبهای تان را برای خوانندگان محترم سایت الاماره لطف نمودید، سپاسگذار است.

شیخ صاحب : بسم الله الرحمن الرحيم – الحمد لله خالق الخلق، والقاضي بالحق، و فاصل الأمور، و محصل ما في الصدور، و صلى الله على عَبْده ورسوله سيد النبيين، و إمام المتقين، مُحَمَّد خاتم المرسلين، و على جميع أنبيائه و رسله و ملائكته المقربين، و على من تبعهم باحسان الى يوم الدين.

اما بعد، چونكه الله تعالى نظام قضا را در بين بندگان اش از مهم ترین امور گردانيده است و آن مقصد بعثت پيامبران عليهم الصلوة والسلام نيز بوده است، لهذا جاى مسرت است كه از طريق شما پخش كنندگان مقاصد علياى امارت اسلامى، نظام قضایی امارت اسلامی به خوانندگان محترم بیان ميگردد و جاى شکی نيست كه ملت مسلمان افغانستان در روشنى بزرگی در رابطه به امور قضایى قرار می گيرند.

الاماره : اگر اجازه باشد باید آغاز بکنیم به سلسلهء پرسش ها. نخست اگر در مورد نظام قضایی و عدلی امارت اسلامی به گونهء مختصر معلومات بدهید، یعنی سستم قضایی و عدلی امارت اسلامی به چه شکل و منوال پیش می رود ؟

شیخ صاحب : مقصد بزرگ امارت اسلامى افغانستان از جهاد مقدس عليه اشغالگران و مزدوران آنان تطبيق احكام الله در زمين الله بر مخلوق الله است و این کار بدون قوۀ قضائيه و عدليه ممكن نیست، لهذا به همه هويدا است كه تمرکز امارت اسلامى در ۵ سال حاكميت خود بر نظام قضا و پياده  كردن عدالت بود، اكنون كه از بركت جهاد در مقابل اشغالگران و مزدوران شان بيش از نصف خاک افغانستان در سلطهء امارت اسلامى قرار دارد، باز هم قضا و پياده كردن عدالت سر فهرست همه كارها واقع است، الحمدلله.

طبق اصول شرع و نظام قضایى امارت اسلامی افغانستان در هر ولسوالى مفتوحه يک محكمه ابتدائيه و در چند ولسوالى نيمه آزاد كه تشكيل يک محكمه را گنجائش داشته باشد نيز يک محكمه ابتدائيه فعال شده است. نیز در هر ولايت يک محكمه مرافعه کار می کند و در رأس محاكم ابتدائيه و مرافعه به غرض امتياز صحت و سقم فيصله هاى شان محكمهء تمیيز قرار دارد و براى كنترول عمومى، ادارۀ عالى محاكم ساخته شده است.

الله عزوجل می فرمايد :

وَدَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ ، فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا – انبیاء : ۷۸،۷۹ –

و (يادكنيد) داؤد و سليمان را چون حكم می كردند در باب زراعت، چون شب چرید دران گوسفندان قومی، بوقت شب چرا كرد درآن گوسفندان گروهى، و بوديم بر حكم ايشان حاضر، پس فهمانديم طريق فيصله كردن خصومت را به سليمان و هر يكى را داديم حكمت و دانش.

در تفسير مظهرى نوشته است : فحكم سليمان كما فهمنا ونقض داود حكم نفسه وامضى حكمه (۲۱۲/۶) . پس حكم كرد سليمان عليه السلام چطوريكه فهمانديم وى را، و نقض كرد داؤد عليه السلام حكم خويش را و جارى نمود حكم سليمان عليه السلام را.

نيز نوشته است : ان داود أخطأ وأصاب سليمان فاثنى اللّه عليه (۲۱۴/۶) . داؤد عليه السلام (در اجتهادش درين فيصله) خطا كرد، و بحق رسيد (درين فيصله) سليمان عليه السلام، پس ثنا گفت الله تعالى بر وى.

