تازه ترین ها

رژیم کابل و انتخابات احتمالی

رژیم کابل و انتخابات احتمالی

حبیبی سمنگانی

آگاهان اتفاق دارند که امریکا در طی ۱۷ سال و با مصارف بیش از یک تریلیون دالر نتوانست رژیم خودکاشته اش را در افغانستان به دولت تناور تبدیل بکند و یا هم حد اقل ارگان های نظامی رژیم را به پاهای خود استوار بسازد. سیر نزولی حکومتداری رژیم در عرصه های سیاسی، نظامی و اقتصادی سرعت یافته است و به یقین می توان گفت که رژیم چند سرۀ کابل در بدترین وضعیت قرار دارد. واقعیت اینست چنانکه ایجاد رژیم چند سره حماقت بزرگ امریکا بود، اصرار بر بقای این رژیم نیز حماقت بزرگی است. تداوم این رژیم تنها می تواند مشکل امریکا و مردم افغانستان را بیفزاید و بس.

انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴ باور نسبی مردم بر روند انتخابات در افغانستان را از بین برد. سپس جریانات سیاسی چهار سال اخیر، مثلا : تشکیل رژیم چند سره، اختلافات روز افزون سران رژیم، ناتوانی اشرف غنی و عبدالله در برابر زیردستان، موقف های متضاد سیاستمداران، غلبهء سیاست های نژادی، لسانی و سمتی و…….. چهرهء واقعی، مغرضانه و قدرت خواهانهء سیاستمداران را برای افغان ها روشن و مبرهن ساخت. بلی، سیاستمداری نبوده است که درین چند سال گذشته بر نیکنامی خود افزوده باشد و یا حد اقل قدر و منزلت نسبی خود را حفظ کرده باشد. همه فاش شدند، رسوا و رو سیاه شدند.

از همینست از روزیکه بار دیگر سر و صدای انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری داغ گردیده است، سوال های تلخی در ذهن مردم خطور می کند. افغان ها می دانند کرسی های ارگ، وزارتخانه ها و پارلمانِ رژیم کابل (و حتی ریاست های خورد و بزرگ) در حقیقت از سوی کاخ سفید و پنتاگون توزیع می گردد، اما امریکایی ها پروسه ای را بنام انتخابات به راه انداخته از یکسو جامعهء جهانی را فریب می دهند (که گویا زمامداران افغانستان در نتیجهء یک عمل دموکراتیک انتخاب می شوندو به قدرت می رسند) و از سوی دیگر آتش تفرقه و عصبیت های قومی، نژادی و سمتی را در جامعهء افغانی داغ تر ساخته، برای تداوم اشغال زمینه سازی می کنند.

پول های هنگفت دالری که در مبارزات انتخاباتی افغانستان صرف می شود در بسیاری از کشورهای پیش رفته و یا مترقی حتی متصور هم نیست. بلی، هر کدامی از کاندیدان مطرح ریاست جمهوری صدها ملیون دالر در کمپاین های انتخاباتی شان خرج می کنند. قابل ذکر است که کاندیدان ریاست جمهوری از روی قانون انتخاباتی سال ۲۰۱۴م اجازه نداشتند که بیش از ۱۰ ملیون افغانی در مبارزات انتخاباتی خرج بکنند، اما واقعیت اینست که کاندیدان مطرح در سطح هر ولایت و حتی در بعضی جاها در سطح یک ولسوالی بیش از ۱۰ ملیون افغانی صرف کرده اند.

جای تعجب اینست که این کاندیدان هیچ منبع قانونی و رسمی برای جمع آوری این پول ندارند. بلی، کاندیدان ریاست جمهوری امریکا در جریان مبارزات انتخاباتی حدود دو ملیارد دالر خرج می کنند، اما امریکا کشوری است که خود را یگانه ابر قدرت عصر می داند، ۳۲۵ ملیون جمعیت دارد (سومین جمعیت بزرگ جهان) ، ۱۹ تریلیون دالر تولید ناخالص داخلی امریکا است (دوم در سطح جهان) و هر فرد امریکایی حدود ۶۰ هزار دالر درآمد سالانه دارد. به تعبیر آسان تر، مصارف انتخاباتی امریکا به یک در صد عوائد مجموعی آن کشور هم نمی رسد، اما بالمقابل افغانستان با جمعیت سی ملیون نفری و در حالیکه درآمد سالانهء هر فرد افغانی به ۶ صد دالر هم نمی رسد چگونه می تواند صدها ملیون دالر را در مبارزات انتخاباتی صرف بکند.

