خدا رحمت کند این عاشقان پاک طینت را

خدا رحمت کند این عاشقان پاک طینت را

صارم محمود

در فیسبوک مطالب و اخبار تازه را دنبال می کردم و صفحات این و آن را نگاه می کردم، ناگهان عکسی را دیدم که کاملا شوکه ‌ام کرد و مات و مبهوت‌ ماندم، عکس چند تن از دوستان و همسنگران ما، که چندی پیش در سنگرهای داغ ولایت فراه با هم در مقابل دشمنان دین و شریعت می ‌جنگیدیم و پر خاطره‌ ترین روزهای زندگی مان را سپری می ‌کردیم، عکس شهید اخلاق، شهید نورالله معتصم و شهید قهرمان که واقعا ساکت وحیرت ‌زده، خیره شده بودم به این عکس ‌ها، باور کردن شهادت این شیران مردان برایم ممکن نبود.

بلی، چند ماهی سپری نمی‌ شود که از آن ها جدا شده بودم، ناخود آگاه اشک ‌های غم و اندوه بر گونه ‌هایم حلقه زد و آه سردی از سینه‌ پر حسرتم برآمد. خدا یا این چه دردیست ! چندی قبل فراق عالم، مجاهد و امیر متقی حافظ احساس، دل ها را داغ داغ کرد و بعد از او جدایی شیخ خالد، سیلی از اشک از چشمان ما جاری ساخت و هم ‌اینک فراغ این دوستان.

«پشت‌رود» ! باید چقدر قربانی دهی تا خاک فراه را از لوث مزدوران و خائنان پاک بینی، آیا خون عبدالسلام راکدی، شهید سیلاب، شهید انتقام، شهید احساس و شهید خالد – رحمهم الله – کافی ‌نبود ؟

حقیقتی را که بندۀ حقیر در این چند مدتی که در ولایت “فراه” تشکیل بودیم، با چشمان ‌‌سر مشاهده کردم و برایم تبدیل به یک نوع باور و امان گشت، این بود که هر فردی را الله تعالی درجه شهادت نمی‌ دهد، شهدا واقعا به شکل گلچین انتخاب می ‌شوند، از میان صدها تن، بهترینِ بهترین ‌ها، خوش اخلاق ‌ترینِ خوش ‌اخلاقان و مخلص ‌ترینِ مخلصان را خداوند متعال انتخاب می‌کند.

راست گفته است شاعر :

هر گلی که به گلستان بیشتر دهد صفا / گلچین روزگار همانش نمی‌ دهد

افراد نامبرده واقعا انسان های عجیب و از صفات بالایی برخوردار بودند، فرشته‌ هایی بودند که در لباس انسان بر روی زمین راه می ‌رفتند، سنبل ایثار و فداکاری و نماد اخلاص و خداترسی بودند، ساده و بی ‌تکلف می ‌زیستند، نهایت احترام را به قشر طلبه و عالم می‌گذاشتند، هوای مهاجرین را بی ‌حد داشتند و پیوسته برای دلجویی ‌شان تنوع ایجاد می‌کردند، غیرت وایمان چنان در رگ ‌های شان موج می ‌زد که انگار پاره‌ هایی از آتش ‌اند، انگار نمونه ‌ای عملی مجاهدان موصوف در قرآن عظیم الشان بودند «أذلة على المؤمنين وأعزة على الكافرين» ، خستکی برای شان معنایی نداشت، شب و روز در حال جهاد و مبارزه بودند، خواب را از سر دشمان ربوده بوده و عاشقانه در این سنگر و آن سنگر دنبال شهادت می‌گشتند، حقا که خستگی‌ ها را خسته کرده و با عشق و شوق سر به کف به لقای پروردگار شان پیوستند.

هرگز این کلمات تاریخی شیخ خالد را از یاد نخواهم برد، که می ‌فرمود : فتح و پیروزی با نشستن در خانه و با تنبلی و کسالت نمی ‌آید، باید از خود گذشتگی نشان داد، خستگی برداشت کرد، زمانی بود که مقدار کمی از پشت رود بدست ما بود، بعد از جهاد ومبارزۀ پی ‌در پی و بعد از خستگی ‌ها و شب بیداری ‌ها توانستیم اکثر شهر فراه را فتح نماییم وجز محوطهء شهر را بر دست دولت چیزی ديگری باقی نگزاریم‌‌‌.

واقعا همت بالا و خستگی ناپزیر داشتند، به یاد دارم که شب ها تا دیر وقت کار فتح یک پوسته را انجام می ‌دادند، یا اینکه ماینی را نصب می‌کردند و خواب را برخود حرام می‌دانستتند، تا اینکه صبح می‌شود وصبح در کمین دشمنان اسلام می‌ماندند تادیر وقت، انگار که با زبان حال شان می‌گفتند : خواب و راحتی را برای آن دنیا گذاشتیم، این دنیا جای استراحت نیست.

خدا رحمت کند این عاشقان پاک طینت را

Related posts