ازين آيات كريمه محكمه های سه گانه دانسته می شود، اول : محكمه و فيصلهء داؤد عليه السلام، دوم : محكمه و فيصلهء سليمان عليه السلام، سوم : ثنای الله تعالى به سليمان عليه السلام يعنى تائيد الله عزوجل فيصلهء وی را، چنانچه كه از نقض محكمهء بالاتر (که محکمهء دوم بود) حكم محكمهء پايان نيز دانسته ميشود، والله اعلم.

قال الحسن لولا قوله تعالى : وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَ عِلْمًا، لرأيت الحكام قد هلكوا ولكن اللّه تعالى حمد هذا بالاجتهاد.

حسن بصرى رحمه الله تعالى فرموده است : اگراين قول الله تعالى : وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا. نمى بود، هر آئينه می ديديد قاضيان راكه هلاک ميشدند و ليكن الله تعالى ثنا گفت اين (داؤد عليه السلام) را به اجتهادش.

ترتيب و نحوۀ محاكمه و فيصله  :

بعد از اینکه عارض عریضهء حقوقی و یا جزایی خود را به ولسوال و یا مرجع مربوط تقدیم بکند و ولسوال آن را به محکمهء ابتدائیه ارسال بکند، و یا پس ازینکه عارض مستقیما عریضهء حقوقی خود را به محکمهء ابتدائیه تقدیم بکند، محکمهء ابتدائیه صورت دعوی را از عارض (مدعی) در دو نقل می گیرد و بعد از صحت دعوى، معروض عليه (مدعى عليه) را جلب نموده به وى ميگويد كه فلان مدعى بر شما چنين دعوى كرده است، پس يک نقل صورت دعوى را به وى می دهد و می گويد كه جواب آن را در فلان روز به محكمه بياوريد، و به مدعى نيز می گويد در همان روز تعیین شده در محكمه بيائيد تا محاكمه شروع گردد، بعد از ختم محاكمه فيصله صورت می گيرد و با موجوديت شهود بحضور طرفين حقيقى و يا حكمى دعوى ابلاغ ميشود، پس اگر هر دو جانب قناعت كردند فيصلهء مذكور تطبيق ميگردد و اگر هر دو يا يكى قناعت نكرد مرافعه طلب شده عريضهء مرافعه طلبى خود را به مرافعه تقديم نموده اعتراض خود را بر فيصله ابتدائيه به اسرع وقت ممكن – پيش از دو ماه – به مرافعه می رساند، محكمهء مرافعه آن اعتراض را بدقت ملاحظه مي نمايد.

اگر اعتراض مذكور درست نبود فيصلهء ابتدائیه را تائيد كرده طبق اصول ابلاغ می كند، اگر طرفین قناعت کردند تطبیق می شود و اگر قناعت نكردند جانب غير قانع تمیيز طلب می شود. و اگر اعتراض مذكور بر فيصلهء مذكور وارد بود فيصله را نقض نموده دوباره به محكمهء ابتدائيه ارسال می نمايد، محكمهء ابتدائيه دوباره فيصله كرده طبق اصول ابلاغ ميكند، اگر طرفين قناعت كردند تطبيق ميشود و ا گر قناعت نكردند باز جانب غير قانع عريضهء مرافعه طلبى داده اعتراض خود را به مرافعه تقديم مى نمايد، مرافعه اعتراض را به غور مى بيند و اگر اعتراض وارد نبود فيصله را تائید کرده طبق اصول ابلاغ ميكند، اگر طرفين قناعت كردند تطبيق می شود و اگر قناعت نکردند جانب غير قانع تميز طلب ميشود. و اگر اعتراض مذكور بر فيصله ابتدائيه وارد بود محكمهء مرافعه فيصله مذكور را نقض كرده خود فيصله مى نمايد، اگر طرفين قناعت كردند تطبيق ميشود و اگر قناعت نكردند جانب غير قانع تمیيز طلب ميگردد.