در امریکا و یا بیشتر کشورهای جهان، نظام قانونی جمع آوری پول برای مبارزات انتخاباتی وجود دارد و کاندیدان تا حد زیادی نمی توانند ازان نظام سرپیچی بکنند. اما در افغانستان نه نظام وجود دارد و نه هم کاندیدان پاسخگو هستند که این پول هنگفت را از کجا بدست می آورند؟ اما برای افغان ها پنهان نمانده است که تمام این پول ها از منابع خارجی بدست کاندیدان می رسد. بلی، نه تنها سفارت امریکا بلکه چندین سفارت های دیگر غربی و آسیای به کاندیدان پول می دهند و یا به آلفاظ آسان تر کاندیدان را می خرند. هدف امریکا و کشورهای که بر کاندیدان ریاست جمهوری و یا پارلمانی افغانستان سرمایه گذاری می کنند برای همگان هویدا است.

شاید انگشت شمار سیاستمدارانی باشد که در ۱۷ سال اخیر به نوعی از انواع در رژیم دست نشانده کرزیی و غنی بر کرسی ای متمکن نبوده باشند. بلی، همگان از سیاست استعماری و غلام پروری امریکا و غرب به اشکال گوناگون بهره گرفتند، تعلیمات و مقدسات اسلام و مصالح منافع ملی را لگدمال نموده، دوشادوش اشغالگران برای تطبیق پالیسی های اسلام ستیز و افغان ستیز آنان از دل و جان کوشیدند. بناءً افغان ها از سیاستمدارانی که می خواهند با شعارهای نمایشی در انتخابات احتمالی سهم بگیرند هرگز امیدی ندارند.

کاندیدان انتخابات احتمالی نیز جز شعارهای زهرآلود و نفرت انگیز دیگر حرف و گفتنی برای مردم ندارند. سیاست های قومی، نژادی و سمتی این کاندیدان، هماهنگی و همبستگی ملی افغان ها را به شدت متضرر ساخته است. پیکر جامعهء افغانی از سیاست مغرضانه و خصمانهء ایشان رنج می برد. ایشان بجای اینکه دردهای کشور و ملت را مداوا بکنند، بر زخمهای مردم نمک می پاشند. از همینست افغان ها بجای اینکه از پروسهء انتخابات استقبال بکنند و علاقه مندی نشان بدهند، بر انتخابات نفرین می فرستند و بیزاری نشان می دهند.

اگرچه سران رژیم و کمیسیون انتخابات ادعا دارند که بیش از ۸ ملیون نفر برای رای دهی در انتخابات احتمالی ثبت نام کرده اند، اما تقریباً همه نهادهای ناظر و احزاب سیاسی که در انتخابات سهم می گیرند اتفاق دارند که حد اقل ۵ ملیون نام ها خیالی و تقلبی است. واقعیت اینست که شمار ثبت نام کنندگان واقعی شاید ۲ ملیون هم نباشد، زیرا در جریان روند ثبت نام نه تنها نهادهای ناظر، رسانه های داخلی و خارجی و احزاب سیاسی، بلکه سران و مقامات رژیم نیز بر ناکامی و کندی این روند به صراحت اعتراف داشتند و بی توجهی مردم به روند ثبت نام سرخط خبرها بود.

قابل ذکر است که طالبان مخالفت خود را با پروسهء انتخابات جعلی و تقلبی رژیم کابل به جدیت و صراحت ابراز داشته اند و مردم را به عدم مشارکت درین پروسهء امریکایی توصیه کرده اند. با توجه به اینکه طالبان اکنون بیش از ۷۰ در صد کشور را در کنترول دارند، امریکایی ها و رژیم کابل با سوال دیگری نیز مواجه هستند. بلی، آیا انتخاباتی که در کمتر از نصف کشور صورت می گیرد می تواند ممثل آرای همه مردم کشور باشد ؟

اما پاسخ این سوال مهم نیست، زیرا اگر (فرضاً) انتخابات در همه نقاط کشور برگزار شود و دو ملیون نه، بلکه ده ملیون افغان ها رای بدهند، باز هم برندۀ انتخابات از سوی کاخ سفید و پنتاگون اعلام می گردد و هدف از برگزاری انتخابات چنانکه در فوق ذکر شد تنها فریب دادن جامعهء جهانی و داغ نگهداشتن آتش خشونت های قومی، سمتی و نژادی می باشد و بس.

واضح است که هیچ امیدی برای بهتری وضعیت سیاسی، نظامی و اقتصادی رژیم کابل وجود ندارد، این رژیم با گذشت هر روز به فروپاشی و نابودی نزدیک تر می شود.

Related posts