در صورت تميیز طلبى جانب غير قانع، مرجع تمیيز طلبى در ولايات والى ولايت و مسئول كميسيون ولايتى مى باشد، نیز ميتواند عريضهء تميیز طلبى خود را مستقيما به رياست عالى تمیيز تقديم نمايد و بعد از دادن عريضهء تمیيز طلبى اعتراض خود را بر فيصلهء مرافعه به اسرع وقت ممكن يعنى پيش از شش ماه به تميیز برساند، رياست عالى تمیيز اعتراض را به دقت كامل می بیند، محکمهء تمییز همان صلاحيت نهائى است كه بنا بر استدعاى مستدعى تميیز و يا صلاحيت قانون (نقض وابرام) صحت و سقم فيصله هاى ابتدائيه و مرافعه را ايضاح مى نمايد، هرگاه در اثر ملاحظه و تدقيق تمیيز ظاهر گردد كه حكم محاكمه ابتدائيه و مرافعه يا يكى از آنها مطابق مقررات صورت گرفته است از طرف محكمهء تميیز تائيد ميشود.

و اگر حكم بواسطهء عدم صلاحيت محكمه نقض نشده باشد بلكه  بنا بر ديگر موجبات و نواقض قابل نقض ديده شود رياست تمیيز ميتواند به محكمه مرافعهء كه حكم نموده دعوى را محول نموده و رسيدگی مجدد را امر دهد، و اگر محكمه مرافعه كما في السابق فيصله را نقض صادر نمود به محكمهء مماثل آن ارجاع ميشود و اگر باز هم فيصله ناقص ديده شد رياست تميز در آن موضوع حق قضاوت را دارد.

و اگر تميیز چنان حكم مرافعه را كه بر استدعاى (استیناف) از حیثیت انقضاى ميعاد مرافعه كرده باشد چون محكمهء متذكره علل حكم و اسباب آن را در نظر نگرفته حكم مذكور اگر منقوض ميشود واپس به مرافعه مذكور اعاده و سر از نو دوران خواهد يافت.

الاماره : مطبوعات دشمن نیز هر از گاهی اعتراف می کند که مردم افغانستان محاکم قضایی امارت اسلامی را بر محاکم قضایی رژیم ترجیح می دهند، دلیل برتری محاکم قضایی امارت اسلامی چه است ؟

 شیخ صاحب :  سه چيز اساسى، محاكم امارت اسلامى را بر همه محاكم و بخصوص بر محاكم ادارۀ مزدور کابل ترجيح و برترى داده است.

۱ : فيصله هاى محاكم امارت اسلامى كاملا بر مبناى شريعت اسلامى استوار بوده و هرگز قوانين خودساختهء بشری دران جا ندارد، لهذا مورد قبول همگان قرار گرفته است. زيرا قضات امارت اسلامى، عالمان جید کشور اند كه به فقه اسلامى مهارت خاص داشته مسائل را از روی قوانين اسلامى حل می کنند، نه از ماده هاى خودساخته و مخالف شريعت اسلامى، به خلاف قضات ادارۀ مزدور که بیچاره گان در پهلوى بى علمى در امور شريعت، بیشتر به قوانين غير اسلامى تكيه دارند، لذا مسلمانان از فيصله های آنان نفرت دارند.

۲ : محاكم امارت اسلامى بدون كدام انگيزه، فشار و عاقبت بينى به مجرد ختم محاكمه و ظاهر شدن حق، به سرعت فيصله مي نمايند، به خلاف ديگران كه طمع، فشار، عاقبت بينى و دیگر ملحوظات غير شرعى دامن گير شان شده، نه به حق می رسند و نه به زودی فيصله می توانند.

۳ : فيصله هاى قضات امارت اسلامى عاجل تطبيق می گردد، زيرا مجاهدين بخاطر رضای الله تعالى و پياده كردن شريعت مى رزمند و تطبيق فيصلهء شرعى را عبادت می دانند، به خلاف ديگران كه از يكطرف غلامى به اشغالگران ایشان را روز بروز از دين مقدس اسلام دور می نمايد و نه تنها به فيصلهء قاضى بلكه به مقدسات دين اهميت نمی دهند، از طرف ديگر به مرض نفاق و فسق مبتلا اند، لهذا بعضى ها به دلیل كفر و نفاق و بعضى ها بر اثر فسق فيصلهء قاضى را نادیده می گیرند و تمسخر می كنند.

الله تعالى می فرمايد : كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ – مطففین : ۱۴ –

هرگز، بلكه زنگ بسته است بر دلهاى ايشان آنچه می كردند.

هر گنه زنگيست بر مرآت دل – دل زين گونه زنگها شود خوار وخجل

الاماره : آیا امارت اسلامی برای محاسبهء مسئولین، مجاهدین و کارمندان خود نیز سستم قضایی و عدلی دارد ؟

شیخ صاحب : بلى امارت اسلامى نه تنها براى محاسبه بلكه براى محاكمهء شرعى مسئولين و كارمندان خود در همه امور  بخصوص در صورت ادعاى رعيت، محكمهء نظامى را فعال كرده است كه در همچو دعاوى فيصله هاى بزرگ صادر كرده است و ان شاء الله صادر می كند.

الاماره : مردم بیشتر در کدام مشکل (مثلا : مشکل خانوادگی، جنجال بر سر زمین، قتل و قتال و……..) به محاکم قضایی مراجعه می کنند و برای پاکسازی جامعه ازان مشکل، به مردم و ملت از نگاه قرآن و سنت و فقه اسلامی چه توصیه ای دارید ؟

شیخ صاحب : مردمی كه به محاكم امارت اسلامى مراجعه مي نمايند، در پهلوى ديگر دعاوى بيشتر بر سر زمين دعوى دارند، زيرا تهاجم دو ابر قدرت جهانى – شوروی ها و سپس امریکایی ها – بر افغانستان، ارزشهاى مادى و معنوى مردم را دگرگون ساخته و مردم  را به ترک خانه و زمين مجبور كردند، لهذا علاوه از مشكلات خانوادگى و قتل هاى بى مورد وغيره وغيره، تصاحب خانه و زمين های بیشتر بی جا شدگان از سوى زورمندان دولتى، مافياى بی رحم و حتى از جانب همسايه ها، باعث جار و جنجال شديد و تراكم دعوی ها در قضا شده است.

بر مردم رنجديده و شهيدپرور افغانستان لازم است، جهادى را كه برای رضای الله تعالى كردند و می كنند، و هجرتى را كه بخاطر دين اسلام نمودند، در نظر گرفته به همچو مشكلات صبر نموده طلب ثواب نمايند و راه هاى معقول را جستجو كنند.

الله تعالى ميفرمايد :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ – بقره : ۱۵۳ –

اى مسلمانان ! مدد بجوئيد (در تحصيل ثواب آخرت) به صبر و نماز، هر آئينه خدا با صابران است.

اگر دعوى می كنند، مطابق اصول اسلامى بدون لفاظى، تحقير و تكليف يكديگر دعوى نمايند.

الله تعالى می فرمايد :

وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ – الحجرات : ۱۱ –

و عيب مكنيد یکدیگر را و مخوانید يكديگر را به لقب هاى بد، بد نامى است فاسقى بعد از ايمان آوردن، و هر كه توبه نكرد، پس آن جماعت ايشانند ستمگاران.

و كسانيكه بر خانه و زمين و مال هموطنش تجاوز كردند، بدانند كه گرفتن مال مسلمان بدون اجازه اش حرام بوده و عذاب دنيوى و اخروى را در قبال دارد، الله عزوجل می فرمايد :

وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ – بقره : ۲۸۶ –

و مخوريد اموال یکدیگر را درميان خود به ناحق.

الاماره : آیا نظام قضایی و عدلی امارت اسلامی توانسته است، مکلفیت خود را در چنین وضعیت دشوار و ناگوار جنگی بخوبی ادا بکند ؟

شیخ صاحب : بلى،  محاكم امارت اسلامى به توفيق پروردگار توانسته است در همچو حالات ناگوار و جنگى مسئوليت خود را حسب توان و طاقت انجام دهد، الله تعالى می فرمايد :

لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا – بقره : ۲۸۶ –

خدا واجب نمي كند بر هيچ كسی، مگر مقدار طاقت او.

نمونهء بارز انجام مسئوليت، مراجعهء روز افزون مردم به محاكم امارت اسلامی و اعتراف اشغالگران و معاونين شان به برترى محاكم امارت اسلامى است.

الاماره : در اخیر، چه پیامی دارید برای ملت، مجاهدین، قضات، علما و طلبای کرام ؟

شیخ صاحب : اى ملت مسلمان افغانستان !

بدانيد كه قضات امارت اسلامى با تحمل مشقات گوناگون به آوردن عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم، درمیان شما مصروف خدمت اند. لهذا از شما می خواهند كه در دعوی های خود از كمال صداقت كار گرفته صورت دعوى و دفع دعوی را صحيح و مبنى بر حقيقت بنویسید. تا ايشان با در نظر داشت آن به فيصلهء حق برسند. اين را نيز بدانيد، بسيار كم اتفاق مى افتد كه حق بجانب هر دو متداعی باشد، بلكه حتماً يكى از ايشان نظر به دلائل ارائه كرده، ظاهرا حق بجانب شناخته شده فيصله به نفع آن صورت ميگيرد .

پس محكوم عليه آگاه باشد كه : حفظ كرامت انسانى وى هميشه ملحوظ نظر قضات محترم بوده و است، لذامحكوم عليه هرگز به فكر اين نباشد كه كرامت انسانى اش خدا ناخواسته پامال و حق وی تلف شده است، تا در صدد گمان بد و غيبت بر خدمتگاران نظام عدلی شود، خوب ميدانيم كه گمان بد و غيبت از جمله گناهان كبيره اند، الله تعالى می فرمايد :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيم – حجرات ۱۲ –

اى مسلمانان احتراز كنيد از بسيارى گمان، هر آئينه بعض گمان گناه است، و تجسس مکنید، و غيبت نكند بعض شما بعضى را، آيا دوست ميدارد كسى از شما كه بخورد گوشت برادر مردۀ خود را ، پس متنفر شويد از آن و بترسيد از خدا، هرآئينه خدا توبه پذير مهربان است.

و محكوم له آگاه باشد كه : اگر ميداند دعوى اش باطل است مگر بحضور قاضى دلائلى به ظاهر صحيح را ارائه می كند كه سببِ فيصله به نفع وى می شود، آن مال به قضای قاضى برای وی حلال نميشود، بايد آن را به محكوم عليه مسترد نمايد، تا سبب عذاب اخروى نشود.

عن أم سلمة قالت : قال رسول الله صلی الله علیه وسلم إنكم تختصمون إلي وإنما أنا بشر ولعل بعضكم أن يكون ألحن بحجته من بعض فإن قضيت لأحد منكم بشيء من حق أخيه فإنما أقطع له قطعة من النار فلا يأخذ منه شيئا.قال أبو عيسى حديث أم سلمة حديث حسن صحيح (ترمذى ۱/۳۸۱ ، نسائى ۲/۳۰۶)

از ام سلمه رضی الله عنها روايت است كه نبى اكرم صلی الله علیه وسلم فرمود : شما خصومت می كنيد و می آیيد نزد من، من بشر هستم، شايد بعض شما بسيار فصيح و زيرک باشد در بيانِ حجت و دليل از بعض دیگر (یعنی سخن خود را زينت دهد، حتی گمان كنم آن را صادق در دعوى اش) ، پس اگر حكم كردم براى يكى از  شما به چيزى از حق برادرش، پس قطع كردم براى آن قطعه ای از آتش را، پس (باید) نگيرد ازان چيزى را.

اى اهل علم و معرفت !

بيائيد خواهش امارت اسلامى را پذيرفته منصب قضا را به هدف تحقق عدالت قبول نمائيد، چنانچه عثمان رضی الله عنه براى ابن عمر رضی الله عنهما بگفت : برو، قضاوت كن در بين مردم، كراهيت نداشته باش از قضا، پدرت (عمر رضی الله عنه) هم قضاوت كرده است .

عن عبد الله بن موهب أن عثمان قال لابن عمرإذهب فاقض بين الناس قال أو تعافيني يا أمير المؤمنين قال فما تكره من ذلك وقد كان أبوك يقضي ؟الخ (ترمذى، باب ما جاء عن رسول الله صلی الله علیه وسلم فى القاضى ۱/۳۷۹)

اى مجاهدين سربكف !

در پهلوى جهاد فى سبيل الله برای اخراج اشغالگران و سركوبى مزدوران آنان، در تطبيق امور شرع به خصوص در تطبيق فيصله هاى قضات تان از هيچ نوع همکاری و فداكارى دريغ ننمائيد، زيرا اميرالمؤمنين – حفظه الله – به شما امر كرده است كه فيصله هاى قضات را تطبيق نمائيد، و اطاعت از امير بر رعيت لازم است، الله تعالى می فرمايد :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ – النساء : ۵۹ –

اى مومنان فرمانبردارى كنيد خدا را و فرمانبردارى كنيد پيامبر را و فرمان روايان را.

قضات محترم و مراجع عدلی، به امور ذيل توجه خاص نمايند :

۱ : کوشش نهایی نموده به حق فیصله نمایند و هرگز خواهش نفس را پیروی نکنند، الله تعالى مي فرمايد :

يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ – ص : ۲۶ –

اى داؤد هر آئينه ساختيم ترا جانشين (پادشاه) در زمين، پس حكم كن ميان مردمان به راستى و پيروى مکن خواهش نفس را كه آن گمراه كند ترا از راه خدا، هر آئينه آنانی كه کج می شوند از راه خدا، ايشان را است عذاب سخت، بسبب آنكه فراموش كردند روز حساب را.

عن بريدة أن النبي صلی الله علیه و سلم قال : القضاة ثلاثة قاضيان في النار و قاض في الجنة رجل قضى بغيرالحق فعلم ذلك فذاك في النار و قاض لايعلم فأهلك حقوق الناس فهو في النار و قاض قضى بالحق فذلك في الجنة (ترمذى، شاكر و سنن الكبرى للبيهقى ۱۰/۱۱۷)

از بريده رضی الله عنه روايت است كه نبى اكرم صلی الله علیه وسلم فرمود : قضات سه قسم است، دوى آن در دوزخ  می روند و يكى آن در جنت، مردى بغير حق قضاوت كند و بداند (که به ناحق قضاوت کرده است) پس آن در دوزخ است، قاضی كه نمی داند و حقوق مردم را ضايع ميكند آن نیز در دوزخ است، و قاضی كه به حق فيصله می كند در جنت است.

عن أبي هريرة قال : قال رسول الله صلی الله علیه وسلم إذا حكم الحاكم فاجتهد فأصاب فله أجران و إذا حكم فأخطأ فله أجر واحد (ترمذى، باب ما جاء فى القاضى يصيب و يخطی ۱/۳۷۹)

از ابى هريره رضی الله عنه روايت است كه نبى اكرم صلی الله علیه وسلم فرمود : وقتيكه ارادۀ حكم نمايد قاضى، پس كوشش كند و به حق برسد، براى وى دو اجر است، و اگر حكم كند و خطا شود، برايش يک اجر است.

۲ : قضات محترم هرگز خواهشات مردم را پيروى نكنند، الله تعالى می فرمايد :

فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ – المائده : ۴۸ –

پس حکم کن میان ایشان به آنچه فرو آورده است خدا و پیروی مکن خواهش های ایشان را، اعراض كنان از آنچه آمد به تو از حكم الهى.

۳ : قضات گرانقدر هرگز از طرف خائن و ظالم خصم نگردیده ايشان را حمايت نكنند، الله تعالى می فرمايد :

إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيماً – النساء : ۱۰۵ –

هر آئينه فرو آورديم بسوى تو كتاب را براستى، تا حكم كنی ميان مردم بر آنچه شناسانده است ترا خدا، و مباش خصومت كننده به حمايت خيانت كنندگان.

بار دیگر سپاس بی حد از جناب شما که با فرموداتِ آراسته به آیات قرآنی و احادیث نبوی صلی الله علیه وسلم خوانندگان گرامی الاماره را مستفید نمودید، اجرکم عند الله.